<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مسعود ده نمکی</title>
<link>http://dehnamaki.blogfa.com/</link>
<description>اگر نظر مفصل تری دارید با آدرس تهران صندوق پستی 3699- 16765 مکاتبه کنید</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 28 Jun 2008 15:43:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>کدام استقلال ؟ کدام پیروزی؟ بین فوتبالی ها</title>
<link>http://dehnamaki.blogfa.com/post-556.aspx</link>
<description>
&lt;TABLE width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=articleBody id=pgf&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;دومین همایش فوتبال و رسانه با موضوع بررسی نقادانه مدیریت فوتبال باشگاهی کشور برگزار می شود. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=articleBody id=cnt&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;به گزارش &quot;راه فیروزه &quot;،در این همایش مسعود ده نمکی (کارگردان فیلم مستند کدام استقلال، کدام پرسپولیس) به بیان دیدگاه های خود در خصوص مدیریت فوتبال و نقش این ورزش در جامعه می پردازد. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;همچنین قرار است مدیران عامل باشگاه های سپاهان اصفهان، استقلال و پرسپولیس تهران و همچنین نمایندگان سازمان تربیت بدنی در این همایش فعالیت های یکسال اخیر باشگاه را تشریح کنند. &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;FONT size=4&gt;دومین همایش بزرگ فوتبال و رسانه دهم تیرماه سال جاری در سالن شهید آوینی فرهنگسرای رسانه  برگزار خواهد شد&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Jun 2008 15:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dehnamaki&amp;postid=556</comments>
<dc:creator>dehnamaki</dc:creator>
<guid>http://dehnamaki.blogfa.com/post-556.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقای احمدی نژاد مراقب غضنفر ها باشید </title>
<link>http://dehnamaki.blogfa.com/post-555.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffff00 size=6&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffff00 size=6&gt;زنده باد زاپاتا!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سه سال پیش در چنین روزی  یعنی درست سوم تیر نامه ای برای آقای احمدی نژاد که هنوز دوروبرش شلوغ نشده بو د نوشتم و امروز که به آن نامه نگاه می کردم مرا از نوشتنمطلب جدید  و به مناسبت سوم تیر که قصد آن را داشتم منصرف کرد... گرچه قصد داغرم در روزهای پایانی ریاست جمهوری ایشان نیز در نامه ای ... بماند تا آ» زمان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید می بایست یک نامه برای خودم می نوشتم. حالا که دوره نامه بازی است شاید یک مقدار مرا به خود بیاورد .....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست دارم ارزیابی شما دوستان را ازین نامه بدانم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی قصه ما دروغ بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام عليكم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گرچه مي‌دانم هرچه به جلوتر مي‌رويم، علي‌الظاهر دوران غربت شما در راهي كه در پيش گرفته‌ايد كمرنگ‌تر مي‌شود و نبايد با زياده‌گويي موجبات تصديع اوقات را فراهم كرد، اما براي يك بار و آخرين بار قبل از اين ‌كه رسما بر جايگاه مسووليت خود تكيه زنيد از باب وظيفه! نكاتي هرچند به ظاهر ناخوشايند را با وجودي كه علم و درايت آن بزرگوار بر حقير پوشيده نيست معروض مي‌دارم. البته اين جسارت را در پاكوبيدن‌هاي زمين صبحگاه دوكوهه و ... از شيرمرداني چون شما ياد گرفته‌ام و چه بسا امروز اين خلق و خو را برخي از همان شيرمردان ديروز و قدرتمندان امروز از ما نمي‌پسندند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادر بزرگوار! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به صراحت بگويم، گرچه توان خود را براي حصول نتيجه در انتخابات صرف كردم اما در ته دل اميد داشتم كه با همه‌ي ترفندهاي بدخواهان، نتيجه از آن ديگران باشد و ما هم‌چنان در موضع نقد و طلبكاري بمانيم! چون از امتحان به شدت مي‌ترسيدم؛ چرا كه قدرت به تعبير مولا «مزاميرالرجال»_است، ولي بر حسب روايات قشر مثل مايي نيز براي اثبات اين‌كه «فقط او مي‌تواند» بايد امتحان دهد. [بحارالانوار – جلد 52 – ص 246 حديثي از امام صادق (ع)] به شرط اين‌كه اين انتظار مثبت و هدايت شده به سمت «اليس الصبح بقريب» همراه باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادر گرامي! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از كساني كه با صراحت تمام در اردوگاه ديگران و به طرفداري از آنها در عرصه‌ي انتخابات اعلام موضع كردند نگراني نداشته باشيد؛ چرا كه حداقل صداقت آنها در بيان شفاف مواضعشان بر نفاق برخي مدعيان جبهه‌ي خودي ارجحيت دارد و برخلاف اينها اسلام و انقلاب و اصولش از آن طيف آسيب جدي نديده است كه قابل جبران نباشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;در آينده‌اي نزديك مشكل شما با كساني خواهد بود كه سال‌هاست ياد گرفته‌اند ديگران را نقد كنند و خود نقد نشوند و خود را پشت سر ولايت و انقلاب و ارزش‌ها مخفي كنند و نقد خود را مخالفت با اسلام و انقلاب و ولايت قلمداد كنند. نمود اين دوستان مدعي كم‌مايه در همه‌ي عرصه‌ها مشهود است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مديريت‌هاي اجرايي و فرهنگي در عرصه‌هاي رسانه‌اي و هنر منسوب به آنها كه قشري‌نگري و مونولوگ از آن مي‌بارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جمود و تحجر و كم‌مايگي از بزرگ‌ترين آفت‌هاي قشر متاسفانه خودي است كه صد متاسفانه اين آسيب عموميت پيدا كرده تا آن‌جا كه عقب‌ماندگي آنها از تحولات زمانه باعث هزينه‌هاي سنگيني به نظام و انقلاب شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنها كه خود را معيار حق مي‌دانند و بر طبل «هركه با ما نيست بر ماست» مي‌كوبند از دايره‌ي كلام گهربار «اشداء علي الكفار رحماء بينهم» خارج شدند و بدين ترتيب با اتهام و انگ زدن به عناصر دلسوزي كه سال‌ها پيش از ديگران متوجه اين آسيب‌ها مي‌شدند، موجب بريدگي، طرد و انزواي اين افراد را فراهم كرده‌اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادرم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;گفتمان عدالت كه شعار غالب شما در انتخابات بود با هزينه‌ي آبروي بسياري از اين افراد فراگير و در افكار عمومي جايگاه پيدا كرد وگرنه حضرت‌عالي نيز تصديق مي‌نماييد كه صرفا با يك دوره تبليغات اين پذيرش همگاني حاصل نمي‌شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;جنگ عدالت‌خواهي برخلاف دفاع مقدس هزينه‌هايي به سربازان گمنام خود تحميل كرد كه جز حضرت حق را بهاي اين هزينه‌ها نيست با اين تفاوت كه بر زخم‌هاي دفاع مقدس با تعيين درصد و سهميه ارزش‌گذاري كرده‌ايم ولي بر زخم‌هاي سربازان جهاد عدالت‌خواهي، مرهمي نمي‌گذاريم كه هيچ، حتي با خوشنام نخواندن آنها از اين طيف پرهيز مي‌كنيم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;اين خصلت شايد در فيلم سرگذشت «زاپاتا» به خوبي نشان داده شده، آن‌جا كه خود او كه از شورشيان بر حاكم زمان خود بود و با حاضرجوابي و شجاعت، توجه آن حاكم را جلب كرد و وقتي نامش را پرسيد و او در جواب با لحن خاص مكزيكي گفت «اميليانو زاپاتا» و وقتي خود به قدرت رسيد و فريادهاي مردم در برابر تظلم‌خواهي آنها از برادرش و سر و صدا و شجاعت يكي از معترضين نسل جديد و پرسيدن نامش، او را به ياد روز اول قيام خود انداخت و به خود آمد و برادرش را تأديب كرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز به جاي پرهيز از آن مجاهدان بايد به دنبال دلجويي از آنها باشيم كه عدالت در اين است و كاري را كه ديگران با ما بعد از اتمام جنگ هشت ساله و با سر كار گذاشتن و طرد و نفي نسل جبهه و خون داده به بهانه‌ي شاداب كردن مردم و پايان تاريخ مصرف خون دادن‌ها انجام دادند به اسم‌هاي مختلف با اينها نكنيم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقاي احمدي‌نژاد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تحول‌گرايي مورد اراده‌ي شما با مقاومت سخت در جبهه‌ي خودي مواجه خواهد شد؛ آنها كه از درك شرايط زمانه خود به نظر بنده يك دهه عقب هستند. گرايش اين قشر به فعاليت‌هاي سياسي و فرهنگي سازمان‌يافته از سال 78 به بعد نشان‌دهنده‌ي غفلت ده ساله آنها از سال 68 تا 78 است و جالب اين است كه با قدرنشناسي از خط‌ شكنان اين عرصه‌ها پا در جاي پاي اسلاف مديريتي خود گذاشتند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اينها زير بار حرف زور نمي‌روند [مگر اين‌كه زورش خيلي پرزور باشد] و اين اقتضائات زمانه بود كه آنها را وادار به پذيرش جوان‌گرايي و كار رسانه‌اي و حزبي و تشكيلاتي كرد وگرنه در ليست‌هاي انتخاباتي چند دوره‌ي گذشته روند چهره‌هاي تكراري و ثابت هم‌چنان ادامه داشت. البته حتي تاكيد بر برخي مصاديق و مواضع در انتخابات اخير نشان داد كه چرخش‌هاي آنها تاكتيكي بوده نه اصولي و مواضع همين دوستان در انتخابات نشان داد كه چقدر پايبند اصول‌اند!!! و تا كجا حاضرند تغيير قيافه دهند و پوست‌اندازي كنند و حرف‌هايي بزنند كه ديگران را به پاي همين اتهامات حذف و بي‌آبرو كردند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اينها حتي در دفاع خود از ارزش‌ها و همين مقوله‌ي عدالت، مصلحت‌انديش هستند نه اصولگرا. يادم مي‌آيد در سال 79 وقتي نامه‌اي براي آقاي هاشمي نوشتم و از جايگاه ايشان نزد افكار عمومي برايش گفتم در آن زمان همين منتقدين امروز هاشمي او را ركن نظام مي‌خوانند و براي منافع خود آرزو مي‌كردند كه او رييس مجلس ششم شود، اين نامه را متهم به افراط‌گرايي و حتي نفوذي بودن مي‌دانستند. اما امروز خود بي‌محابا حتي آن‌چه را كه سزاوار نبود گفتند. راستي اين چيزي جز منفعت‌طلبي و و به تعبير امام علي (ع) عقب بودن از زمانه‌ي خود است! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقاي احمدي‌نژاد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;مي‌دانم امروز شايد اين حرف‌ها را جدي نگيريد اما دور نيست آينده‌اي كه از اين قشر، خون دلها بخوريد و پشيمان از اين شويد كه چرا در همين اول كار تكليف خود را با اين مدعيان كم‌مايه و به تعبير امام «مارهاي خوش خط و خال ظاهرگرا» معلوم نكرده‌ايد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طليعه‌ها و رگه‌هاي اين خودبزرگ‌بيني دوستان را در كلام و بيانات به ظاهر هوادارانه و متكبرانه به وضوح مي‌بينم «ما شما را رييس‌جمهور كرديم كه فلان كنيد ...» اي كاش يكي به اينها مي‌گفت شما اگر قادر بوديد كسي را رييس‌جمهور كنيد، همان دوم خرداد هفتاد و شش اين كار را كرده بوديد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند سال پيش در مصاحبه با «ايسنا» گفتم كه ما براي نجات انقلاب، نياز به انقلاب در انقلاب داريم. اراده‌ي رهبري سال‌هاست كه بر عدالت‌خواهي استوار است اما دوستان ناآگاه همان‌هايي كه امر به معروف را سطحي كردند، همان‌هايي كه مبارزه با تهاجم فرهنگي را سطحي كردند، عدالت‌خواهي را هم سطحي كردند و در سال امام علي (ع) فقط نهج‌البلاغه نفيس چاپ كردند و در ميلاد امام زمان(عج) برايش كيك پنج تني پختند، كساني كه براي كنفرانس برلين و مبارزه با بي‌حجابي حنجره پاره مي‌كردند و تحصن برپا مي‌كردند اما براي عدالت‌خواهي كه رهبري سال‌هاست فرياد مي‌زند احتياط شرعي مي‌كردند! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;امروز اراده‌ي مردم (قاعده هرم) با اراده‌ي رهبري (راس هرم) توسط انتخاب شما پيوند برقرار كرده. مردم از شما توقع «انقلاب» دارند نه «رفرم». تسليم فشار «ماستي‌ها» كه هرچه مي‌كشيم از اين «غضنفري‌هايي» كه به جاي «مارادونا» گل در دروازه‌ي خودي مي‌زنند! نشويد. آنها امتحان خود را پس داده‌اند. (البته تكليف ديگران معلوم است به همين دليل نامي از آنها نمي‌برم چرا كه آنها حذف تاريخي شده‌اند) شما تافته‌ي جدابافته از مرزبندي‌هاي سياسي برانگيخته شده‌ايد. خود را با سرنوشت محتوم آنها كه عدم اقبال و اعتماد مردم است پيوند نزنيد، همان‌گونه كه در عكس تاريخي روزنامه «شرق» نبوديد و راي آورديد و اگر در آن عكس بوديد شايد كسي اين حرف‌ها را از شما هم باور نمي‌كرد. جامعه ايراني امروز از هر دو جناح اين حرف‌ها را باور نمي‌كرد و مشي مستقل شما بود كه اعتماد عمومي را جلب كرد.&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقاي احمدي‌نژاد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من بر اين باورم علي‌رغم اين‌كه همه عدالت را فرياد مي‌زنند اما جامعه امروز ما تحمل عدالت را ندارد، همان‌گونه كه جامعه بيست و پنج سال بعد از پيامبر (ص) نيز براي علي (ع) اين تحمل را نداشت تا جايي كه برادر او به اردوگاه معاويه رفت و بسياري از نزديكانش از او رنجيدند. كساني كه براي او و در كنار او شمشير زده بودند در هنگام تقسيم قدرت توقع يك استانداري ناقابل! را داشتند اما علي (ع) از روي عدالت از آنها دريغ كرد. امروز بسياري از همسنگران من و شما غرق در دنياپرستي شده‌اند، ديگران كه جاي خود دارد. شكم‌ها برآمده و چرب و شيرين دنيا زير زبان آنها مزه كرده است گرچه دوستدار انقلاب و مفتخر به جبهه و زندان و گذشته‌ي خود هستند. خيلي از همين عزيزان خواص انقلاب، بچه‌هايشان در اروپا و آمريكا مشغول تحصيل هستند. خيلي از همين‌ها در غقلب بنيادها و موسسات فرهنگي و ... صاحب سهام شركت‌هاي گوناگون هستند گرچه سهم آنها از تكنوكرات‌هاي چپ‌نما كمتر است اما به تعبير آقا «با دستمال كثيف نمي‌شود شيشه را پاك كرد». من آن اطرافيان علي (ع) را به مراتب شفاف‌تر از خيلي از اين دوستان مي‌دانم؛ چرا كه اينها نه در جبهه‌ي عدالت‌خواهي شمشير زده‌اند و نه آبرو داده‌اند، و فقط در نهايت پس از اطمينان از احتمال پيروزي شما سركي كشيده‌اند و خود را به شما چسبانده‌اند اما همه طلبكارند و به كمتر از وزارتخانه و غيره هم رضايت نمي‌دهند، باز انصاف طلحه و زبير كه به استانداري قانع بودند! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مي‌دانم از اين سخنان مي‌رنجيد و مي‌رنجند! اما اين برادر كوچك خود را ببخشيد، چنان از اين دوستان ملولم كه خواستم قبل از اين‌كه شما در اين خيزش عدالت‌خواهي كه امروز علمدار آن شده‌ايد قرباني شويد هر آن‌چه را كه در دل دارم بيان كنم تا شايد عذاب وجدان نداشته باشم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر بخواهيد عدالت را اجرا كنيد، بايد آن را از اقربا شروع كرد. اقرباي من و شما با كم‌مايگي و بحران تقوا همراه هستند [البته خودم از همه بدتر] به راحتي ديگران را تكفير و همديگر را نفي مي‌كنند، امروز در جبهه خودي چند نفر را مي‌شناسيم كه همديگر را قبول داشته باشند؟ البته بعضي وقت‌ها براي پز روشنفكري «اشداء علي الكفار» ما با «رحماء بينهم» جابه‌جا مي‌شود. ديگران آزادانه هرچه مي‌خواهند مي‌گويند و تمام امكانات نظام صرف تامين امنيت و امكانات آنها مي‌شود تا ثابت كنيم كه بله ما طرفدار دموكراسي و آزادي بيان هستيم ولي كوچك‌ترين نقد را از درون جبهه‌ي خودي برنمي‌تابيم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادرم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;دايره‌ي اصولگرايي و عدالت‌خواهي را در چند نفر اطرافياني كه شايد امروز دايره‌ي آنها مقداري وسيع‌تر شده و كساني را كه تا قبل از پيروزي چشم ديدن همين شعارهاي عدالت‌خواهي را نداشتند خلاصه نكنيم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انحصارطلبي آفت هر دو جريان عمده كشور است. همين انحصارطلبي است كه چشم حضرات را بر واقعيت‌هاي جامعه‌ي ما بست و تا روز انتخابات نمي‌توانستند باور كنند كه مردم، چشم و گوش بسته در خدمت فرمان و بيانيه و نظرسازي! ببخشيد نظرسنجي‌هاي آنها نيستند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزي در دوران بحران 78 در روزنامه‌ي كيهان جلسه‌ي همدلي مطبوعات خودي برقرار شده بود، من در آن‌جا گفتم اين جلسه همدلي نيست بلكه جلسه باجناق‌هاست! و صد البته باجناق‌هاي سياسي همدل نمي‌شوند، صرفا اين منافع و تهديد مشترك است كه امروز ما و شما را كنار هم نشانده، نه تكليف و تقواي سياسي! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمود اين باجناق‌ها در انتخابات عيان‌تر شد و فردا در تشكيل دولت و سهم‌خواهي‌ها در بين اين عزيزان واضح‌تر خواهد شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خود اجتهادي اين جماعت كار را به جايي مي‌رساند كه حتي اجتهاد در مقابل نص مي‌كنند، فرامين رهبري در باب عدالت‌خواهي و پرسشگري از مسوولين را خط‌كشي كرده و منحصر در انتقاد از طيف مقابل مي‌كنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از تعطيلي نشريه «شلمچه» توسط دولت، عرض من به عزيزي! اين بود «همه به ما فحش مي‌دهند هم چپ و هم راست حتي مثلا برخي حزب‌الهي‌ها» ايشان فرمود «اين خوب است اين يعني استقلال!» اما عجب دردي دارد اين استقلال كه حتي منسوبين به ايشان هم از آن خوششان نمي‌آيد چرا كه ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستي همين استقلال است كه باعث مي‌شود تا مرغ عزا و عروسي شويم و نشريه «جبهه» را هم همراه پايگاه‌هاي دشمن براي ايجاد توازن ببندند. امروز حتي نمي‌شود نظر آقا را براي خودي‌ها گفت! چرا كه همه براي خودشان آقا شده‌اند و صاحب اجتهاد [البته يقينا اين حرف‌ها را تا به حال علي‌رغم تمام فشارها از من كسي نشنيده چرا كه معتقدم ما بايد سنگر ولايت باشيم نه اين‌كه ايشان را سپر بلاي خود كنيم]. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جناب آقاي احمدي‌نژاد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شايد حامل نامه بهترين شاهدي باشد كه اين حرف‌ها را براي شما تصديق كند اما من با دلي شكسته از گذشته‌اي تلخ برايتان نوشتم تا شايد كمكي باشد براي اطلاع از آينده‌اي سخت كه در انتظار است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه‌قدر از دوستان خودي را سراغ داريد كه در باب عدالت جرأت ورود در حوزه مصاديق را داشته باشند و اين كار را كرده باشند و به همين نسبت توقع همرزمي از آنها داشته باشيد، وگرنه راي و حمايت و بيانيه خرجي ندارد؛ بگذار شيپور جنگ نواخته شود ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مي‌ترسم از اين‌كه همين‌ها فردا مديران عرصه‌ِي فرهنگ و هنر و سياست شوند و در مدار بسته مثلا خودي‌هاي هم‌محفل به نام شما عرصه را بر ديگران تنگ كنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;مي‌ترسم از كساني كه از دين فقط ظاهر و قشر آن را گرفته و «العدل اساس الاحكام» را ناديده گرفته‌اند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;سينما و هنر را فقط در «سجاده» و «نماز» و «ريش» و جنگ را در «حاجي» كه «سيداش» را كشته‌اند خلاصه كنند. همان‌گونه كه كردند و از سر تفريط و حديث نفس عشق‌هاي مثلثي را به جبهه و جنگ نسبت دهند كه داده و مي‌دهند! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادرم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتي ديدم براي نماز جمعه به «چهارراه لشگر» دانشگاه آمدي اشك شوق ريختم گرچه مي‌دانم شمشيرها در كمين‌ات نشسته‌اند. اما فكر مي‌كنم اينها اين بار به جاي كشتن رجايي و اسطوره شدن‌اش به دنبال ترور شخصيت و بي‌اعتبار كردن او و ناكارآمد جلوه دادن دولت و كارگزارانش هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتي ديدم شعار «پاك باش و خدمتگزار» را بر روي پوستر تبليغاتي شما زده‌اند شباهت بين شعار شما و مرحوم ابوترابي مرا به فكر واداشت، او كه قدرش مجهول ماند و اگر بود تنها گزينه‌ي پيشنهادي من براي دولت حضرت‌عالي بود، او كه حتي دشمن بعثي و صليبي‌ها در تمجيد او به زبان آمدند اما دو جناح عمده كشور در انتخابات با ترفند نام او را در ليست نگنجاندند، او كه سيد آزادگان بود و از بسياري مسوولين فعلي ما مردتر در پايبندي به مرام و مسلك امام و عامل به اين شعارها اما وقتي وارد عرصه‌ي اجرا شد با سوء رفتار برخي كار به جايي كشيد كه گروهي از همين اسرا در مقابل ستاد آزادگان شعار مرگ بر ... سر دادند!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من از اين فردا مي‌ترسم. فردايي كه اگر بيايد توسط دشمن رقم نخواهد خورد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستاني كه خود از بيت‌المال خرج ميلياردي براي ساخت فيلم‌هاي بي‌خطر كم‌مايه تاريخي مي‌كنند و هنر ديني مورد نظر امام هنر متعهد و فريادگر «جنگ فقر و غنا» و نقد قدرتمندان را ناديده گرفته‌اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادرم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با يك گل بهار نمي‌شود! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;در شهرداري ديديد كه چگونه بسياري از دوستان كه وارد سيستم شدند تغيير رنگ دادند .اين سيستم تخريب‌گر است بايد آن را تخريب كرد. اما يقين دارم مجاهدت شما حتي اگر نتيجه ندهد شما مأجور هستيد. همان‌طور كه آمدنت خرق عادت بود، به عنايت همو كارت نيز خرق عادت خواهد بود ان‌شاءالله. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادرم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردم و جوانان و نخبگان همه تشنه‌ي محبت هستند، برخوردهاي دگم دوستان، بسياري را در معرض خروج و قهر از دامن انقلاب قرار داد. بسياري از سر لجاجت با اين طيف در موضع مخالف هستند. من در هر دانشگاهي كه براي صحبت وارد شده‌ام اين را به عيان ديده‌ام. اين لبخند قشنگ‌تان را از ما و مردم و حتي مخالفين دريغ نكنيد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگذاريد به اسم شما با مردم و نخبگان هنري تندي و تنگ‌نظري كنند. اگر ديديد بسياري از خودي‌ها مثل «حاتمي‌كياها» بيانيه حمايت از ديگري دادند نه از سر شناخت «احمدي‌نژاد» بلكه از ترس كساني است كه به اسم احمدي‌نژادها و امثال بچه‌هاي جبهه و جنگ به آنها سخت گرفته و حتي ظلم كرده‌اند وگرنه مگر مي‌شود از امثال «حاج كاظم» «آژانس شيشه‌اي» ترسيد!!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اين واپسين ساعات انتقال قدرت به برادري كه از فردا ديگر بايد در موضع پاسخگويي بايد باشد، به برادري كه اگر ديگر فهميد خلخال از پاي پيرزن يهودي كنده شده، جا دارد دق كند، عرض مي‌كنم كه همان‌گونه كه در فيلم قبلي نشان دادم نه تنها اين‌كه خلخال از پاي مردم كنده مي‌شود كه نواميس خلق‌الله براي لقمه ناني به تاراج مي‌روند و آن‌چه در اين فيلم آوردم به شرافتم سوگند راست است و ثواب دفاع از آن به قول برخي دوستان «فواحش»، به ثواب همه سوابق جبهه و جنگ و خون دادن‌هايم مي‌ارزد و در فيلم بعدي هم كه در باب عدالت است به نام «كدام استقلال؟ كدام پيروزي؟» نشان داده‌ام كه چگونه دو جناح! ببخشيد دو تيم فوتبال در كنار همه‌ي جنگ و دعواهاي خود در يكجا به هم مي‌رسند و ديگران مي‌فهمند كه سر كارند، مي‌گويم كه يكجايي آبي و قرمزهاي سياسي و اقتصادي به هم مي‌رسند و آن هم منافع مشترك است!!! همان‌طور كه فرامين آقا در باب مبارزه با مفاسد اقتصادي و تحمل‌گرايي تعطيل مي‌گذارند شما را هم ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شايد تعبير «ماكياولي» در وصف جامعه‌ي سياسي امروز ما تطبيق پيدا كند كه يا بايد در اردوگاه شيران باشي يا اردوگاه روباه‌ها كه اگر مكر روباهان تو را تهديد كرد قدرت شيران به دادت برسد و اگر قدرت شيران تو را تهديد كرد مكر روباهان!! عدالت‌خواهي پا بر روي دم شيران و روباهان است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منتظر روزي هستم كه قربتا الي الله به رويت تيغ بكشند، البته اگر اين‌گونه بماني!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ديباچه! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنده‌ي خدايي در اربعين امام خواب ديد كه گروهي از دوستان در كنار شيشه‌اي كه جنازه‌ي امام در آن قرار داشت در حال دعوا هستند خوب كه نگاه كرد ديد همه دارند بر سر لنگه كفشي دعوا مي‌كنند تا بپوشند. وقتي اعتراض كرد كه چرا در اين شرايط دعوا مي‌كنيد او را هم قاطي دعوا كردند. امام به او گفت خودت را وارد دعواي لنگه كفش نكن! وقتي وارد جام شد امام به او لطف فراوان كرد ولي يك چيز ديگر به او گفت «من نتوانستم كه اينها را ...» هرچه به ساعت رحلت نزديك‌تر مي‌شد جسم امام كوچك‌تر و كوچك‌تر مي‌شد و همه در كنار سفره‌ي وليمه منتظر بودند، با پيراهن‌هاي مشكي!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين لنگه كفش (قدرت) به تعبير امام علي وقتي ارزش دارد كه براي دفاع از حقوق مردم و عدالت باشد و امروز كه در دست شماست اگر جز در اين راه صرف شود فقط شما را گرفتار دعوايي كرده كه هيچ خيري ندارد جز كتك‌كاري سياسي كه تا چهار يا هشت سال طول دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از اين به بعد اگر چيزي بنويسم و چيزي بسازم از باب تكليف است بسان چشمي كه باز است تا عيب‌يابي كند و اين را بزرگ‌ترين خدمت به كسي كه دوست دارم مي‌دانم گرچه مي‌دانم براي ما هم دوره‌ي سختي خواهد بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Jun 2008 16:05:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dehnamaki&amp;postid=555</comments>
<dc:creator>dehnamaki</dc:creator>
<guid>http://dehnamaki.blogfa.com/post-555.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دو یار دو عاشق دو معلم </title>
<link>http://dehnamaki.blogfa.com/post-554.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#66ff00 size=4&gt;در این شهر مردمی است که همچنانکه تو را می بوسند طناب دار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#66ff00 size=4&gt; تو را می بافند...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#66ff00 size=4&gt;مردمانی که صادقانه دروغ می گویند..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 511px; HEIGHT: 355px&quot; height=372 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i31.tinypic.com/2s1r8xu.jpg&quot; width=523 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#66ff00 size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 514px; HEIGHT: 874px&quot; height=915 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i28.tinypic.com/ipb62f.jpg&quot; width=558 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Jun 2008 20:27:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dehnamaki&amp;postid=554</comments>
<dc:creator>dehnamaki</dc:creator>
<guid>http://dehnamaki.blogfa.com/post-554.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خبر.اخراجي هاي 2 روي ميز برسي كارشناسان ارتش</title>
<link>http://dehnamaki.blogfa.com/post-553.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #3a4f6c; LINE-HEIGHT: 1.5; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;, &apos;Traditional Arabic&apos;, Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&quot; اخراجی های 2&quot; روی میز کارشناسان ارتش قرارگرفت&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #000000; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;تهران -حیات&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&quot;فیلم نامه اخراجی های 2&quot; در شورای فیلم و سریال ارتش جمهوری اسلامی ایران در مرحله کارشناسی قرار دارد که پس از تایید کارشناسان ارتش به زودی به مرحله تولید خواهد  رسید.&lt;BR&gt;مجید جوشقانی مدیربخش فیلم و سریال ارتش جمهوری اسلامی ایران در گفتگو با خبرنگار فرهنگی حیات گفت:این واحد فعالیتهای متعددی در زمینه دفاع مقدس در دست اقدام دارد که بررسی فیلم نامه&quot; اخراجی های 2&quot; و سریال &quot; ابرها (هرکولست)&quot; از جمله این اقدامات است . همچنین مستند &quot;مردان سرزمین من&quot; با موضوع امیر آذرفر و شرح فعالیت های او با پشتیبانی این واحد تهیه شده است که به زودی ازسیما پخش خواهد شد.&lt;BR&gt;مدیر فیلم و سریال ارتش در ادامه افزود:سریال &quot;شهید بابایی&quot; به کارگردانی حسین قاسمی جامی ،فیلم سینمایی &quot;خطوط موازی&quot; به کارگردانی محمد اجاقی و فیلم کوتاه &quot;سراب&quot; که حماسه سایت سوباشی همدان را روایت می کند در مرحله بازدید لوکیشن قرار دارند و بعد از طی مراحل لازم به تولید خواهند رسید.&lt;BR&gt;وی ادامه داد :همچنین فیلم نامه &quot;سبز، سفید، سرخ&quot; با موضوع دفاع ازمرزها وحفظ هویت ملی در قالب برافراشتگی پرچم در مرحله تامین بودجه وکارشناسی قرار دارد.&lt;BR&gt;جوشقانی خاطرنشان کرد: فیلم نامه دو فیلم کوتاه&quot; نگین خلیج فارس&quot; و&quot; ترکش&quot; که مقام اول جشنواره فیلم کوتاه جم را بدست آورده اند در مرحله تولید قراردارند وقراراست در جشنواره فیلم کوتاه ارتش که اسفند ماه امسال برگزار می شود به نمایش در آیند.همچنین علاقمندان برای شرکت در این جشنواره و ارسال آثار خود تا پایان آبان ماه فرصت دارند.&lt;BR&gt;وی در ادامه از تولید فیلمی به سفارش ارتش و با موضوع وضعیت اجتماعی خانواده های ارتش خبر داد و گفت: این فیلم که در مرحله نگارش فیلمنامه  قرار داردتوسط  پوران درخشنده کارگردانی خواهد شد.&lt;BR&gt;  جوشقانی  همچنین از ساخت تله فیلم هایی به مناسبت هفتم  آذرماه، روزنیروی دریایی ارتش، 19 بهمن روز نیروی هوایی ارتش و 29 فروردین روز نیروی زمینی ارتش خبرداد وگفت :این آثاردر مراحل مقدماتی تولید اند و تلاش ما بر اینست که درزمستان سال جاری  آماده نمایش شوند.&lt;BR&gt;مدیر فیلم و سریال ارتش در پایان گفت: سریال سرباز نیز به سفارش ارتش و به تهیه کنندگی محمد پیرهادی و نویسندگی علیرضا کاظمی پور (نویسنده سریال میوه ممنوعه) با موضوع سرباز و خدمت مقدس سربازی در مرحله نگارش است وقرار است در 13 قسمت تولید شود.&lt;BR&gt;پایان پیام&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;ثبت کننده مطلب: &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #8ea4c1&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.hayat.ir/?lang=fa&amp;page=showbody_users&amp;id=3&quot;&gt;3&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sajed.ir/pe/content/view/7971/64/&quot;&gt;http://www.sajed.ir/pe/content/view/7971/64/&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.hayat.ir/?lang=fa&amp;page=showbody_news&amp;row_id=27925&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;http://www.hayat.ir/?lang=fa&amp;page=showbody_news&amp;row_id=27925&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Jun 2008 13:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dehnamaki&amp;postid=553</comments>
<dc:creator>dehnamaki</dc:creator>
<guid>http://dehnamaki.blogfa.com/post-553.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد...</title>
<link>http://dehnamaki.blogfa.com/post-552.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i32.tinypic.com/118omeo.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی ها با تماس تلفنی و یا ایمیل و کامنت و یا نامه خواسته اند تا در مورد حوادث و افشاگری های اخیر چیزی بنویسم و یا بگویم اما فارغ از آنکه از ماست که بر ماست و کسانی که سالها در برابر  فریاد های ابوذر گونه دیگران بی تفاوت از برخوردها و نا مهربانی ها گذشته اند امروز دم تیغ قرار گر فته اند  و فارغ از آنکه نمی توانم باور کنم کسانی که با دوربین به دنبال بند شلوار فلان مدیر دانشگاه راه می افتند اما در برابر  خیل بندهای شلواری که به دست اعراب حاشیه نشین گشوده می شود بی تفاوت بودند...  این چند بیت شعر را از سیف الدین فرغانی به یادگار  می نویسم که به آن ایمان دارم که ظلم ماندگار نیست از هر کس که می خواهد باشد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;هم رونق جهان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;بر دولت  آشیان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;باد خزان و نکبت ایام نا گهان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;چون داد  عادلان به جهان در بقا نکرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;بیداد ظالمان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;این عو عو سگان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;هم بر چراغان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;ناچار کاروان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;ای مفتخر به طالع مسعود خویش!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;تاثیر اختران شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;بیش از دو روز بود از آن دگر کسان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;بعد از دو روز آن شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;در باغ دولت دگران بود مدتی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;این گل ز گلستان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;آبیست ایستاده در این خانه مال و جاه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;این آی ناروان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ccff00 size=3&gt;این گرگی شبان شما نیز بگذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i25.tinypic.com/2u3vb7a.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 20:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dehnamaki&amp;postid=552</comments>
<dc:creator>dehnamaki</dc:creator>
<guid>http://dehnamaki.blogfa.com/post-552.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درد دلی دوستانه !</title>
<link>http://dehnamaki.blogfa.com/post-551.aspx</link>
<description>بنده خدا خانواده مذهبی ایرانی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;76 فارغ التحصیل از دانشگاه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;22 روز بعد دبی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;15درهم  جلوی درب هتل  تمام شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسته بندی زعفران در هتل و فروش مغازه به مغازه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ارسال لوازم کامپیوتر به ایران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سیگار سودش بهتره اما برای مردم ضرر دارد من نه سیگار میفرستم نه لوازم آرایش &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لوازم کامپیوتر کانتینری میبرن ایران کله گنده ها دیگه صرف نداره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک دوست دارم قزاقستان می رم قزاقستان هم فال هم تماشا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینجا من بمیرم جنس نمیارم به مردمش اعتماد ندارم ازشون میخریم ایران که وارداتش سخته &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خرید حبوبات و ارسال به هند از طریق ترانزیت ایران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;82 همسرم مریض شود از دوری و نگرانی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برگشت به ایران &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من که کار تو ایران بلد نیستم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ثبت شرکت در دبی و ویزا خانوادگی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه من بمیرم زنم نمیبرم دبی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب تو ایران کار کن مگه باقیه چه میکنن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابا من زمانی که جنگ تمام شد 13 سالم بود نه رزمنده ام نه خانواده شهید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوره خاتمی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند بار رفتم دبی کوتاه کوتاه --  این دختر ایرانیها ما را بی آبرو کردند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فیلم مسعود ده نمکی دختران دبی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرد باش یک کاری تو ایران راه بینداز تا این دخترا نرن دبی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میرم دبی همچی رو میفروشم  120تومان سرمایه میام ایران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خداحافظ دبی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;84 برگشت کامل به ایران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زن ما که اینحا تو خانه بابا نشستیم بیا از خرید خانه فراموش کن یک کارخانه میزنیم از بقلش خانه هم میخریم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سیمان قیمتش رفت بالا آهن .....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وام تصویب شد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;10 تومانش دادند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قرارداد با پیمانکاران ودادن چک بر اساس زمان دریافت وام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بانک اقا بودجه نداریم بقیه وام رو بدیم  من چیکار کنم برو به خاتمی بگو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نامه نامه نامه استاندار به بانک چرا 70%بقیه وام رو نمی دین آقا سر فصل نداریم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خانه بابا رو میذاریم گرو بانک دیگه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کارخانه که با این پولا تمام نمی شه همچی گرون شده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باز بهتره که طلبکار بیاد در خونه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احمدی نژاد مشکل جوانان اشتغال &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنگاههای زود بازده&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شروع به کار &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقا این کارگرهای خانم  با ماهی 150 تومان راضیه من 120 تا کارگر دارم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه آقا منیمم حقوق شکایت به اداره کار(دایه بهتر از مادر) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو دادگاه میخندم به ما میگن کارفرما&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من از بس رفتم دادگاه خسته شدم همه رو اخراج میکنیم خوب اقساط بانک سود بانک کی می ده&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ماشین میاریم بجای کارگر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوباره بانک نه آقا ما نمی دیم یکبار گرفتی می خواهی ساختمان سازی کنی نه وا.. نه ب..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرمایه درگردش رو ور میداریم دستگاه می خریم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الو آمریکا ......ما نمی تونیم به شما دستگاه بدیم شما تحریم هستید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نامه نامه نامه نامه احمدی نژاد بدون نتیجه ..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما خودمون مهندسیم دستگاهها رو می سازیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اداره صنایع ما مشاور می خواهیم – شما که نمی تونید دستگاه بسازین - برو یک واسطه تهران هست گران تره ولی دستگاه ها رو برات میاره &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه دلالی نمی دم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شب بی خوابی روز جواب تلفنهای بانک چشم یکم صبر کنید اقساط میدم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکر فکر فکر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دستگاه تمام شد اولین بار در ایران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اخراجی ها مسعود ده نمکی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینگار اونا هم با ما فرقی نداشتن امیدی تازه....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بانک اقا ما دستگاه داریم سرمایه در گردش نداریم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شما یکبار گرفته اید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اون ما خرج ساخت دستگاه کردیم بیایید بازدید کنید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیخود کردی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه آقا مسخره کردید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منفجر میشم تو خیابان اشک میریزم  - زنم هم که رزوی 10 تا قرص اعصاب میخوره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمی رم خانه میرم خانه یکی از دوستا بعد که آرام شدم میرم خانه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا یک پوک نمیزنی راحتت میکنه بابا این حرامه کی گفته مشروب که حرام نه تریاک کجای قران نوشته تریاک حرامه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اولین پوک  -  کدام دخترا رو گذاشتی سر کار نمازتم که ادعا و قضا است دبی که بودی نمازت سر وقت بود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اومدیم صواب کنیم  کباب شدیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نامه به مسعود ده نمکی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جواب : شما ضعیف برخورد کردید و شیطان شما را به راه خودش کشاند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اقا مسعود ما که کارمون تمام شد تو اونجا جنگیدی حالا بیا اینو فیلمش کن تا بفهمن شل کن و سفت کن با مردم چه میکند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسعود فکر میکند ......................................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پست چی ظرف ده روز آینده خانه پدری رو ترک کنید بانک توقیف کرده (نوری زاده پنجرهای رو به سوی خانه پدری)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادر به عروس میگه خوب کار خودتو کردی آوردیش ایران حالا سر پیری کجا آوره بشیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو دلم میگم  آخه واسه چی  ولی یکی تو سرم داد میزنه جهان صاحب داره کار درست میشه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دست نماز میگیرم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میگم فقط خودت می دانی نیت من را ...................................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حسن عباسی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنفولانزای نیویورکی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخ تمام بدنم از این آنفولانزا درد میکنه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حسن عباسی البته ما این دکترین را نابود کردیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس چرا به من زد حسن میگفته از بین رفته&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;BR&gt;رضا بيات&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 18:18:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dehnamaki&amp;postid=551</comments>
<dc:creator>dehnamaki</dc:creator>
<guid>http://dehnamaki.blogfa.com/post-551.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>(شبه خاطرات ۸۰)تو جهنم آتیش نوشابه تگری چه حالی می داد</title>
<link>http://dehnamaki.blogfa.com/post-550.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;(شبه خاطرات ۸۰)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;تو جهنم آتیش نوشابه تگری چه حالی می داد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 536px; HEIGHT: 385px&quot; height=395 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i32.tinypic.com/ok76rl.jpg&quot; width=568 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همونطور که تویوتاها به طرف خط مقدم حرکت می کردند و خمپاره ها کنار ما توی کانال پرورش ماهی می خوردند٬چشممون به جمال یه جور دیگه از خمپاره  ها روشن شد که وقتی سوت خمپاره می اومد٬بدون اینکه زمین بخوره همون تو هوا و بالای سر هدف منفجر می شد و ترکش هاش از بالا تو فرق سر آدم فرود می اومدند  و دیگه هیچ جان پناهی وجود نداشت تا آدم سنگر بگیره .به اینجور خمپاره ها می گفتند خمپاره ی زمانی !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خمپاره ای که با تایمر کار می کرد و زمانبندی شده بود و قبل از اصابت به زمین منفجر می شد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر چی تو جاده جلوتر می رفتیم و به سه راه معروف  به مرگ نزدیکتر می شدیم٬دوروبرمون پر می شد از ماشین ها و آمبولانس ها و لودرهای سوخته که هدف آتیشبار  و  یا توپ مستقیم تانک های دشمن قرار گرفته بودند.تو بعضی از این ماشین ها هنوز اسکلت راننده  و یا خدمه ی اون ماشین ها مونده بود و داشتند  می سوختند و دود می کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بوی گوشت و مو ی آدم و لاستیک سوخته فضا رو پر کرده بود.هر ماشینی که  نمی تونست از سه راه  مرگ رد بشه وهدف قرار می گرفت توسط ماشین های بعدی به کنار جاده هل داده می شد و سریع بقیه رد می شدند تا جاده بسته نشه  به امید روز و ساعتی که آتیش سبکتر بشه و  بچه های تعاون بیاند شهدا و زخمی ها  رو بعدا به عقب ببرند... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه موقع هایی اگه  کسی از بد شانسی وسط جاده زخمی یا شهید می شد و  می افتاد  زمین  اگه  شب بود٬ انقدر ماشین و شنی تانک و لودر از روش رد می شد که پیکر بنده خدا  تو زمین فرو می رفت و به قول بچه ها اگه اینجا شهید بشیم باید با کارتک جمعمون کنند  و ببرند عقب...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سر خود سه راه مرگ عین گاراژ  اوراق چی های میدون شوش و  فیلمهای خارجی که ماشین های اوراقی رو رو هم می ریزند٬پر بود از ماشین های سوخته و منهدم شده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تویوتاها متوقف شدند و همه پیاده شدیم.تو  سه راه مرگ پشت پست امداد سنگر  فرماندهی گروهان بود  و کنار  اون سنگر تدارکات.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; باور کردنی نبود با فرود یه گله  خمپاره صدای شکستن شیشه اومد اونم تو شلمچه!.خوب که نگاه کردم دیدم ترکش خورد تو چند تا  جعبه شیشه نوشابه  و زمین پر شده  از نوشابه زمزم ٬فکرشو بکن تو این جهنم آتیش نوشابه تگری چه حالی می داد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هنوز دلیلش رو  نفهمیده بودم که چرا بچه ها این همه نوشابه رو اینجا گذاشتن و نخوردند.بعدها فهمیدیم که حتی یه دقیقه بیرون بودن از سنگر تو سه راه مرگ  اونم برای دستشویی رفتن چه بلایی ممکنه   سر آدم بیاره  !!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیچاره کسی که تو این حالت زخمی بشه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(البته این بخش از خاطرات به دلیل اینکه موجب وهن ارزش های دفاع مقدس می شود سانسور شده  وگرنه  همه می دانند رزمنده های ما  نه دستشویی می رفتند و نه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعضی ها جوش نیارند!)&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 12:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dehnamaki&amp;postid=550</comments>
<dc:creator>dehnamaki</dc:creator>
<guid>http://dehnamaki.blogfa.com/post-550.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شنیده اید....</title>
<link>http://dehnamaki.blogfa.com/post-549.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;هر کس رابطه خود با خدا را خوب کند خدا رابطه مردم را با او درست می کند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt; و هر کس پنهان خود را اصلاح کند خدا آشکار او را اصلاح می کند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;و هر کس برای آخرت خود کار کند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt; خدا دنیای او را کفایت می کند&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i27.tinypic.com/14udnhj.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 06:42:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dehnamaki&amp;postid=549</comments>
<dc:creator>dehnamaki</dc:creator>
<guid>http://dehnamaki.blogfa.com/post-549.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیترسون از اخراجی ها می گوید </title>
<link>http://dehnamaki.blogfa.com/post-548.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;فيلمساز ايراني جسورانه پلي ميان عقايد سياسي به شدت متفاوت كشيده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اسكات پيترسون&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دفتركار مسعود ده نمكي ديگر هيچ شباهتي به جبهه جنگ ايران و عراق ندارد، بدون كيسه شن، كلاه خود و ماسك‌هاي ضدگاز- و علامت بدون وضو وارد نشويد. از اين بسيجي لاغر اندام با ريش سياه كم‌تر نشانه‌اي باقي مانده كه زماني رهبر نيروهاي به نام انصار حزب‌ا... بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او در اواخر دهه 1990 محفلي را هدايت مي‌كرد، و مديريت روزنامه تندوريي را بر عهده داشت، كه به اصلاح طلبان حمله مي‌كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما آقاي ده نمكي همواره سنت شكن است و با وجود آن كه تغيير موضع داده، اما هم چنان يك سنت شكن باقي مانده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز، اين سرباز سابق كه به فيلمساز تبديل شده، به اعتبار (نگرش) دست راستي خود مي‌تواند اسطوره‌هاي پايدار جنگ ايران و عراق در دهه 1980 را به چالش بكشد. شايد از ميان خيل كارگردانان با استعداد سينماي ايران، فقط ده نمكي مي‌توانسته تصويري بي‌پروا از جنگ در فيلمش «اخراجي‌ها» به نمايش در آورد. او، براي حركت در اين مسير مارپيچ، توضيح مي‌دهد كه چگونه قداست اين جنگ «مقدس» را بازآفريني كرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ده نمكي، كه در 16 سالگي داوطلبانه به جنگ رفت و سه سال را در جبهه گذراند، مي‌گويد« پيام فيلم اين است كه كشور به همه مردم، با هرگونه تمايلات سياسي، تعلق دارد.» او در مورد فيلم مي‌گويد:‌ «فيلم،‌كليشه‌ها را در هم شكسته و خيلي‌ها آن را نپسنديدند. در «اخراجي‌ها» ما مي‌دانستيم چگونه با آن خط قرمزها (پيرامون خودشناسي جنگ) بازي كنيم ولي از آن عبور نكينم.» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تغيير ناگهاني ده نمكي در مرزبندي سياسي ايران،‌ از يك نيروي سياسي  به فيلمسازي با فيلمي كه با فروش يك ميليون دلار در 28 روز، ركوردشكن بوده است، چندان هم آسان نبوده است. اين كارگردان قبلاً با دو فيلم مستند، كه يكي از آن‌ها موضوع هاي ممنوعه «فقر وفحشا» را بررسي مي‌كند، سروصداي محافظه كاران را باعث شده بود «اخراجي‌ها» نيز انتقادهاي نيشداري را از همه سو روانه كرد و حتي رفقاي سابق انصار حزب‌ا... ده‌نمكي، فيلم مستندي عليه اخراجي‌ها ساختند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نيويورك تايمز، حتي قبل از ساخته شدن «اخراجي‌ها»، يادآور شد كه مستندهاي بي‌پرده ده نمكي او را به «مايكل مورايران» بدل كرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ده نمكي در جشنواره معتبر فيلم فجر سال گذشته، از گرفتن جايزه فيلم برگزيده مردم خودداري كرد و خواستار قدرداني  از عوامل فيلمش شد. ولي  پس از كسب شهرت در ميان مردم، در تدارك ساخت فيلم جديدي است. دنباله‌اي كه بيش‌ترين بازيگر را در تاريخ سينماي ايران دارد در راه است و فيلمنامه آن به طور وسوسه انگيزي روي كاناپه دفتركار او ديده مي‌شود. و اين پروژه باز هم ادامه خواهد داشت و به يك تريلوژي فيلم‌هاي بلند تبديل خواهد شد، كه اين هم در ايران براي نخستين بار است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ده نمكي، با ريش كوتاه و پيراهن آستين بلندش كه روي مچ‌ها با دگمه بسته شده ونشانه محافظه‌كاران است، مي‌گويد:« من حتي وقتي عضو انصار بودم هم كليشه شكني مي‌كردم. سعي كرده‌ام همه چيز واقعي باشد و واقعيت جنگ را نشان دهم. وقتي شما ترس را همراه با شجاعت، و شكست را همراه با پيروزي، نشان دهيد مردم آن را مي‌پذيرند.» داستان فيلم درباره مردان جواني است كه ده نمكي آنان را به جبهه‌هاي جنگ كشانده، گروهي متفاوت كه پيروزي‌شان، كه گاه به شكل نجات از چنگ نيروهاي برتر عراقي  تبلور مي‌يابد، باورهاي جمع كثيري از رزمندگان سابق را بازگو مي‌كند. ده‌نمكي مي‌گويد: «ما هشت سال مقاومت كرديم و دشمن را شكست داديم. اين براي هر ايراني مايه افتخار است.»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«اخراجي‌ها»، در قالب كمدي، داستان يك عضو گروه اراذل و اوباش به نام مجيد است كه از زندان آزاد شده و وانمود مي‌كند در مدتي كه غيبت داشته به زيارت مكه رفته است، اما لو مي‌رود و زن مورد علاقه‌اش او را آدم نالايقي مي‌داند و از خود مي‌راند. مجيد و چند تن از دوستانش، آدم‌هاي ناجور بي‌ادب، معتاد، و از دزداني  كه از سوي انقلابيون متعصب به ديده حقارت نگريسته مي‌شوند، تصميم مي‌گيرند با ثبت نام براي رفتن به جبهه لياقت خود را ثابت كنند. اين مردان جوان موقع ثبت نام مورد بازخواست و آزمون مذهبيون قرار مي‌گيرند. از آن‌ها مي‌پرسند تا به حال چند بار به نماز جمعه رفته‌اند؟ ويكي از آن‌ها به شوخي مي‌گويد: «بله رفته‌ام، ولي توي ترافيك گير كردم و ساعت سه بعد از ظهر رسيدم. تعطيل شده بود. گفتند روز شنبه بيايم.»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتي سرانجام اين مردان به جبهه جنگ اعزام مي‌شوند، بارديگر از سوي آن‌هايي كه آماده شهادت هستند و به دليل اخلاص معنوي، به خاطر خدا مي‌جنگند، طرد مي‌شوند. يكي از فرماندهان به ديگري مي‌گويد:« حضور آن ها نظم جنگ را به هم مي‌‌زند.» چندي كه مي‌گذرد، مجيد متحول مي‌شود. او با قدم گذاشتن در ميدان مين كه جان تعداد زيادي از رزمندگان را گرفته است، زندگي‌اش را به خطر مي‌اندازد. برخي از كساني كه به نظر مي‌رسيد خيلي بيشتر آدم‌هاي مذهبي هستند ترسو و ضعيف نشان داده مي‌شوند. يكي از مردان مذهبي كه در هنگامه آتشباري جنگ پنهان شده چنين استغاثه مي‌كند: «خدايا، چرا من را به اين جا آورده‌اي تا نشانم دهي آن‌ها متحول شده‌اند و من نشده‌ام. خدايا، تو برنده شدي.» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حتي در فيلم «پشت صحنه» اي كه ده نمكي ساخته و مي‌توان آن را در خيابان ها خريد، مي‌شود نشانه‌هايي از ضديت را احساس كرد. يك بازيگر زن قديمي، كه نگران هياهو و جنجال‌هاي فيلم است و متوجه نيست دوربين مشغول فيلمبرداري از اوست، مي‌گويد: « مي‌بينيد، تمام بدنم دارد به خاطر اين ديالوگ‌هايي كه به ما داده‌اند بخوانيم مي‌لرزد.» او مي‌گويد به خاطر اين با «دستمزد كم» حاضر به بازي در اين فيلم شده كه بتواند هزينه سفر به مكه را فراهم كند و به «قرآن» سوگند مي‌خورد كه او از آن مردمي نيست كه چنين چيزهايي را مي‌گويند، و پس از آن اظهار اميدواري مي‌كند كه مقامات مميزي ايران در فيلم اجازه نمايش ندهند. اين بازيگر مي‌گويد: «همه‌اش زير سر ده نمكي است. در اين فيلم يك لحظه آرامش نداريم. هر لحظه قلبمان دارد از حركت باز مي‌ايستد و (منتظريم) بيايند و دستگيرمان كنند.»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولي فيلم تأثير خيره كننده‌اي بر تماشاگرانش داشته است. يك رزمنده سابق مي‌گويد ده نمكي براي ايرانياني كه به شدت به دو گروه تندروها، كه بسياري از آن‌ها رزمندگان سابقي هستند و به كساني كه مثل آن ها ايثارگري نكرده‌اند نگاهي تحقيرآميز دارند، واصلاح طلباني، كه بر اين باورند جنگ يك رويداد حاشيه‌اي تاريخي است كه با نوع زندگي غرب گرايانه آن‌ها چندان موضوعيتي ندارد، تقسيم شده‌اند يك «دستورالعمل رستگاري» تهيه كرده است. اين رزمنده مي‌گويد:« در ميان تماشاچي‌ها زناني با حجاب كامل و زناني بد حجاب را مي‌ديديد كه ده نمكي آن‌ها را در يك جا، كنار هم،‌ جمع كرده است.» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كريستين ساينس مونيتور&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهارم ژوئن 2008&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Jun 2008 19:17:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dehnamaki&amp;postid=548</comments>
<dc:creator>dehnamaki</dc:creator>
<guid>http://dehnamaki.blogfa.com/post-548.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> آقایان! گاهی به نرد بانی که از آن بالا رفته اید نگاهی کنید  </title>
<link>http://dehnamaki.blogfa.com/post-547.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;حکومت به کفر می ماند ولی به ظلم نمی ماند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;العدل اساس الاحکام.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i29.tinypic.com/mhumoh.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جملات زیبایی که انگار فقط برای قاب گرفتن و شعار دادن بیان شده اند ! وقتی پای مصداق دفاع از عدالت و حق طلبی به میان می آید همه محافظه کار می شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کافی است پای مسائل دست چندم به میان بیاید آسمان و زمین را به هم می دوزند که وا اسلاما اسلام ازدست رفت و حال آنکه صاحب اسلام  عدالت را اساس احکام می داند و می گوید که همه چیز ذیل عدالت است . کو گوش شنوا ؟انگار راست گفته اند که دعوا سر لحاف ملاست!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوه امام اگر بیراه برود هم منتقدین احساس خطر می کنند هم مدافعین اما وقتی را ه امام  که عینی ترین مصداق آن جنگ  فقر و غناست  همه لال مانی می گیرند و گوش ها و چشم ها را می بندند و زمین بازی را عوض می کنند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز هر از گاهی در گوشه و کنار این سر زمین گاهی طلبه ای گاهی دانشجوئی و یا گاهی هنرمندی به پای شعار عدالت خواهی نظام  پا در میدان مین می گذارد اما انگار همه منتظرند فقط کس بمیرد تا در گرامیداشتش خطبه و شعر بخوانند و خیابان به نامش کنند....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی نیست به این مسئولین حالی کند نیم نگاهی اگر به سیره امیر المومنین داشته باشید می بینید که حضرت در تبعید ابوذز به خاطر عدالتخواهی اش سکوت نکر د و به بدرقه اش رفت و نترسید که متهم به همنشینی و دفاع از آرمانگرایان شود ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جالب است مسئولینی که از گرده و نردبان عدالتخواهان بالا رفته اند  حال از آنها پرهیز می کنند !!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی نیست به این  طلبه مهاجر که با پای پیاده دنبال کاروان عدات است بگوید غم چه داری و حرفت چیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Jun 2008 21:15:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dehnamaki&amp;postid=547</comments>
<dc:creator>dehnamaki</dc:creator>
<guid>http://dehnamaki.blogfa.com/post-547.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
