تبليغاتX
مسعود ده نمکی - حجاريان يك كارگردان بزرگ

صاحب‌قلم
مسعود‌ ده‌نمكي در گفت‌وگو با صاحب قلم:
حجاريان يك كارگردان بزرگ است


پيش آمده است، پس‌ باز هم ممكن است پيش‌ آيد، ممكن است در هر جايي پيش آيد، اين سخن جانمايه آن چيزي است كه بايد گفت.
پري مولوي 
صاحب‌قلم‌ ـ مجتبي فتحي ـ فرهمند عليپور: «حوصله‌اش را ندارم، بازي ديگر تمام شده است.»
اين حرف‌هاي مسعود ده‌نمكي، مردي است كه نامش با حادثه كوي دانشگاه گره‌ خورده است و اكنون پس از گذشت 7 سال نمي‌خواهد درباره 18 تير حرفي بزند، مي‌گويد: نگاهي به قضاياي سال‌هاي 76 تا 78 را در فيلم «كدام استقلال، كدام پيروزي» ترسيم كرده است. فيلمي كه هنوز به اكران عمومي در نيامده است و در آن دو جريان سياسي را به دو تيم فوتبال و هواداران آنها تشبيه كرده است. ده‌نمكي در ادامه مي‌گويد: «دانشجويان در 18 تير دعوا را خيلي جدي گرفته بودند، آنها فكر مي‌كردند قرار است استاديوم را بكوبند و از نو بسازند، در صورتي كه اين تنها يك داربي بود، مسابقه‌اي كه تمام مي‌شود.»
او از دنياي هنر و عرصه سياست مي‌گويد و اينكه اين دو هيچ تفاوتي با همديگر ندارند: «سياست نيز همچون هنر است، كارگردان دارد، بازيگر و گريم دارد و آدم‌هايي كه بر حسب شرايط جامعه تغيير مي‌كنند، سياسيون همه بازيگران خوبي هستند!»
ده‌نمكي‌ همچنان آرمانگر است و اين را مي‌توان در نوشته‌هايش، در فيلم‌هايش و در چشم‌هايش به وضوح ديد. مي‌گويد كه «او همان ده‌نمكي 15 سال پيش‌ است» زماني كه تنها يك روزنامه نگار بوده است با قلمي آتشين، «بدون هيچ تغييري».
در بعدازظهري داغ و تابستاني به دفترش در طبقه‌ چهارم ساختماني در يكي از كوچه‌هاي خيابان شهيد بهشتي (عباس‌آباد) رفتيم تا با مسعود ده‌نمكي حادثه كوي دانشگاه را بازخواني كنيم. حادثه‌اي كه ارتباط او با آن تنها بر اثر جريان «سميه‌ و شاهرخ» پيش آمد، او هيچ‌ علاقه‌اي به صحبت كردن در اين زمينه نداشت و در انتهاي پاسخ هر سوالش تاكيد مي‌كرد كه به هيچ سوال ديگري در اين رابطه پاسخ نمي‌دهد. شايد به اين خاطر كه ده‌نمكي مي‌خواهد يك كارگردان سينما باشد و حرف‌هايش را اين‌بار از طريق پرده‌ سينماها در ميان بگذارد. حاصل اين گفت‌وگو كه اينك از نظر مي‌گذرانيد، شايد بتواند چند پرسش را درباره حادثه كوي پاسخ دهد و البته سوالات تازه‌تري را مطرح كند. نگاه ابزاري به جنبش دانشجويي تحت لواي شعار «فشار از پايين چانه‌زني از بالا» باعث شد تا دانشجويان به خيابان بيايند، هزينه بپردازند و آخر سر به آنها بگويند كه برويد در خانه بنشينيد و از لحاظ تئوري قوي شويد. هر موقع جريان‌هاي سياسي از دانشجويان بهره‌برداري كرده‌اند، دانشجويان متحمل هزينه شده و گردانندگان آنها در حاشيه امن بوده‌اند.
دانشجويان به جاي اينكه به دنبال آرمانگرايي باشند به سمت كف مطالبات احزاب سياسي رفته‌اند و اكنون نيز خواسته‌هاي آنها بسيار لوث شده است. شما ببينيد در دنيا بر سر «جهاني شدن» دانشجويان به خيابان‌ها مي‌ريزند، با پليس درگير مي‌شوند، يا بر سر مسأله فلسطين و عراق، اما اكنون دانشجويان ما آرمان ندارند، منتظرند تا فلان آقا دادگاهي شود تا بيايند بيرون؛ طلاب ما نيز همين‌طورند، منتظرند كاريكاتوري كشيده شود و بعد انعكاس نشان دهند. امروزه سطح دانشگاه‌هاي ما بسيار نازل شده است و بي‌شباهت به دبيرستان نيست. مناسبات فردي و اخلاقي بر مناسبات اقتصادي فزوني گرفته است. اردوهاي تفريحي جاذبه بيشتري نسبت به جلسات سياسي پيدا كرده است كه اتفاقاً‌ اين فضاي گريز از سياست، از نتايج واقعه 18 تير است. بهتر است برويم به دنبال ريشه‌يابي و آسيب‌شناسي اينكه چرا دانشجويان اكنون در صحنه نيستند.
مجتبي فتحي ـ فرهمند عليپور
از اين فضاي يأس و سرخوردگي كه شما گفتيد ناشي از 18 تير است، چه كساني بهره مي‌برند؟
هر دو جناح سياسي بهره مي‌برند.
ولي شما گفتيد كه جنبش دانشجويي ابزار دوم خردادي‌ها بودند، پس هر دو جناح بهره‌ نبردند.
چه كساني پس از فتح مجلس ششم و راه‌يابي عده‌اي از دانشجويان به مجلس گفتند كه دانشجويان بايد بروند و از لحاظ تئوريك قوي شوند؟ آنهايي كه مهره‌هاي اصلي جريان سياسي بودند به آنچه مي‌خواستند رسيدند و حالا مانده بودند دانشجويان پرسشگري كه هزاران سوال در ذهن داشتند. بر همين مبنا بود كه مقام [معظم] رهبري مي‌گويد: «خدا لعنت كند كساني را كه دانشگاه را غير سياسي مي‌خواهند.»
دانشگاه سياسي يعني چه؟ اينها كه دانشگاه را غير سياسي مي‌خواهند كي هستند؟ آيا دانشگاه‌هاي ما در سال 78 سياسي بودند يا خير؟ دانشگاه‌ها سياست‌زده بودند. سياسي؛ يعني اينكه دانشجو پرسشگر باشد از حاكميت، بر اساس آرمان‌هاي متعالي. سياست هر دولتي چه چپ يا راست اگر ربط به انقلاب داشته باشد، جنبش دانشجويي بايد بيايد وسط.
مي‌شود اين تعامل بين جنبش دانشجويي، مردم و رهبري به يك تعامل سازنده و عملگرا برسد؛ يعني اينكه اگر قرار باشد جايي فشار از پايين باشد چانه‌زني از بالا بيايد اينجاست، يعني دانشجوي ما بايد به مسئولان فشار بياورد تا در مسير انقلاب حركت كنند. اگر آنچه [مقام معظم] رهبري مي‌گفت كه ساده زيستي، عدالت‌طلبي و... به پيشاني فشار مردمي و دانشجويي به اينها [مسوولان] وارد مي‌شد به نظر من قضيه اينگونه نمي‌شد كه تنها به نامگذاري سال‌ها اكتفا شود.
به نظر شما حادثه 18 تير فراتر از تجليل شما نيست؟ آقاي خاتمي اين مساله را اعلام جنگ به دولت و تاوان كشف قتل‌هاي زنجيره‌اي مي‌دانستند.
اگر بوده بين احزاب بوده، به نظر من كه از نظر مردمي نگاه مي‌كنم، 18 تير نقطه اوج تغيير مسير دانشجويان بود، جنبش دانشجويي كه بايد در خصوص غارتگري بيت‌المال و تجمل‌گرايي ايستادگي و اعتراض مي‌كرد ستاد حمايت از آنها را تشكيل داد.
از زماني كه دانشجويان خواستند كه به جاي 13 آبان، 12 يا 11 آبان را برگزار كنند مشخص بود كه دارند از نظام فاصله مي‌گيرند و به سمت اپوزيسيون حركت مي‌كنند، در حاليكه دانشجويان بايد مدعي نظام باشند.
وقتي چپ به قدرت رسيد، همين تحكيمي‌ها در قالب گروه‌هاي فشار در دانشگاه‌ها ظاهر و مانع سخنراني ناطق نوري شدند و برخوردهايي كه گروه فشار انجام مي‌دادند را مرتكب مي‌‌شدند، اما وقتي كه جريان چپ شكست خورد و از صحنه خارج شد، همين گروه‌هاي دانشجو اپوزيسيون مي‌شوند؛ در صورتي كه جنبش دانشجويي هميشه بايد فعال باشد و نبايد سكوت كند.
نقش دفتر تحكيم وحدت و شوراي منتخت متحصنان را در روزهاي درگيري چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
نقش اين گروه‌ها را بايد دستگاه‌هاي امنيتي بررسي كنند ولي شواهد نشان داد كه 18 تير اوج استراتژي فشار از پايين و چانه زني از بالا بود كه تمام هدف آن تسخير مجلس ششم بود، آنها مي‌خواستند از اين طريق تهديد كنند كه اگر يكي از نيروهاي ما را رد صلاحيت كرديد با نيروي جنبش دانشجويي به سراغ شما مي‌آييم و 18 تير راه مي‌اندازيم.
گفتيد كه 18 تير اوج تغيير مسير جنبش دانشجويي بوده است ولي آغازگر حادثه 18 تير دانشجويان نبودند، پس اين تغيير مسير هم به عهده آنان نيست.
نه اينها چيزهايي است كه اسناد و مدارك آن منتشر شده است. اسنادي كه آن موقع‌ها بود نشان مي‌داد كه جنبش دانشجويي نمي‌دانست چنين اتفاقي مي‌افتد، فكر مي‌كردند يك تظاهراتي انجام مي‌دهند و بعد مي‌روند خانه‌هايشان. اما بازيگردانان پس از تعطيلي «سلام» گفتند، اين تو بميري از آن تو بميري‌ها نيست و بايد بر روي اين بنزين آتش كشيد، نتيجه آن هم قرباني شدن دانشجويان در اين برنامه‌ها بود.
طرف مقابل دانشجوها چه؟ آيا آنها نيز در اين سناريو نقشي را ايفا نمي‌كردند؟ نقش مكمل را؟
بله، آنها هم در اين بازي بودند.
يعني آنها هم فريب دوم خردادي‌ها را خوردند؟
بله، به نظر من همين است، البته آنها هم زدند و هم كتك خوردند. به هر صورت آنها 4 يا 5 نفر بيشتر نبودند و هويت مستقل و مشخصي نداشتند، آنها كه بي‌سيم و ديگر وسايل نداشتند ساعت 2 شب از كجا مي‌دانستند. اين جريان به مفهوم عام نبود از آن طرف يك عده خاص بودند و از اين طرف نيز يك عده خاص.
آيا به نظر شما 6-5 نفر مي‌توانستند اين سطح از تخريب را انجام دهند؟
بالاخره اينها در دادگاه مشخص شد.
در دادگاهي كه يك نفر به جرم ريش تراش جريمه شد؟!
تخريب از هر دو سو ديده مي‌شد. آنها اعلام كردند كه چندين نفر كشته شده است، اعلاميه دادند، يك عمليات رواني گسترده ايجاد كردند تا جايي كه پاي مراجع را وسط كشيدند و حتي يكي از آيات پيام تسليت فرستاد يا اينكه مي‌گفتند دانشجويان را از طبقه چهارم به پايين پرتاب مي‌كردند. مگر مي‌شود كسي را از طبقه چهارم پرتاب كرد و هنوز زنده باشد؟
ولي اين افراد در دادگاه حاضر شدند و حتي به ديدار مقام معظم رهبري رفتند و صدا و سيما نيز چهره‌هاي آنها را پخش كرد...
خوب در دعوا كه حلوا خيرات نمي‌كنند، آنها هم مي‌زدند، گروگان مي‌گرفتند. چه كسي اين حق را به دانشجويان داده است كه بيايند در خيابان، اصلاً‌ مگر هدف وسيله را توجيه مي‌كند؟ شما آمده بوديد براي قانون گرايي، شعارهاي شما رفع شهروندي درجه يك و درجه دو بود. دانشجويان چرا وارد خيابان شدند، مگر قانونگرا نبودند؟ اصلاً‌ چگونه است كه پليس با كارگراني كه به خاطر پرداخت نشدن چند ماه حقوقشان دست به اعتصاب مي‌زنند برخورد مي‌كند ولي حق ندارد وارد خوابگاه دانشجويان شود؟ آيا اين آپارتايد نيست؟ شما چرا اينها را نمي‌بيند.
قرباني اصلي اين حوادث را چه كساني مي‌دانيد؟
مردم كشور، اينها بودند كه ضرر اصلي را دادند ولي به قول «پوارو» كه مي‌گويد «بايد گشت و ديد چه كسي منفعت اصلي را از اين جريان مي‌برد.»
چه كساني بيشترين منفعت را بردند؟ مردم؟ نيروي‌ انتظامي؟ يا آن دانشجويي كه چشمش كور شد؟ در همين حادثه آنقدر كه نيروهاي فشار ضرر كردند و هزينه دادند، هيچ گروهي زيان نديد.
ولي موفق شدند دانشگاه را خاموش كنند؟
نه دانشگاه بعدها ساكت شد.
كارگردانان 18 تير فكر مي‌كردند كه هزينه‌اي چنين سنگين به كشور وارد كنند؟ سه روز التهاب و ناآرامي؟
بله!
گفتيد فيلم نيز چون سياست است، كارگردان دارد و بازيگر، شما مي‌دانيد كارگردان 18 تير چه كسي بود؟
«سعيد حجاريان» او يك كارگردان بزرگ است، نمي‌گويم در مقطع خاصي كلاً او يك كارگردان خوب است.
و در آن سوي قضيه چه كسي كارگرداني را به عهده داشت؟
در آن طرف غضنفر زياد داشتيم كه توپ را به دروازه خودي مي‌زدند.
به نظر شما اين جريان‌ها و گروه‌هاي فشار چه كساني هستند؟
اين حرف‌ها چيست؟ شما چرا همه گناه را گردن آنها مي اندازيد، اگر گروه فشار هم نبودند شما فضا را براي خودتان متشنج مي‌كرديد، اين گروه فشار دو جانبه است. يادتان نيست در سالگرد دوم خرداد در دانشكده فني تهران كه خاتمي سخنراني مي‌كرد، يك دانشجو فقط مي‌خواست يك سوال بپرسد و دولت را نقد كند، همه هو كشيدند و اجازه ندادند حرفش را به پايان برساند. شما فكر مي‌كنيد خودتان خيلي عليه سلام هستيد؟ همين الان دو طيف تحكيم وحدت چند بار همديگر را كتك زده‌اند؟ شما هم دست كمي نداريد، يا همين سخنراني دكتر عباسي را يك ماه پيش چه كساني بر هم زدند؟
خيلي‌ها معتقدند سركوب جنبش دانشجويي در 18 تير ماه براي ناكارآمد كردن دولت خاتمي بود، چرا كه دانشجويان نقش اساسي در دوم خرداد و پيروزي خاتمي ايفا كردند، نظر شما چيست؟
من چنين اعتقادي ندارم. دانشجويان در دوم خرداد 76 هيچ نقشي نداشتند، خود خاتمي هم در پيروزي خود هيچ نقشي نداشت، اصلاً خود چپي‌ها بيشتر از راستي‌ها شوكه شدند، اينها آمدند جلوتر، شوراها را گرفتند، جلوتر آمدند مجلس را گرفتند و اين يعني يك رشد بادكنكي بدون آنكه پله‌هاي ديپلماتيك‌ را طي كرده باشند، و اين بادكنك با يك سوزن مي‌تركيد، مجمع روحانيون مبارز آمده بود تا تنها منسجم‌تر از پيش ظاهر شود، پس از آن هم ديدم كه خود شماها شعار عبور از خاتمي را مطرح كرديد. در دوم خرداد مردم دنبال تحول بودند و از جريان‌هاي موجود سياسي زده شده بودند. اصلاً وقتي فائزه هاشمي با طرح آن شعارها پيروز شد در حالي كه پدرش نتوانست رأي بياورد، همگان فهميدند كه رأي، رأي اعتراض است و در شرايط كنوني راي اعتراضي جواب مي‌دهد. براي همين فلان آقايي كه تا ديروز در دستگاه‌هاي امنيتي بود مي‌شود تئوري پرداز جامعه مدني، سعيد حجاريان، اكبر گنجي... مچ‌گيري، افشاگري، ترور شخصيت، نتيجه‌اش اين مي‌شود ديگر.
هر 9 روز يك بحراني را كه خاتمي مي‌گفت چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
اگر آن موقع هر 9 روز يك بار بود الان هر روز يك بحران است، با حملات رواني و... دولت همواره با چالش‌ همراه است، آن هم دولت دو تكه و حاكميت دوگانه، به اين اضافه كنيد دولتي كه تازه دارد تجربه مي‌كند يعني بي‌تجربگي دولت را نيز در نظر بگيريد، من مطمئنم كه رقباي خاتمي در كما بودند.
واقعاً  من آن دوران را تمام شده مي‌دانم و احساس مي‌كنم دوران تلخي بوده و فكر مي‌كنم همه هم به اين نتيجه رسيده‌اند و در نوع تعامل سياسي خود كشور نيز بايد بازنگري صورت گيرد، بايد به اين نتيجه برسيم كه روند اصلاحات نبايد شكل ساختار شكنانه به خود بگيرد. بايد هر تلاشي كه صورت مي‌گيرد، در چارچوب منافع ملي و قانون اساسي باشد.
كمي هم يكديگر را تحمل كنند تا دوباره نوبت به رقابت برسد. رقابت‌هاي هميشگي ضربه مي‌زند به توسعه كشور، مردم ما ديگر خسته شده‌اند از اين افشاگري‌ها، مردم خسته‌اند از اين كي بود كي بود من نبودم. اين احتياج به يك نگاه آسيب شناسانه دارد.
شما فكر نمي‌كنيد چون هزينه فعاليت سياسي بالا رفت اين وضعيت پيش آمد؟
نه، به نظر من اين نيست، مثلاً خودم از اينكه نشريه‌ام توقيف شد، خوشحالم چون در نبود رقيب، مثل اين بود كه يك  تيم بدون رقيب وارد زمين شود.
بحث هزينه نبود، هيچ‌كدام از گروه‌ها اهل هزينه دادن نبودند قبلاً طرف 6 ماه زنداني مي‌شد، مقاومت مي‌كرد، حالا دو روز آنها را مي‌گيرند و زود آزاد مي‌شوند و قبل از آنكه به آنها چكي [سيلي] زده شود همه چيز را مي‌گويند اين نشان مي‌دهد كه اين فقط يك شور است. آرمانگرايي نيست.
خيلي‌ها فهميدند كه اين يك بازي است و در خانه نشستند، در حاليكه تخمه مي‌شكنند بازي را نگاه كردند، اتفاقاً مردمي كه الان از رسانه‌هاي مكتوب گريزانند فكر مي‌كنند خواص از آنها عقب‌ترند، در جريان انتخابات رياست جمهوري نهم همه جمع شدند پشت سر يك نفر، اين طرف هم همه شده بودند خاتمي، آزادي و فلان و... ولي مردم آمدند طرف كسي كه شعارها و دغدغه‌هاي مردم را داشت. صاحبان روزنامه‌هاي ما همان‌هايي هستند كه اشتباه كردند.
يعني جريان روشنفكر ما چه ديني و چه سكولار چيزي ديگر مي‌گفتند و مردم چيز ديگري مي‌خواستند.
گفتيد الان دولت هر روز با بحران مواجه است.
اين عمليات رواني است كه از روزهاي انتخابات آغاز شد و تاكنون نيز ادامه دارد؛ البته خودشان نيز بي‌تقصير نيستند چون نمي‌توانند خوب دفاع كنند مثلاً در خصوص بنزين و استفاده كردن از كارت هوشمند، همه مي دانند كه مصرف انرژي در ايران بالاست و يكي از دلايل آن پايين بودن نرخ آن است، همه مي‌دانند كه اقتصاد كشور در اين بخش متحمل چه زيان‌هاي هنگفتي است ولي چرا به اين طرح دولت حمله مي‌كنند؟ خود اينها هم نمي‌توانند به خوبي از خود دفاع كنند، اينها همه مثل ابتداي دوم خرداد شما هستند. جريان عدالت محور ساختار سازي نكرده است و بدون برنامه‌ريزي قبلي تمام اركان را به دست گرفته است.
گفتيد كه طي اين سال‌ها بسياري از سياستمداران تغيير چهره‌ داده‌اند، مسعود‌ ده‌نمكي چه تغييري پيدا كرده؟
اين تغيير را شما بايد بگوييد. من وقتي فيلم مي‌سازم همان‌ها را مي‌گويم كه 15 سال پيش مي‌نوشتم، بايد براساس ايده‌ها و نوشته‌هاي افراد قضاوت كرد. از خودشان آنها را بشناسيم و نه از نوشته ديگران، من همان بودم كه هستم و هيچ تغييري نكردم.
اكنون 7 سال از حادثه كوي دانشگاه گذشته است، چرا اين حادثه با نام مسعود ده‌نمكي گره خورده است؟
در روزنامه‌ ايران قضيه‌اي بود در خصوص «سميه‌ و شاهرخ»، نوع تنظيم خبر در اين روزنامه به گونه‌‌اي شد كه در سطح جامعه همه مردم با شاهرخ و سميه ابراز همدردي مي‌كردند، ما هم در نشريه‌مان نوشتيم كه اين اشتباه بزرگي است و پز روشنفكري است كه آقايان گرفته‌‌اند. روزنامه ايران نبايد اينگونه خبر را منعكس كند.
آنها جوابي دادند و ما هم جوابي تا اينكه ما برخي سوابق آقاي وردي‌نژاد (مدير مسوول وقت روزنامه ايران) را افشا كرديم و در افتادن با غول رسانه‌اي ايران حكم خودكشي براي نشريه ما را داشت. روزنامه ايران براي انتقام گرفتن اولين خبر را حضور من در كوي دانشگاه اعلام كرد و عنوان شد كه من در درگيري‌ها حضور داشتم. ريشه اين مسائل از روزنامه ايران نشأت گرفت و دليل اصلي آن هم كينه‌ورزي آقاي وردي‌نژاد بود. ما هم تيراژ صد هزارتايي داشتيم آنها مي‌نوشتند، ما مي‌نوشتيم، در دو جبهه بوديم و هر دو مي‌جنگيديم. در شوراي عالي امنيت ملي گفتم كه من نمي‌دانم آنها چه كساني هستند {گروه‌هاي فشاري كه شب اول حادثه حضور داشتند} اگر مي‌شناسيد به ما هم معرفي كنيد. گفتند چرا؟ گفتم چون بايد آدم‌هاي پايه‌كاري باشند، بچه‌هاي ما تا ده صبح خواب هستند و هر كاري بكنيم زودتر از 4 عصر نمي‌توانيم تجمعي برگزار كنيم، من آنقدر شجاعتش را دارم كه اگر در حادثه بودم مي‌گفتم. من در دانشگاه نبودم تازه خيلي از كارها را كه ديگران از زير آن فرار مي‌كنند را ما به عهده مي‌گيريم و به شوخي گفتم: اگر ما آن شب بوديم كه نمي‌گذاشتيم سه شبانه روز طول بكشد، همان شب اول غائله را تمام مي‌كرديم، در زمان صدام رفته بودم عراق، يكي از اعضاي حزب بعث از من پرسيد در ايران چه خبر شده بود، شنيده‌ام كه دانشگاه‌ها معترض شده‌اند. من هم برايش شرح دادم. و او گفت اگر اين حادثه در عراق انجام مي‌گرفت صدام دستور مي‌داد كل دانشگاه را با هواپيما نابود كنند و ماجرا تمام مي‌شد.
دو سال پيش اكران خصوصي فيلم «فقر و فحشا» در كوي دانشگاه بود. صدها دانشجو نشسته بودند و مرتب براي ما دست مي‌زدند، برگشتم به شوخي به آنها گفتم: خجالت بكشيد مثلاً ما همين چند وقت پيش همديگر را كتك مي‌زديم، آن سال‌ها به جاي اينكه همديگر را مي‌زديم بايد با هم يكي مي‌شديم و به دنبال عدالت مي‌رفتيم و دغدغه‌هاي مشتركمان را مطرح مي‌كرديم. چپ و راست كيلويي چند است، آنها از تقابل من و تو سوءاستفاده مي‌كردند اينها برنامه ريزي شده بود آنها متأسفانه ما را رودرروي يكديگر قرار دادند. اما خودشان اين طور نبودند، همديگر را دادگاهي مي‌كنند اما در عروسي پسرانشان شركت مي‌كنند، اما ما هنوز رو در روي يكديگريم، به جاي اينها برويم بر سر اشتراكات، عدالت مهمترين مطالبه ماست من خوشحالم كه يك بسيجي فيلمي ساخته كه همه با هر نگرشي براي آن دست مي‌زنند. اين تقابل‌ها را كنار بگذاريم و به اشتراكات روي بياوريم.
اين ريسمان وحدت كه مي‌گوييد چيست؟
عدالت
ولي عدالت معاني گسترده‌ دارد و تفسيرهاي گوناگون ذيل آن است.
اشتباه مي‌كنيد، عدالت فصل مشترك خوبي است، آيا ما از رانت‌خواري و ثروت‌اندوزي مسوولانمان خوشحال مي‌شويم؟ بايد منافع ملي را در نظر گرفت و مشتركات را بيشتر ديد نه اختلاف‌ها را كه هر كس يك سازي بزند.
اين كه شما مي‌گوييد از درون آن «همه با من» استنباط مي‌شود نه وحدتي كه بر اساس «همه با من» است.
نه، همدلي ايجاد شود، نه اينكه به پاي ديگران بسوزيم كه مثلاً‌ همانند خاتمي فكر كنيم و منافع‌مان منافع قدرت اصلي باشد و نه منافع ملي. آن وقت در همه جا سرخورده مي‌شديم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 19:54  توسط مسعود ده نمکی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ
در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را


@من سخنگوی هیچ گروه و دسته ای نیستم و این وبلاگ شخصی است.

@صرفا کامنت هایی در این وبلاگ تایید می شود که دارای هویت و فاقد اهانت به هرکسی باشد.
@با توجه به این که دوستان زیادی از سر محبت و بزرگواری به این وبلاگ لینک داده اند امکان لینک متقابل و جبران محبت برای همه این دوستان میسر نیست قبلا عذر می خواهم.
@در این وبلاگ مطالبی با عنوان شبه خاطرات بقلم اینجانب و یاداشتهای موردی در خصوص مسائل روز درج می شود که صرفا نظر شخصی می باشد.
@در طول ساخت پروژه های مستند و یا سینمائی گزارش تصویری و یا مکتوب کار توسط روابط عمومی فیلم ها درج خواهد شد.
@گاها نقطه نظرات مطول مخاطبان که برای اینجانب و یا در مورد آثار اینجانبب نگاشته می شود به عنوان یاد داشت میهمان درج خواهد شد
@اگر نظر مفصل تری دارید با آدرس
تهران صندوق پستی
3699- 16765
مکاتبه نمائید

نوشته هاي پيشين
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پيوندها
1عشاق الحسین
دکتر عباسی
3انديشکده
4استاد احمد فردید
5مهر محبوب
6شهید احمد کاظمی
7دفتر چه یاداشت
8یا امام رضا
9شماطیل
10مسلمان ایرانی
11وادی خاموشی
12ققنوس
13تقی دزکام
14جویبار
15مفتی
16سهدا
17حزب الله نو
18کلاشینکف دیجیتال
19تبعیدی
20شلمچه
21قلندر
22حامد طالبی
23مطالبه
24علی رضا آستانه
25الحديد
26کومه
27شیوا آبا
28نویدک
29حمید داوودآبادی
30ترکش بلاگ
31نسل سوم انقلاب
32دستنوشته های شخصی
33عباس سلیمی نمین
34شب تنهاییم
35بیداری
36خبرگزاری وبلاگ نویسان ایران
37محمد اقا زاده
38ربذه
39میهمان دل
40آزانس
41بابک رشیدی
42رحیل
43ققنوس
44الپر
45وادی خاموشی
46محمد تورنگ
47خروش
48گاهی به آسمان نگاه کن
49سینا شعبانی
50هرجا نوشت
51زهرخند
52کوچه پشتی
53مشق شب
54سولدوز
55نسیم
56حیات خلوت
57روزگارمان
58میثم رشیدی
59عماد افروغ
60سوشیانس
61مقداد
62امین صبحی
63اردشیر
64خبرنگار فلسطین
65از روزگار رفته حکایت
66جان فدا
67ایستگاه
68روزنامه نگارنو
69غیرت
70پلخمون
71اشک سرخ
72آسید تقی
73یاد مانا
74محمد شیخ الخلیل
75خاک سرخ
76حاشیه خاکستری
77میقات
78روزنامه دانشجویی
79میرزا میثم
80مجادله
81تورنگ
82رضاپاک سیما
83امیر حسین ثابتی
84حدیث نفس
85آینه جادو
86یک عاشق سینما
87ستاره قطبی
88میهمان دل
89هیئت امام حسن
90مرد سفر
91پرشیا فیلم
92اقلیم ادب
93زینت دین
94تلنگریسم
95بی نشان
96راز خون
97کربلایی110
98مریم راد
99یک فنجان زندگی
100محمود صارمی
101جبهه عدالت
102ذیغار
103مستضعفین
104با خبرنگاران
105آشنای غریب
106چشم انتظار
107ویرانه
108خبرستان
109آیات بینات
110خادمان ولایت
111پاسخگویی
112وروجک20 رادیو
113میلانی
114گل باران زده
115سوخته
116جزیره مجنون
117عاشورا
118مجاهدین
119یاس.عشق.خدا
120سرباز خمینی
121رقص گلها
122ترنم بهار
123گفت و شنود
124ادبستان
125سنگ صبور
126نشریه راه
127شهر آوا
128حیدریم
129صدرا
130راهه های باریک عمر
131وبلاگی برای همه
132لوائ زینب
133شب نگاری ها
134عشق
135درد نوشته هاي دانشجوي مسلمان
136پژواك
137اجتماعیات
138عاشقان حضور
139بچه های قلم
140بیا تا گل بر افشانیم
141جزیره ادب
142بریا
143پیام نور ساوه
144عاشق المهدی
145سجاد رحیمی
146سفر بر مدار عشق
147حرفهایی از سر خمیازه
148بیا که تنهای تنهاییم
149دو راهی
150بهار
کهف
عبید شاکی
خرابه شام
طنز سياه
خیال ابی
ایرانیان
دختر بارانی
آدم
جلال ماب
رها
لوگوی اسلامی
موج مرده
آخرین دوران رنج
شیرین لبان عاشق
حاج رضوان
وبلاگ جوانان
عدالتخواهی غرب اصفهان
ندای کویر2
محبان المهدی
افلاکیان
بزم عشاق
دولت عشق
سنتی
دل بارونی من
روبه آسمان
زمزمه های من
محبین
بزم عشاق
بیتاب
کوچه بی انتهای تنهایی
خادم الزهرا
هنر جنگ
آبی مثل دریا
كوچه بي انتهاي تنهايي
دو سال خدمت
زنداني سكوت
پياده نظام
مجاهديان
فاطر
با خبر نگاران
ضعيفه
كنايه
بارون با طعم توت فرنگي
ترانه
سرگيجه
صدايم كن
منجي مهر
انتظاري سبز
آذر.م
شاه راه عدالت
یوسفعلی میر شکاک
رنج خیال
گلچين
صلح دوست
منجي مهر
سوز عشق
كهنه سواران
ديوان عرب زاده
وكيل الرعايا
علي و دلنوشته ها
روزنامه نگار منتقد
مهر 8000
گنجينه دل
مناجات با خدا
شيدا عارف
ماه مهر
مترسك تنها
تلنگر
رد پا
تنها صداست كه مي ماند
فانوس مجنون
نسيم كوير
كتايون نوايي
سياه و سفيد
پيوندهاي روزانه
درج لینک ها به معنی تایید همه اخبار آنها نمی باشد و صرفا یک امر اطلاع رسانی می باشد و نویسنده وبلاگ هیچ ارتباطی با سایتهای خبری زیر ندارد
البرز نيوز
صنایع نیوز
بازنویس
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
لوح
سایت عصر ایران
با یک کلیک به نجف برویم
تابناک
شبکه های سیما
با یک کلیک به کربلا برویم
وبلاگ های دفاع مقدس
وب سایت های دفاع مقدس
ساجد
صدرا نیوز
رجا نیوز
بازنگار
آفتاب
واحد مرکزی خبر
ایرنا
ایسنا
مهر نیوز
فارس نیوز
فردا نیوز
الف
بولتن نیوز
جهان نیوز
عدالتخانه
انصار نیوز
موعود
حوزه نیوز
شیعه نیوز
روزنامه های ایران
اکران اينترنتي


مشاهده فيلم مستند فقر و فحشا

مشاهده فيلم مستند داستاني کدام استقلال کدام پيروزي
MODEM / 150 KB
ASDL / 350 / KB
CABLE / 520 / KB

 


كاربران حاضر: نفر


 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

DESIGNED BY

mirzameysam