
مسعود دهنمكي:
آه قربانيان ورزشگاه آزادي يقه تيم ملي را ميگيرد
بايد تو ذوق فوتباليها ميزدم!
سعيد شمس
مسعود دهنمكي اين بار به سراغ فوتبال رفته است. او كه به عنوان منتقد اجتماعي چند صباحي است به ساخت فيلم روي آورده خواسته تا از طريق فوتبال فاصله طبقاتي موجود در جامعه را به تصوير بكشد. البته «كدام استقلال؟ كدام پرسپوليس؟» از نگاه فوتباليها خوشايند نبود. آنها معتقدند دهنمكي چهره فوتباليها را سياه نشان داده و به تخريبشان پرداخته است.
كدام استقلال؟ كدام پرسپوليس؟ اين فيلم با چه هدفي جلوي دوربين رفت؟
من به دنبال نشان دادن فاصله طبقاتي موجود در كشور بودم و هدفي جز اين نداشتم.
چرا فوتبال را براي نشان دادن اين معضل انتخاب كرديد؟
فوتبال در سالهاي اخير مورد توجه خانوادهها و اقشار مختلف قرار گرفته است، فكر كردم با اين روش ميتوانم با مخاطب ارتباط خوبي بگيرم.
فكر نميكنيد در اين فيلم يك طرفه به قاضي رفتهايد؟
من نميدانم كجاي كارم اشكال داشت كه تا به اين حد مورد انتقاد فوتباليها قرار گرفت.
با نشان دادن استوك گرانقيمت بازيكن و بلافاصله زوم كردن روي كفش ورزشي پاره نوجوان فوتبالدوست دنبال اثبات چه چيزي بوديد؟
من هرگز قصد نداشتم فقر موجود در جامعه را به فوتباليها ربط بدهم، اصلاً بحث من در اين فيلم هيچ ارتباطي به فوتبال نداشت. اگر ميخواستم به مسائل فوتبال بپردازم سوژههاي فراواني براي پرداختن به آنها داشتم.
مثلاً چه سوژههايي؟
همان سيديهايي كه از جشنهاي فوتباليستها در دسترس است و يا موارد ديگر كه خبرنگاران بيشتر از ديگران در جريان آنها هستند. مسأله من در اين فيلم مردم بودند نه فوتباليستها و فوتبال.
بيشتر توضيح ميدهيد؟
من ميخواستم مردمي كه 90 دقيقه فوتبال نگاه ميكنند، اين بار 90 دقيقه خود را زير ذرهبين قرار دهند. تشويقهايشان يا حتي فحش دادن و كريهايي كه براي همديگر ميخوانند.
اما در اين فيلم فوتباليستها مرفه و هوادارانشان بيپول جلوه داده شدهاند؟
مسأله من تضاد طبقاتي بود كه فكر ميكنم توانستم در اين فيلم آن را به تصوير بكشم.
چرا سعي نكرديد مشقتهاي فوتباليستها را هم به تصوير بكشيد؟
من منكر زحماتي كه آنها متحمل ميشوند نيستم. حتي در مقالهاي با عنوان «2 سلطان» به نحوه كنار گذاشتن علي پروين هم اعتراض كردم چون اعتقاد دارم از تجربيات علي پروين و ديگر پيشكسوتان بايد استفاده برد. حتي اگر دقت كرده باشيد در صحنهاي از فيلم نشان دادم كه پروين در اوج محبوبيت و بزرگي به پسر بچهاي توجه بيش از حد نشان داد و او را با خود به داخل زمين برد، چرا اعتراض كنندگان اين مسائل را نميبينند.
ميتوان گفت كه اين فيلم زبان استعاره شما براي سخن گفتن با مخاطب بود؟
صد در صد! شما ميتوانيد قرمز و آبي را به دو جناح سياسي تشبيه كنيد، يا اينكه بازي ايران و ژاپن را به جنگ ايران و عراق، همانطور كه در سالهاي دفاع مقدس همه اقشار با قوميتهاي مختلف متحد شدند تا به جنگ دشمن بروند در ديدار ايران و ژاپن هم طرفداران قرمز و آبي با هم تيم ملي را تشويق كردند و به دنبال هدفي واحد بودند.
اين كار ايراد دارد؟
نه، اما اي كاش بعد از پيروزي و به هدف رسيدن سرمايههاي اصلي را فراموش نكنيم، ما اگر خودمان را در جام جهاني ميبينيم مديون تشويقهاي طرفداران تيم ملي هستيم. اما متأسفانه قربانيان ورزشگاه آزادي فراموش شدند و كسي اهميت چنداني به خانوادههايشان نداد.
اين ايراد را به فوتباليستها وارد ميدانيد؟
هم فدراسيون، هم فوتباليستها و حتي مردم در اين بيتوجهي مقصر هستند.
فوتباليستها چه تقصيري در اين حادثه دارند؟
آنها نميتوانستند در امنيت ورزشگاه نقش داشته باشند، اما ميتوانستند در مراسم مختلف قربانيان شركت كنند و با رفتن به خانههايشان از خانوادههايي كه داغدار شدند، دلجويي كنند.
يعني فوتباليستها وظيفه اخلاقي خود را فراموش كردهاند؟
فوتبال منبع درآمد فوتباليستها است. هر كسي در هر صنفي كه دارد با ضررهايي مواجه ميشود. فوتباليستها بايد بدانند كه تماشاگراني كه در هر حال به تشويق آنها ميپردازند جزئي از سرمايهشان محسوب ميشود و حالا بايد در اين سرمايه سوزي خود را سهيم بدانند. ميخواهيد نمونهاي از رفتار فوتباليستهاي خارجي را برايتان مثال بزنم؟
حتماً...
در تحقيقاتم متوجه شدم كه پله اجناس لازم براي زندگي روزمره را توسط كاميونهاي پر از بار به مناطق محروم ميفرستد تا از اين طريق كمك به هموطنان بيبضاعت خود كرده باشد. زماني هم كه پسرش به خاطر تخلف زنداني شد در تلويزيون اعلام كرد كه هيچ درخواستي مبني بر بخشش ندارد و حتي از تكتك مردم برزيل عذرخواهي كرد.
بههرحال هر كسي براي خود خصوصياتي دارد؟
بله، اما در نظر بگيريد كه فوتباليستهاي ما به لحاظ شهرت و ثروت فرسنگها با پله فرق دارند.
شايد فوتباليستها كمك كردهاند؟ حتماً كه نبايد خبر كمكشان انعكاس داشته باشد؟
در اين قضيه كه به خانواده فوتبال ربط داشت، يقين دارم كه هيچ فوتباليستي هيچگونه كمكي به خانوادهها نكرده است. حتي خيلي از آنها اظهار بياطلاعي از وضعيت خانوادههاي قربانيان ميكردند كه باعث تأسف است.
چرا فكر ميكنيد فوتباليستها بايد از تمام مسائل خبردار باشند؟
تماشاگران يك بازي ملي، عضوي از خانواده فوتبال محسوب ميشوند. بيشك اگر آنها فراموش ميشوند اقشار ديگر به راحتي از ياد برده ميشوند.
اما جبران ضرر، وظيفه سازمان و ارگانهاي دولتي است نه فوتباليستها؟
البته بدانيد كه خانوادههاي قربانيان ورزشگاه آزادي چشمداشتي به پول فوتباليستها نداشته و ندارند، آنها محتاج محبت بودند كه متأسفانه نديدند. ما بايد به تعهدات اخلاقي خود توجه داشته باشيم. آنها حتي در اكران فيلم كه به احترام خانوادههاي داغدار بود حضور نداشتند تا اوج بيتوجهيشان به سرنوشت تماشاچيهاي قرباني شده تيم ملي را نشان دهند.
علت بيتوجهي به خانواده را در چه ميبينيد؟
چون آنها كسي را ندارند و از قشر مظلوم جامعه هستند، اگر آنها هم از مسئولين بودند بي شك همه دايه مهربانتر از مادر ميشدند، حتم داشته باشيد اين بيتوجهي به مظلومان يقه فوتبال ايران را ميگيرد.
بيشتر توضيح دهيد؟
اگر از خانوادههاي قربانيان ورزشگاه آزادي دلجويي نشود، آه آنها يقه تيمملي را در جام جهاني ميگيرد.
پس اين فيلم را ساختيد تا نشان دهيد فوتباليستها بيتوجهيهايي هم به مردم دارند؟
در اوج شاديهاي جام جهاني احساس كردم بايد تو ذوق فوتباليها بزنم! چرا كه از فراموش شدن قشر مظلوم ناراحتم.
در فيلم انتقادي به دستگاههاي دولتي داشتيد؟
اگر دقت كرده باشيد بارها با به تصوير كشيدن چهرههاي مسئولين فوتبال به آنها كنايه زدم.
فوتبال از نظر شما چه تعريفي دارد؟
تا زماني كه به اندازه يك ورزش مطرح است. ميتواند قابل قبول باشد اما وقتي حرفهاي شد موجب غفلت ميشود و آن وقت است كه بايد كارشناس در خصوص آسيبهاي آن بايد كار كارشناسي كنند.
شما غفلت در فوتبال را چطور ارزيابي ميكنيد؟
وقتي در ميدان وليعصر يك شيشه ميشكند تمام روزنامههاي سياسي به آن توجه ميكنند، اما شكستن شيشههاي چند صد اتوبوس در ورزشگاه هيچ عكس العملي را در پي ندارد.
علت اين موضوع چيست؟
علت اين است كه شيشه سينما اگر اشتباه هم باشد، با آرمان شكستني ميشود اما شيشههاي اتوبوسها فقط غفلت است و به همين علت چندان مورد توجه قرار نميگيرد.
علت مخالفتتان با حاشيههاي فوتبال چيست؟
در 60 داربي كه در تهران برگزار شده است، 65 نفر با بهانههاي مختلفي كشته شدهاند. چرا اين مسأله براي مسوولين اهميت ندارد.
به نظر ميرسد دهنمكي با خيلي جدي گرفته شدن فوتبال مخالف است!
اين را كه فوتبال خيلي جدي گرفته ميشود، در آن شكي نيست. در همه جاي دنيا فوتبال بيشتر از آن چيزي كه هست جدي گرفته ميشوند و اين پديدهاي تعمدي است. از اول تاريخ هم روشهايي براي سرگرم كردن مردم وجود داشت كه نميتواند روش مناسبي باشد.
چه روشهايي؟
مثلاً در ميان مردم اعراب رسم بود كه شعرا را به مناظره با يكديگر ترغيب ميكردند. يا در زمان قديم بردههاي سياه با هم ميجنگيدند و بايد حتماً يكي از آنها كشته ميشد تا اسباب سرگرم شدن پادشاهان فراهم ميشد. در ايران هم جنگ بين خروسها بود كه حتي باعث بروز اختلاف شديدي در بين مردم ميشد.
با وجود اين بحث، مخالفت با فوتبال نميتواند منطقي باشد؟
من با فوتبال بازي كردن مخالف نيستم، اعتراضم به مافيايي است كه بعد از حرفهاي شدن فوتبال رشد كرده است. متأسفانه حرفهاي شدن باعث شده تا مردم گرفتار فوتبال شوند.
گرفتار فوتبال؟!
مردم گرفتار حاشيههاي فوتبال شدهاند، همانطور كه در كشور بحثهايي بين چپ و راست است در فوتبال هم قرمز و آبي با هم دعوا ميكنند.
اين دعواها آسيبي به مردم ميرسانند؟
نه، اما اين را در نظر بگيريد كه قرمز و آبي در بيرون از مستطيل سبز با هم دوست هستند، اما تماشاگران با هم دعوا ميكنند و به همديگر ناسزا ميگويند!
براي حل اين معضل چه بايد كرد؟
حداقل اين است كه به جوانان بفهمانيم آخر اين دعواهاي رنگي به كجا ختم ميشود، آنها بايد بدانند كه بازيكنان استقلال و پرسپوليس با همديگر عناد ندارند و آنها هم نبايد با همديگر دعوا كنند.
شما به دست فروشهاي ورزشگاه هم توجه نشان دادهايد. هدف از اين مساله چيست؟
چرا آنها نبايد بتوانند براي كسب روزي خود كار كنند؟
بههرحال نظم را هم نميتوان ناديده گرفت. ميتوان؟
مثل اينكه موضع شما حمايت از شهرداري است!
نه، ميتوان گفت چرا آنها نبايد كار مناسبي داشته باشند تا دستفروشي نكنند؟
موضع من حمايت از فقرا تحت هر شرايطي است! اسلام هم به كسي اجازه نميدهد كه با خشونت با ديگران رفتار كند.
نظر دهنمكي در مورد پر سر و صدا بودن جام جهاني فوتبال؟
اين نشان ميدهد كه فوتبال كه غفلت خودساخته سياستمداران دنيا است، جهاني شده و همه مردم دنيا در توجه بيش از حد به آن اشتباه ميكنند.
يعني فوتبال را ابزاري براي سياستمداران ميدانيد؟
همين بحث تحريم تيم فوتبال ايران از سوي جام جهاني كه از سوي كشورهاي اروپايي كه مخالف دستيابي ما به انرژي هستهاي بودند، نشان ميدهد كه سياستمداران بدشان نميآيد فوتبال را ابزاري براي رسيدن به اهداف خود قرار دهند.
نظر شما درباره رفتن خانمها به ورزشگاه چيست؟
به خاطر فحشهايي كه در جو ورزشگاه است، صلاح نيست خانمها پايشان به ورزشگاه باز شود.
شايد از اين طريق ناسزاها به حداقل برسد؟
امكان ندارد، مطمئن باشيد كه حضور خانمها نميتواند فضا را سالم كنند. حضور خانمها حرمت آنها را ميشكند و نبايد در اين برهه اين قانون را عوض كرد.
حرف آخر آقاي دهنمكي!
فوتبال نبايد اين اندازه جدي ميشد!