دشمنان ما از میان دوستان ماست
علی اکبر فروتن
http://www.louh.com/student/General/Ejtemaei/aki01.asp
داستان اخراجي ها امسال تقريبا نيم بيشتر حواشي جشنواره را به دوش كشيد، به تنهايي و بدون كمك و يا همكاري كسي. فيلمي كه چه از سانس هاي متعدد فوق العاده اي كه براي اكرانش بود تا سابقه كارگردانش يا علل حضور چنين بازيگراني در فيلم كسي چون مسعود ده نمكي تا اعلام اسامي نامزدها و واكنش تند ده نمكي و يارانش وهواداران وي، همه و همه بر اين حاشيه ها افزود. موضوعي كه تقريبا با اين تفاصيل در جشنواره فجر بي سابقه مي نمود. اين موضوع حتي به مراسم اختتاميه و حرفهاي بسيار تند ده نمكي در حضور تمام مسئولان فرهنگي كشور و واكنش غالب حضار به طرفداري از وي انجاميد.
حال چه شد كه فيلم مسعود ده نمكي آن هم در حالي كه سيمرغ بهترين فيلم از نگاه تماشاگران زا به دوش مي كشيد با چنين برخوردي روبرو شد از قبل هم پيش بيني شده بود. علت ماجرا اما دقيقا معلوم نيست؟ فيلمي با موضوع دفاع مقدس ساخته شود، فيلم محبوب تماشاگران شود و فقط در دو بخش غير مهم كانديد دريافت جايزه شود و از آن دو بخش هم طرفي نبندد! جاي سوال دارد؟! آيا واقعا اين فيلم حداقل صلاحيت كانديد شدن در يك بخش بازيگري(از چهار بخش)، يا فيلمنامه(كه يكي از نقاط قوت فيلم به شمار مي رفت، چون خيلي از مكالمات كه باعث خنده حضار مي شد به زيبايي در دل فيلم و در جاي خود قرار گرفته بود و اين امر حداقل نشان از قدرت فيلمنامه اين فيلم را داشت)، حال آنكه در بخش فيلمنامه دو اثر و در بخش بازيگران زن(چه اصلي و چه مكمل) تنها سه نفر كانديداي دريافت سيمرغ بودند!
حال سوال اينجاست كه چرا چنين برخوردي با ده نمكي شده است؟
پاسخ به اين سوال از ديد من روشن است، اين سوال جواب ندارد!! چرا؟ عرض مي كنم خدمتتان...
... چيزي حدود ده سال پيش دادگاهي در ايران برگزار شد كه در آن بزرگ ترين نويسنده متعهد كشور و داراي پرطرفدارترين نشريه ادبي كشور «نيستان»، سيد مهدي شجاعي به خاطر چاپ داستاني به نام پارك دانشجو و اتهامات متعدد ديگر در آن دادگاه محاكمه شد. در پايان وي از تمام اتهامات تبرئه شد، اما به خاطر اعتراض به دوستان مثلا انقلابي اش كه وي را به خاطر هيچ و پوچ به دادگاه كشيده بودند نشريه اش را تعطيل و جامعه ادبي كشور را از بركت آن نشريه جريانساز محروم كرد. اما چيزي كه در اين ميان روشن شد اين بود كه سيد مهدي شجاعي علت امر را مشخص كرد:«دشمنان ما در حقيقت دوستان همفكر ما هستند، نه آن ها كه در مقابل ما ايستاده اند...»
... نه سال پپيش در همين ايام فيلمي در ايران پخش شد به نام آژانس شيشه اي. فيلم توانست غالب سيمرغ هاي سال 76 را از آن خود كند. فيلمي كه از ديد بسياري بهترين فيلم تاريخ ايران(نظر سنجي هفته نامه سروش در سال 83) و بهترين فيلم دفاع مقدس نام گرفت اما در همان ايام دوباره جريان دوستان سر بلند كردند و تند ترين نقدها را به كارگردان و عوامل فيلم نثار كردند، و اين در حالي بود كه آژانس شيشه اي توانسته بود در اوضاع آن زمان(انتخاب آقاي خاتمي براي اولين دوره به رياست جمهوري ايران) مردم را تا حدودي با بچه هاي جنگ همراه كند و با آنها آشنا.اما دوستان اين امر را باز هم درك نكردند و اين موضوع نيز نشان داد كه ما بيش از آن كه بايد نگران مهاجم حريف باشيم بايد نگران مدافعان خود باشيم...
... حدود شش سال پيش حاتمي كيا دوباره فيلمي ساخت به نام موج مرده.فيلم داستاني بود زيبا در نقد يكي از فرماندهان سپاه. تم اصلي كه بر اساس واقعيت بود باعث شد كه همان دوستان با حاتمي كيا چنان كنند كه وي اعلام كرد ديگر حاضر به ساختن فيلم جنگي نيستم! نشريات مثلا مدافع انقلاب چنان نقدهاي تندي به اثر نوشتند كه روزنامه هاي جناح مخالف از آن به عنوان اختلاف كليدي در جريان فرهنگي محافظه كاران نام بردند...
... سال گذشته كتابي در ايران چاپ شد به نام من قاتل پسرتان هستم. نويسنده اين داستان احمد دهقان بهترين نويسنده دفاع مقدس ايران و صاحب بهترين اثر دفاع مقدس(سفر به گراي 270 درجه) بود. اما چاپ اين كتاب چنان واكنش هاي تند و بي ادبانه اي توسط همين مثلا دوستان داشت، كه سيد مهدي شجاعي شخصا قلم به دست گرفت و به حمايت از وي پرداخت. موضوعي كه حتي باعث شد تيغ انتقادات از سمت دهقان به سوي وي نيز سرازير شود...!
... و اين موضوع بازهم نشان داد دوستاني را كه در لباس دوست با دوستان چنان مي كنند كه دشمنان نمي كنند! آيا واقعا آثاري كه در فوق از آنها نامبرده شد، شايسته آنهمه انتقاد از سوي دوستان بود؟! آيا در مملكتي كه موافق انقلاب بودن در ميان ادبا و هنرمندانش جگر شير مي خواهد و هزار حرف و كنايه، اين آثار اين قدر بايد با نقد منفي و واكنش دوستان همفكر روبرو مي گشت؟ مگر در ايران سالانه چند اثر در خور در حوطه ادبيات و هنر متعدد توليد مي شود؟! آيا تعداد اين آثار پس از بيست و هشت سال از پايان انقلاب و هفده سال از پايان جنگ به تعداد انگشتان دست و پا مي رسد؟! مطمئنا جواب اين سوال منفيست. اما در همان حوزه هايي هم كه آثار قابل توجهي توليد شده است، بيشتر انتقادات دوستان را برانگيخته تا مخالفين را!!! حال علت اين امر زياد مشخص نيست... . آيا بيسوادي و عدم درك اثر هنري ادبي يا داشتن توهم توطئه را از علل اين امر بايد دانست...اين امر هم مشخص نيست... و به نظر بايد اين جريان تئوريزه و شناسايي شود... كه اين امر هم زياد مشخص نيست!...ياعلي