تبليغاتX
مسعود ده نمکی -

 

من مخملباف نمی شوم

 

 شايد اين‌ اولين‌بار بود كه‌ خبر توقيف‌ فيلمي‌، قبل‌ از خبر توليدش‌ جامعه‌ را تشنه‌ كنجكاوي‌ و يافتن‌ و ديدن‌ سكانس‌هاي‌ غيرحرفه‌يي‌ يك‌ فيلم‌ مي‌كرد.

فقر و فحشا فيلمي‌ كه‌ به‌ ما گوشزد كرد كه‌ هنوز هنر فيلمسازي‌ تواني‌ بيشتر از ساير رسانه‌ها دارد.

اگر خود فيلم‌ در بيان‌ حرف‌هاي‌ مگوي‌ جامعه‌، پديده‌يي‌ محسوب‌ مي‌شد، يك‌ نكته‌ ديگر اهميت‌ ساخت‌ فيلم‌ را صدچندان‌ مي‌كرد. وقتي‌ كه‌ در آغاز فيلم‌ نام‌ كارگردان‌ و سازنده‌ اؤر حك‌ شد، همه‌ حيرت‌ كردند، مسعود ده‌نمكي‌، كسي‌ كه‌ به‌ هرحال‌ تابلوي‌ جريان‌ اصولگراي‌ دهه‌ اخير بود، بعد از توقيف‌ هفته‌نامه‌ شلمچه‌ كه‌ بخاطر تندروي‌هاي‌ بياني‌ به‌ محاق‌ رفته‌ بود، موضوعي‌ را انتخاب‌ كرده‌ بود كه‌ رئاليست‌ترين‌ فيلم‌سازان‌ هم‌ جرات‌ پرداخت‌ آن‌ را نداشتند.

فيلم‌ ده‌نمكي‌ توقيف‌ شد. اما شبكه‌ غيررسمي‌، فيلم‌ را به‌ خانه‌ها برد. انگار حرف‌ مهم‌ و حياتي‌ و البته‌ غدقن‌ را مردم‌ در فرهنگ‌ عامه‌ خود زمزمه‌ مي‌كردند. مي‌گويند نزديك‌ به‌ 2 ميليون‌ از اين‌ فيلم‌ كپي‌ شده‌ است‌ و دست‌ به‌ دست‌ گرديده‌ است‌.

فقر و فحشا و استقبال‌ خانواده‌ ايراني‌ از آگاهي‌ يافتن‌ از وضعيت‌ كنوني‌ جامعه‌اش‌، ده‌نمكي‌ را آماده‌ ساختن‌ دومين‌ فيلمش‌ كرد. فيلمي‌ كه‌ با حداقل‌ چهارده‌ دوربين‌ و تصويربردار و سوژه‌يي‌ بكر و دست‌نخورده‌ باز هم‌ اتفاق‌ بزرگي‌ در جريان‌ فيلمسازي‌ تيپ‌ روشنفكر كارگردان‌ محسوب‌ مي‌شد.

»كدام‌ استقلال‌ كدام‌ پيروزي‌« باز هم‌ سوژه‌ خود را در خلاف‌ آمد عادت‌ كه‌ شاخصه‌ هر اؤر خلاقه‌يي‌ است‌ پيدا كرد. او در پشت‌ تصويرها مانند يك‌ كارگردان‌ داراي‌ عقيده‌ و سبك‌، چيزي‌ را نشان‌ داد كه‌ هر روز ديده‌ مي‌شد، اما درك‌ نمي‌گرديد. ده‌نمكي‌ ناخواسته‌ يا عامدا خندق‌ واقعيت‌ و مجاز دنياي‌ قهرمانان‌ محبوب‌ فوتبال‌ را تا آنجا باز كرد كه‌ هر بيننده‌يي‌ بتواند، مابين‌ هياهوهاي‌ ورزشگاه‌ها و فرياد و هوراي‌ طرفداران‌، زشتي‌هاي‌ غيرانساني‌ اين‌ جشن‌هاي‌ موسمي‌ را درك‌ كند.
درست‌ مثل‌ كسي‌ كه‌ از لحظات‌ نفسگير قبل‌ از مبارزه‌ گلادياتورها عكسبرداري‌ كند. كدام‌ استقلال‌ كدام‌ پيروزي‌ با مونتاژ موازي‌ تصاوير، مراسم‌ جشن‌ و پايكوبي‌ هواداران‌ مسخ‌شده‌ در بازي‌ فوتبال‌ را به‌ مراسم‌ خاكسپاري‌ قربانيان‌ استاديوم‌ آزادي‌ متصل‌ مي‌كرد تا شباهت‌ دنياي‌ مجازي‌ فوتبال‌ را به‌ زشتي‌ مصاف‌ گلادياتورها بسنجد.

جنگ‌ فقر و غناي‌ پنهان‌ فيلم‌، مسخ‌شدگي‌ جوانان‌ در دنياي‌ فوتبال‌بازها، تعصب‌هاي‌ كور، خرافات‌ عاميانه‌ و... همه‌ حرف‌هايي‌ است‌ كه‌ يك‌ روشنفكر بايد بزند و ده‌نمكي‌ كه‌ اصولا نشريه‌اش‌ تابلوي‌ ضد روشنفكران‌ وطني‌ محسوب‌ مي‌شده‌ است‌، همه‌ اين‌ حرف‌ها را به‌ زبان‌ تصوير براي‌ ما بيان‌ مي‌كند.

اين‌ نوشته‌ شايد كمي‌ زود قضاوت‌ مي‌كندأ اما اگر روند كار ده‌نمكي‌ بر همين‌ روال‌ باشد، فيلم‌ سوم‌ او با نام‌ »اخراجي‌ها« با شاخصه‌هايي‌ كه‌ در دو كار قبل‌ ديده‌ايم‌ را از همين‌ الان‌ كاري‌ متفاوت‌ بدانيم‌.

آخرين‌ فيلم‌ سه‌گانه‌ ده‌نمكي‌ اينك‌ منتظر پرده‌ عريض‌ سينما است‌. او به‌ سراغ‌ موضوعي‌ رفته‌ است‌ كه‌ بيشتر از هر كارگرداني‌ به‌ فضاي‌ آن‌ متعهد است‌.اخراجي‌ها البته‌ فيلم‌ سينمايي‌ تمام‌ عياري‌ خواهد بود.

تمام‌ عوامل‌ از حرفه‌يي‌ها انتخاب‌ شده‌اند. چينش‌ بازيگرانش‌ در كنار هم‌ بي‌نظير است‌. مثلا اكبر عبدي‌ و شريفي‌نيا دوشادوش‌ هم‌ به‌ جبهه‌ مي‌روند.

همه‌ اين‌ اتفاقات‌، البته‌ سوژه‌يي‌ طنز را با هم‌ به‌ فيلم‌ تبديل‌ مي‌كنند. اما حرف‌ ده‌نمكي‌ به‌ عنوان‌ كارگردان‌ فيلم‌، باز هم‌ چيز ديگري‌ است‌.او مي‌گويد: بيشترين‌ تلاش‌ را براي‌ ساخت‌ يك‌ فيلم‌ سياسي‌ براي‌ نشان‌ دادن‌ آدم‌هاي‌ جنگ‌ و لايه‌هاي‌ پنهان‌ اين‌ واقعيت‌ هشت‌ ساله‌ به‌ كار برده‌ام‌. با اين‌ تعاريف‌ نسل‌ روشنفكر كارگردان‌هاي‌ سينماي‌ ايران‌ كه‌ با موج‌ نو در اواخر دهه‌ چهل‌ شروع‌ به‌ جوانه‌ زدن‌ كرد، اينك‌ بعد از اين‌ همه‌ فراز و نشيب‌ باز هم‌ با خلق‌ آؤاري‌ اينگونه‌، حيات‌ خود را به‌ رخ‌ مي‌كشاند. مهم‌ نيست‌ كه‌ كيميايي‌ يا مخملباف‌ يا حاتمي‌كيا يا بيضايي‌ حرف‌ بزند. مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ سكوت‌ اين‌ تيپ‌ عميق‌ سينماگران‌ را امروز ده‌نمكي‌ مي‌شكند.

** عليرضا آستانه‌/ اعتماد


شايد اين‌ اولين‌بار بود كه‌ خبر توقيف‌ فيلمي‌، قبل‌ از خبر توليدش‌ جامعه‌ را تشنه‌ كنجكاوي‌ و يافتن‌ و ديدن‌ سكانس‌هاي‌ غيرحرفه‌يي‌ يك‌ فيلم‌ مي‌كرد.
فقر و فحشا فيلمي‌ كه‌ به‌ ما گوشزد كرد كه‌ هنوز هنر فيلمسازي‌ تواني‌ بيشتر از ساير رسانه‌ها دارد.
اگر خود فيلم‌ در بيان‌ حرف‌هاي‌ مگوي‌ جامعه‌، پديده‌يي‌ محسوب‌ مي‌شد، يك‌ نكته‌ ديگر اهميت‌ ساخت‌ فيلم‌ را صدچندان‌ مي‌كرد. وقتي‌ كه‌ در آغاز فيلم‌ نام‌ كارگردان‌ و سازنده‌ اؤر حك‌ شد، همه‌ حيرت‌ كردند، مسعود ده‌نمكي‌، كسي‌ كه‌ به‌ هرحال‌ تابلوي‌ جريان‌ اصولگراي‌ دهه‌ اخير بود، بعد از توقيف‌ هفته‌نامه‌ شلمچه‌ كه‌ بخاطر تندروي‌هاي‌ بياني‌ به‌ محاق‌ رفته‌ بود، موضوعي‌ را انتخاب‌ كرده‌ بود كه‌ رئاليست‌ترين‌ فيلمسازان‌ هم‌ جرات‌ پرداخت‌ آن‌ را نداشتند. فيلم‌ ده‌نمكي‌ توقيف‌ شد. اما شبكه‌ غيررسمي‌، فيلم‌ را به‌ خانه‌ها برد. انگار حرف‌ مهم‌ و حياتي‌ و البته‌ قدغن‌ را مردم‌ در فرهنگ‌ عامه‌ خود زمزمه‌ مي‌كردند. مي‌گويند نزديك‌ به‌ 2 ميليون‌ از اين‌ فيلم‌ كپي‌ شده‌ است‌ و دست‌ به‌ دست‌ گرديده‌ است‌. فقر و فحشا و استقبال‌ خانواده‌ ايراني‌ از آگاهي‌ يافتن‌ از وضعيت‌ كنوني‌ جامعه‌اش‌، ده‌نمكي‌ را آماده‌ ساختن‌ دومين‌ فيلمش‌ كرد. فيلمي‌ كه‌ با حداقل‌ چهارده‌ دوربين‌ و تصويربردار و سوژه‌يي‌ بكر و دست‌نخورده‌ باز هم‌ اتفاق‌ بزرگي‌ در جريان‌ فيلمسازي‌ تيپ‌ روشنفكر كارگردان‌ محسوب‌ مي‌شد.
»كدام‌ استقلال‌ كدام‌ پيروزي‌« باز هم‌ سوژه‌ خود را در خلاف‌ آمد عادت‌ كه‌ شاخصه‌ هر اؤر خلاقه‌يي‌ است‌ پيدا كرد. او در پشت‌ تصويرها مانند يك‌ كارگردان‌ داراي‌ عقيده‌ و سبك‌، چيزي‌ را نشان‌ داد كه‌ هر روز ديده‌ مي‌شد، اما درك‌ نمي‌گرديد. ده‌نمكي‌ ناخواسته‌ يا عامدا خندق‌ واقعيت‌ و مجاز دنياي‌ قهرمانان‌ محبوب‌ فوتبال‌ را تا آنجا باز كرد كه‌ هر بيننده‌يي‌ بتواند، مابين‌ هياهوهاي‌ ورزشگاه‌ها و فرياد و هوراي‌ طرفداران‌، زشتي‌هاي‌ غيرانساني‌ اين‌ جشن‌هاي‌ موسمي‌ را درك‌ كند
سناريوي‌ فيلم‌ جديدتان‌ به‌ نام‌ اخراجي‌ها را چه‌ كسي‌ نوشته‌ است‌*
سناريو را خودم‌ نوشتم‌، خب‌ به‌ فيلم‌هاي‌ دفاع‌ مقدس‌ مي‌توان‌ نگاه‌ متفاوتي‌ داشت‌. مضمون‌ سناريوي‌ اين‌ فيلم‌ بر گرفته‌ از يك‌ سري‌ حوادث‌ واقعي‌ در جنگ‌ است‌ آدم‌هايي‌ كه‌ خودم‌ در جنگ‌ مي‌شناختمشان‌ و در مقاطع‌ مختلف‌ زماني‌ اينان‌ را درك‌ كرده‌ بودم‌ همه‌ آنها را در يك‌ جا جمع‌ كردم‌. در يك‌ قصه‌ اين‌ كار در چند سال‌ گذشته‌ نگارشش‌ انجام‌ پذيرفت‌.
مضمون‌ اين‌ نگاه‌ جديد چه‌ تفاوتي‌ با نگاه‌هاي‌ متعارف‌ به‌ جنگ‌ دارد*
بيشتر يك‌ نگاه‌ انساني‌ به‌ آدم‌هاي‌ جنگ‌ است‌ تا به‌ توپ‌ و تفنگ‌ و تانك‌. اخراجي‌ها روابط‌ بين‌ آدم‌ها را بيشتر بررسي‌ مي‌كند. من‌ كه‌ چند وقت‌ در جنگ‌ بودم‌ در بطن‌ فيلم‌هاي‌ سينمايي‌ جنگمان‌ بيشتر آدم‌هاي‌ تك‌بعدي‌ ديدم‌. آدم‌هايي‌ كه‌ به‌ تعبير خودمان‌ در يك‌ خانواده‌ مذهبي‌ به‌ دنيا آمدند و در يك‌ جاي‌ مذهبي‌ بزرگ‌ شده‌اند و خيلي‌هايشان‌ هم‌ در راه‌ مذهبي‌ شهيد شدند يك‌ نگاه‌ تك‌ بعدي‌. به‌ هر حال‌ يك‌سري‌ اسطوره‌هاي‌ دست‌ نيافتني‌ براي‌ نسل‌ امروز تعريف‌ كرده‌ايم‌ كه‌ ديگر نمي‌شود مثل‌ آنها شد. استثناهايي‌ بودند در ابعاد انسان‌هايي‌ كه‌ هر روزه‌ مي‌بينيم‌ يا مثلا در تعريف‌ و نماياندن‌ دشمني‌ كه‌ با آن‌ جنگيده‌ايم‌، هميشه‌ با يك‌ الله‌اكبر ما دشمن‌ فرار مي‌كرد و هيچ‌ وقت‌ مقاومت‌ نمي‌كرد. خب‌ سوال‌هاي‌ زيادي‌ ايجاد مي‌كند كه‌ اين‌ 200 هزار شهيد از كجا آمد* پس‌ چرا با همان‌ الله‌اكبر اول‌ اين‌ جنگ‌ تمام‌ نشد و 8 سال‌ طول‌ كشيد. از چرايي‌ جنگ‌ نگفتيم‌، خيلي‌ مسائلش‌ را نگفتيم‌ فقط‌ به‌ يك‌ بعد خاص‌ پرداخته‌ بوديم‌ البته‌ شايد امروز بيشتر اقتضا مي‌كند كه‌ وارد اين‌ مباحث‌ شد آن‌ موقع‌ اين‌ نگاه‌ نبود، اين‌ بحث‌ها نبود. ولي‌ من‌ با طرح‌ اين‌ فيلمنامه‌ چند هدف‌ را دنبال‌ مي‌كنم‌أ يكي‌ اينكه‌ ارزشها و تاريخ‌ دفاع‌ مقدس‌ متعلق‌ به‌ همه‌ هست‌ يعني‌ همه‌ كشور و مردمش‌ به‌ آن‌ افتخار مي‌كنند. در جنگ‌ هم‌ آدم‌هاي‌ متفاوتي‌ بودند شايد ورودي‌ و خروجي‌ جنگ‌ با هم‌ فرق‌ مي‌كرد. اينكه‌ آدم‌ها همه‌ خوب‌ بودند و از جبهه‌ مي‌آمدند نبوده‌ و حالا در ساختار هم‌ آدم‌هايي‌ كه‌ توي‌ فيلم‌ ذخيره‌ هستند براي‌ اولين‌بار يك‌ اتفاقي‌ افتاد كه‌ خيلي‌ آدم‌هايي‌ كه‌ هنرپيشه‌هاي‌ مطرح‌ سينما در فيلم‌هاي‌ جنگي‌ نبودند در اين‌ فيلم‌ هستند و سعي‌ كردم‌ نگاه‌ مستندگونه‌ در فيلم‌ حفظ‌ شود هم‌ در ساختار و هم‌ در بيان‌ و روايت‌.
در بحث‌ اسطوره‌ و آيين‌ مي‌گويند كه‌ هر اسطوره‌، سازنده‌ آييني‌ خاص‌ است‌. اسطوره‌هاي‌ جنگي‌ كه‌ آقاي‌ ده‌ نمكي‌ مي‌شناسد آيينشان‌ چيست‌*
مثلا رستم‌ قهرمان‌ ايراني‌ها است‌ و آيينش‌ فتوت‌ است‌ و سياوش‌ براي‌ خودش‌ آيين‌ دارد. يك‌ مظلوميتي‌ در زندگي‌اش‌ دارد. آيين‌ اين‌ افرادي‌ كه‌ در ذهن‌ به‌ عنوان‌ قهرمان‌ شناخته‌ مي‌شوند به‌ اسطوره‌ تبديل‌ مي‌شوند را هر كس‌ چيزي‌ نام‌ مي‌گذارد.
كساني‌ كه‌ علاقه‌مند به‌ جنگ‌ هستند يا در اين‌ جنگ‌ بودند يا بعدا به‌ اين‌ اسطوره‌ها علاقه‌مند مي‌شوند خودشان‌ را شبيه‌ اين‌ اسطوره‌ها كنند و به‌ آيين‌ آنها زندگي‌ كنند.
اين‌ آيين‌ در زندگي‌ امروز ما چه‌ نشانه‌هايي‌ دارد* شايد فعلا شما بيشتر دنبال‌ عدالت‌ هستيد آدم‌هاي‌ جنگ‌، يعني‌ نسلي‌ كه‌ در جنگ‌ بودند دنبال‌ چه‌ سبكي‌ از زندگي‌ بودند*
من‌ فكر مي‌كنم‌ از اين‌ جنگ‌، همه‌ آيين‌ها و اسطوره‌هاي‌ تاريخي‌ و ايراني‌ را مي‌شود در اين‌ آدمها جمع‌ كرد. ما اگر نقشه‌ ايران‌ را نگاه‌ كنيم‌ در تاريخ‌ مي‌بينيم‌ كه‌ با هر جنگي‌ يك‌ تكه‌يي‌ از آن‌ كنده‌ شده‌. ساسانيان‌، اشكانيان‌. هي‌ كوچيك‌ كوچيك‌ كوچكتر شده‌ تا رسيده‌ به‌ گربه‌ ملوس‌ نقشه‌ امروز.
برعكس‌ همه‌ تاريخ‌ گذشته‌ جنگ‌هاي‌ ايراني‌ و برعكس‌ سرنوشت‌ كشورهايي‌ كه‌ تك‌ و تنها در مقابل‌ دنيا مي‌ايستند بعد از جنگ‌ ما از 16 كشور اسير گرفته‌ بوديم‌. جنگي‌ كه‌ سوپراستانداردش‌ را فرانسه‌ مي‌داد هواپيمايش‌ را شوروي‌ و امريكا مي‌داد. سلاح‌ شيميايي‌اش‌ را اروپا مي‌داد از 16 مليت‌ اسير آزاد كردند. پول‌ طرف‌ ما را هم‌ كه‌ به‌ عربستان‌ و غيره‌ مي‌دادند يك‌ نسلي‌ مي‌آيد در برابر اينها مقاومت‌ مي‌كند و حتي‌ يك‌ وجب‌ از خاك‌ ايران‌ را هم‌ از دست‌ نمي‌دهد. به‌ نظر من‌ كاري‌ كه‌ اينان‌ كردند از كار رستم‌ باستان‌ خيلي‌ بالاتر بوده‌. اينها انگار قهرمان‌ زاده‌ شدند. حرفي‌ كه‌ اول‌ مصاحبه‌ عرض‌ كردم‌. هيچكس‌ از شكم‌ مادرش‌ قهرمان‌ زاده‌ نمي‌شود. شرايط‌ اجتماعي‌ ملي‌ و تربيت‌، نقش‌ استاد و معلم‌، نقش‌ آن‌ كسي‌ كه‌ مدعي‌اصلاح‌ جامعه‌ است‌ خيلي‌ موؤر است‌ امام‌ وقتي‌ آمد به‌ اين‌ كشور گفتند امام‌ چه‌ جوري‌ امام‌ شده‌ مي‌گفتند كه‌ ما حديث‌ داريم‌ هر كس‌ 40 شب‌ عمل‌ خودش‌ را اصلاح‌ كند و خودش‌ را صالح‌ كند براي‌ خدا، خدا عزيزش‌ مي‌كند. امام‌ يك‌ عمر خودش‌ را صالح‌ كرده‌ بود بخاطر همين‌ لات‌ و لوت‌هاي‌ خيابان‌ هم‌ شيفته‌ او مي‌شوند. اون‌ مذهبيه‌ هم‌ حول‌ محور امام‌ به‌ اينها وصل‌ مي‌شود و مي‌جنگند مملكتي‌ كه‌ در زمان‌ شاه‌ عرق‌ فروشي‌هاش‌ بيشتر
از كتاب‌فروشي‌هاش‌ بود در همين‌ مملكت‌ انقلاب‌ شد. در همين‌ انقلاب‌ خيلي‌ شهداي‌ سرشناس‌ بودند كه‌ من‌ هم‌ جرات‌ نمي‌كنم‌ اسمشان‌ را بياورم‌ كه‌ سابقه‌ مذهبي‌ نداشتند. خيلي‌هاشون‌ تيپ‌هاي‌ ديگه‌ بودند چرا* چون‌ قهرمان‌ واقعي‌ قرن‌ ما امام‌ بود. اين‌ امام‌ بود كه‌ توانست‌ اين‌ تحول‌ ارزشي‌ را در جامعه‌ ايراني‌ ايجاد كند. درك‌ خودم‌ از جنگ‌ را بگويم‌. بحث‌ جنگ‌ مي‌شود تصاويري‌ كه‌ به‌ ذهن‌ مي‌آيد از رزمنده‌هاي‌ ما اگرچه‌ واقعا اين‌ جوري‌ بوده‌ ولي‌ مجموعه‌يي‌ از قديس‌ها مي‌سازيم‌ كه‌ خيلي‌ فرق‌ مي‌كند با نسل‌ امروزه‌ چيزي‌ كه‌ باعث‌ شد ما آن‌ همه‌ قهرمان‌ داشته‌ باشيم‌.
همه‌ آن‌ چيزهايي‌ كه‌ مي‌گويند درست‌ است‌ ولي‌ يك‌ قدرت‌ اصلي‌ باعث‌ شد يك‌ فرد عادي‌، قهرمان‌ ملتش‌ شود. چه‌ موقع‌ اين‌ تحول‌ ايجاد مي‌شود*
آن‌ وقتي‌ است‌ كه‌ تجربه‌ ملت‌ها، مشاهده‌ ذاتي‌ و غرور يك‌ ملت‌ به‌ يك‌ فهم‌ مشترك‌ بين‌ مردم‌ و نظام‌ سياسي‌ و رهبران‌ سياسي‌ برسد. اينها باورهاي‌ مشترك‌ داشتند. يعني‌ من‌ يادم‌ هست‌ روز اولي‌ كه‌ عراق‌ حمله‌ كرد به‌ ايران‌ درست‌ فرداش‌ به‌ اهواز حمله‌ شد.
ولي‌ مردم‌ سر كوچه‌هاشون‌، داخل‌ شهر سنگر مي‌ساختند و احساس‌ مي‌كردند كه‌ در خيابان‌ آنها را تهديد كرده‌اند. هر جنگي‌ كه‌ مي‌شود يك‌ تهديد است‌ براي‌ نظام‌ سياسي‌ و در مورد اين‌ جنگ‌، مردم‌ باور مي‌كردند كه‌ اين‌ تهديد، تهديدي‌ عليه‌ تمام‌ ملت‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ تهديدي‌ عليه‌ نظام‌ ارزشها، تمام‌ باورها و تهديدي‌ عليه‌ انقلابي‌ كه‌ برايش‌ شهيد دادند، معلول‌ دادند و سالها به‌ خاطرش‌ هزينه‌ دادند به‌ همين‌ دليل‌ وقتي‌ كه‌ با اين‌ باور كسي‌ مي‌آيد و كشته‌ مي‌شود خود به‌ خود در آنجا قهرمان‌ توليد مي‌شود. آنها قهرمان‌ نيستند كه‌ حالا به‌ نظر من‌ وقتي‌ باور يا تعهد به‌ انجام‌ باورها با هم‌ ديگر كنار هم‌ قرار بگيرد اين‌ اسطوره‌ها و آيين‌ها به‌ وجود مي‌آيند. خود به‌ خود به‌ وجود مي‌آيد.
چرا برويم‌ سراغ‌ اسطوره‌هاي‌ ملي‌. اسطوره‌هاي‌ ديني‌ خودمان‌، ما مصداق‌ حضرت‌ عباس‌ را چقدر داشتيم‌ در جبهه‌ها ، ما مصداق‌ شهداي‌ كربلا را چقدر در جبهه‌ها داشتيم‌ يعني‌ اين‌ نشان‌ مي‌داد كه‌ اين‌ باور حتي‌ تاريخ‌ را ناديده‌ مي‌گيرد.
در جنگ‌هاي‌ قبلي‌ هم‌ عالم‌ داشتيم‌، هم‌ مجاهد داشتيم‌، هم‌ فقيه‌ داشتيم‌ منتها چرا اين‌ اتفاقي‌ كه‌ در اين‌ جنگ‌ 8 ساله‌ افتاد و بچه‌هايي‌ كه‌ اين‌ طوري‌ پرورش‌ پيدا كردند در گذشته‌ كمتر بودند*! مگر آنها هم‌ اعلام‌ فتوي‌ نمي‌كردند*! مگر نمي‌گفتند از مرز كشور اسلامي‌ دفاع‌ كنيد*
من‌، منتقد فقط‌ نگاه‌ تك‌بعدي‌ به‌ جنگ‌ و آدم‌هاي‌ جنگ‌ هستم‌ يعني‌ همون‌ يك‌ بعد را هم‌ لغو نمي‌كنم‌ بله‌ بسياري‌ از بچه‌هاي‌ ما واقعا قديس‌ بودند اين‌ كه‌ امام‌ تعبير شيران‌ روز و زاهدان‌ شب‌ مي‌كرد همين‌ بود مثلا بعد روحي‌ و نشاط‌ تو جبهه‌ هميشه‌ بوده‌. طنزگويي‌، بذله‌گويي‌ ولي‌ شب‌ كه‌ مي‌شد سجاده‌هاي‌ نماز شب‌ پهن‌ مي‌شد ولي‌ ما اگر بخواهيم‌ تعريفش‌ كنيم‌ همان‌ يك‌ بعدش‌ را مي‌گوييم‌ فقط‌ همان‌ تقدسش‌ را مطرح‌ مي‌كنيم‌ يا فقط‌ همون‌ صحنه‌ نماز شب‌ را نشان‌ مي‌دهيم‌ آدم‌هايي‌ كه‌ مثلا از اول‌ اين‌ جوري‌ بودند در صورتي‌ كه‌ من‌ مي‌گم‌ بستر جبهه‌ به‌ صورتي‌ بود كه‌ مثل‌ يك‌ دانشگاه‌ بوده‌ تقريبا ممكن‌ بود آدم‌ اولش‌ بيسواد بياد داخلش‌ ولي‌ وقتي‌ واردش‌ مي‌شد تحصيلات‌ مي‌كرد و ممكن‌ بود اصلا مشروط‌ بشود بعضي‌ مي‌آمدند جبهه‌ مي‌فهميدند كه‌ نبايد بايستند مي‌رفتند ديگر هم‌ نمي‌آمدند، مردش‌ نبودند. يك‌ نكته‌ را ما نبايد فراموش‌ كنيم‌ واقع‌نگري‌ به‌ مساله‌ جنگ‌ هم‌ هست‌. ما طبق‌ آمارهاي‌ رسمي‌ به‌ تعبير امام‌ كه‌ مي‌فرمود، ما 20 ميليون‌ جوان‌ داريم‌، 20 ميليون‌ تفنگدار بايد داشته‌ باشيم‌ الان‌ اصطلاحش‌ ارتش‌ 20 ميليوني‌ شد.
امروز به‌ نوعي‌ دارد اين‌ باب‌ باز مي‌شود كه‌ در مورد جنگ‌ حرف‌ زد، در مورد خيلي‌ از مسائل‌. همين‌ چند روزه‌ مي‌بينيد كه‌ آقاي‌ هاشمي‌ يك‌ چيزي‌ مي‌گويد، آقاي‌ محسن‌ رضايي‌ يك‌ چيزي‌ مي‌گويد، يكي‌ مي‌گويد فرمانده‌ سپاه‌ نامه‌ داد به‌ ما كه‌ آنقدر هواپيما مي‌خواهيم‌ و جنگ‌ را تمام‌ كنيم‌ آقاي‌ هاشمي‌ مي‌گه‌ كه‌ نه‌ و برعكسش‌ را مي‌گويد، از 20 ميليون‌ جوان‌ آن‌ موقع‌ چند نفر مشاركت‌ مستقيم‌ در جنگ‌ داشتند*
در صورتي‌ كه‌ در جنگ‌ به‌ اين‌ وسعت‌، به‌ اين‌ بزرگي‌ حداقل‌ نصفش‌ بايد بسيج‌ مي‌بودند براي‌ جنگ‌. همه‌ جنگ‌ها اين‌ طوري‌ بوده‌ مثل‌ جنگ‌ ژاپن‌، صدام‌ هم‌ اين‌ جوري‌ بود و لشگرهايش‌ سه‌ برابر شد.
ولي‌ آمار مي‌گويد ما در جنگمان‌ كساني‌ كه‌ مشاركت‌ مستقيم‌ داشتند بيشتر از يك‌ ميليون‌ نفر نبودند. ما يك‌ ميليون‌ نفر داشتيم‌ ولي‌ افرادي‌ كه‌ صدام‌ داشت‌ افرادي‌ بودند كه‌ اسلحه‌ پشت‌ گردنشان‌ بود ولي‌ بچه‌هاي‌ ما چگونه‌ بودند* ما از سال‌ 59 تا 67 اصلا نياز به‌ اينكه‌ بخواهيم‌ فراخوان‌ بدهيم‌ و بگوييم‌ مردم‌ بياييد و برويد به‌ جبهه‌ نداشتيم‌. تا سال‌ آخر جنگ‌ مردم‌ خوزستان‌ با ذوق‌ مي‌رفتند. اينها مظلومانه‌ جنگيدند ناگفته‌هاي‌ جنگ‌ اينهاست‌. فقط‌ ما همه‌ جنگ‌ را به‌ تعريف‌هايش‌ نچسبيم‌ كه‌ آدم‌هاي‌ خوبي‌ بودند. خب‌ اين‌ آدم‌هاي‌ خوب‌ چه‌ كساني‌ بودند* چه‌ جوري‌ بودند* ما بچه‌هاي‌ رزمنده‌يي‌ داشتيم‌ كه‌ مي‌رفتند به‌ جبهه‌ها و زن‌ و بچه‌هايشان‌ در تهران‌ گرسنگي‌ مي‌كشيدند. صدام‌ يك‌ روز مي‌رود در يكي‌ از بيمارستان‌ها به‌ يكي‌ از مجروحان‌ مي‌گه‌ كه‌ بهت‌ مي‌رسن‌ مي‌گه‌ نمي‌رسن‌ همون‌ جا رييس‌ بيمارستان‌ را از طبقه‌ پنجم‌ پرت‌ مي‌كنه‌ پايين‌. ما براي‌ ايجاد آن‌ روحيه‌ مقاومت‌ ملي‌ در جامعه‌مان‌ درست‌ عمل‌ نكرديم‌ ما جنگ‌ را به‌ صورت‌ يك‌ پديده‌ ملي‌ در نياورديم‌ يك‌ اقليتي‌ جنگيدند براي‌ بقاي‌ يك‌ اكثريت‌. اينها از همان‌ بخش‌هايي‌ است‌ كه‌ وقتي‌ مي‌خواهي‌ واردش‌ بشوي‌ همه‌ مي‌گويند نه‌. كل‌ جامعه‌ 60 ميليوني‌ ما به‌ اين‌ صورت‌ درگير
جنگ‌ بودند كه‌ يه‌ موشكي‌ مي‌آمد و همه‌ ما صداي‌ آژير مي‌شنيديم‌ ولي‌ در جنگ‌هاي‌ مهم‌ دنيا همه‌ مردم‌ مستقيم‌ در جنگ‌ دخيل‌ بودند.همه‌ زن‌ها و مردها. اين‌ بود كه‌ ماحصلش‌ مي‌شد نبرد ملي‌ چون‌ خودم‌ جزو اين‌ آدم‌ها بودم‌ اگر نبودم‌ مي‌توانستم‌ از حقوقشان‌ دفاع‌ كنم‌ بگويم‌ كه‌ اينها با چه‌ مظلوميتي‌ جنگيدند، با چه‌ مسائلي‌. حتي‌ وقتي‌ برمي‌گردند از جنگ‌ بعد از اينكه‌ اين‌ همه‌ افتخار آفريدند چرا ما اين‌ را نمي‌گوييم‌* همه‌ جنگ‌هاي‌ دنيا وقتي‌ با پيروزي‌ برمي‌گردند جشن‌ و استقبال‌ از رزمنده‌هاشون‌ مي‌شه‌ ما بعد از 8 سال‌ جنگ‌ براي‌ بازگشت‌ رزمنده‌ها چه‌ كاري‌ كرديم‌*
مقصر كيست‌*
مقصر همه‌ آنهايي‌ بودند كه‌ آنجا نبودند. بچه‌هاي‌ جنگ‌ يا اين‌ ور خاكريز بودند يا آن‌ طرف‌ خاكريز. ما كه‌ آنور خاكريز بوديم‌، امروز هم‌ از يك‌ نقطه‌ بيروني‌ دارند به‌ قصه‌ نگاه‌ مي‌كنند. مي‌گويند كه‌ اونها كه‌ از جنگ‌ برگشتند سنت‌ اخلاقي‌ است‌ كه‌ بايد ازشون‌ تقدير مي‌كردند آيا كرديد* يا باهاشون‌ خيريه‌يي‌ وار برخورد كرديم‌ و بهشون‌ گفتيم‌ كه‌ يك‌ سهميه‌ 40 درصد به‌ شما مي‌دهيم‌ و تو بوقش‌ كرديم‌ در روزنامه‌ها 40 درصد را علنا كرديم‌ 7 درصد تا حداقل‌ نمره‌ براشون‌ بگذاريم‌. بعد نسل‌ امروز هم‌ كه‌ با آنها هيچ‌ ارتباط‌ خاصي‌ برقرار نكرده‌ بود گفتند كه‌ اينان‌ حقشون‌ رو خوردن‌. در صورتي‌ كه‌ در دنيا من‌ خبر دارم‌، مطالعه‌ دارم‌ كه‌ در ژاپن‌ كساني‌ را كه‌ در جنگ‌ نبودند را محروم‌ مي‌كردند مي‌گفتند نه‌، اول‌ تسهيلات‌ مال‌ كساني‌ است‌ كه‌ در جنگند. عموم‌ مردم‌ اين‌ جوري‌ بودند. بعد آمدند يواش‌ يواش‌ حقوقي‌ هم‌ قايل‌ شدند براي‌ اونهايي‌ كه‌ در جنگ‌ نبودند. در آلمان‌ هنوز كه‌ هنوزه‌ صندلي‌هايي‌ در اتوبوس‌ها هست‌ كه‌ مخصوص‌ مجروحان‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ است‌. من‌ كه‌ اول‌ بار اين‌ بحث‌ها را در نشريه‌ شلمچه‌ كردم‌ الان‌ باب‌ شده‌ كه‌ در تلويزيون‌ مي‌گويند جانباز شيميايي‌، سالها اينها را ناديده‌ مي‌گرفتند اصلا نمي‌خواستند اينها را باين‌ يك‌ روند تكاملي‌ دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 5:38  توسط مسعود ده نمکی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ
در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را


@من سخنگوی هیچ گروه و دسته ای نیستم و این وبلاگ شخصی است.

@صرفا کامنت هایی در این وبلاگ تایید می شود که دارای هویت و فاقد اهانت به هرکسی باشد.
@با توجه به این که دوستان زیادی از سر محبت و بزرگواری به این وبلاگ لینک داده اند امکان لینک متقابل و جبران محبت برای همه این دوستان میسر نیست قبلا عذر می خواهم.
@در این وبلاگ مطالبی با عنوان شبه خاطرات بقلم اینجانب و یاداشتهای موردی در خصوص مسائل روز درج می شود که صرفا نظر شخصی می باشد.
@در طول ساخت پروژه های مستند و یا سینمائی گزارش تصویری و یا مکتوب کار توسط روابط عمومی فیلم ها درج خواهد شد.
@گاها نقطه نظرات مطول مخاطبان که برای اینجانب و یا در مورد آثار اینجانبب نگاشته می شود به عنوان یاد داشت میهمان درج خواهد شد
@اگر نظر مفصل تری دارید با آدرس
تهران صندوق پستی
3699- 16765
مکاتبه نمائید

نوشته هاي پيشين
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پيوندها
1عشاق الحسین
دکتر عباسی
3انديشکده
4استاد احمد فردید
5مهر محبوب
6شهید احمد کاظمی
7دفتر چه یاداشت
8یا امام رضا
9شماطیل
10مسلمان ایرانی
11وادی خاموشی
12ققنوس
13تقی دزکام
14جویبار
15مفتی
16سهدا
17حزب الله نو
18کلاشینکف دیجیتال
19تبعیدی
20شلمچه
21قلندر
22حامد طالبی
23مطالبه
24علی رضا آستانه
25الحديد
26کومه
27شیوا آبا
28نویدک
29حمید داوودآبادی
30ترکش بلاگ
31نسل سوم انقلاب
32دستنوشته های شخصی
33عباس سلیمی نمین
34شب تنهاییم
35بیداری
36خبرگزاری وبلاگ نویسان ایران
37محمد اقا زاده
38ربذه
39میهمان دل
40آزانس
41بابک رشیدی
42رحیل
43ققنوس
44الپر
45وادی خاموشی
46محمد تورنگ
47خروش
48گاهی به آسمان نگاه کن
49سینا شعبانی
50هرجا نوشت
51زهرخند
52کوچه پشتی
53مشق شب
54سولدوز
55نسیم
56حیات خلوت
57روزگارمان
58میثم رشیدی
59عماد افروغ
60سوشیانس
61مقداد
62امین صبحی
63اردشیر
64خبرنگار فلسطین
65از روزگار رفته حکایت
66جان فدا
67ایستگاه
68روزنامه نگارنو
69غیرت
70پلخمون
71اشک سرخ
72آسید تقی
73یاد مانا
74محمد شیخ الخلیل
75خاک سرخ
76حاشیه خاکستری
77میقات
78روزنامه دانشجویی
79میرزا میثم
80مجادله
81تورنگ
82رضاپاک سیما
83امیر حسین ثابتی
84حدیث نفس
85آینه جادو
86یک عاشق سینما
87ستاره قطبی
88میهمان دل
89هیئت امام حسن
90مرد سفر
91پرشیا فیلم
92اقلیم ادب
93زینت دین
94تلنگریسم
95بی نشان
96راز خون
97کربلایی110
98مریم راد
99یک فنجان زندگی
100محمود صارمی
101جبهه عدالت
102ذیغار
103مستضعفین
104با خبرنگاران
105آشنای غریب
106چشم انتظار
107ویرانه
108خبرستان
109آیات بینات
110خادمان ولایت
111پاسخگویی
112وروجک20 رادیو
113میلانی
114گل باران زده
115سوخته
116جزیره مجنون
117عاشورا
118مجاهدین
119یاس.عشق.خدا
120سرباز خمینی
121رقص گلها
122ترنم بهار
123گفت و شنود
124ادبستان
125سنگ صبور
126نشریه راه
127شهر آوا
128حیدریم
129صدرا
130راهه های باریک عمر
131وبلاگی برای همه
132لوائ زینب
133شب نگاری ها
134عشق
135درد نوشته هاي دانشجوي مسلمان
136پژواك
137اجتماعیات
138عاشقان حضور
139بچه های قلم
140بیا تا گل بر افشانیم
141جزیره ادب
142بریا
143پیام نور ساوه
144عاشق المهدی
145سجاد رحیمی
146سفر بر مدار عشق
147حرفهایی از سر خمیازه
148بیا که تنهای تنهاییم
149دو راهی
150بهار
کهف
عبید شاکی
خرابه شام
طنز سياه
خیال ابی
ایرانیان
دختر بارانی
آدم
جلال ماب
رها
لوگوی اسلامی
موج مرده
آخرین دوران رنج
شیرین لبان عاشق
حاج رضوان
وبلاگ جوانان
عدالتخواهی غرب اصفهان
ندای کویر2
محبان المهدی
افلاکیان
بزم عشاق
دولت عشق
سنتی
دل بارونی من
روبه آسمان
زمزمه های من
محبین
بزم عشاق
بیتاب
کوچه بی انتهای تنهایی
خادم الزهرا
هنر جنگ
آبی مثل دریا
كوچه بي انتهاي تنهايي
دو سال خدمت
زنداني سكوت
پياده نظام
مجاهديان
فاطر
با خبر نگاران
ضعيفه
كنايه
بارون با طعم توت فرنگي
ترانه
سرگيجه
صدايم كن
منجي مهر
انتظاري سبز
آذر.م
شاه راه عدالت
یوسفعلی میر شکاک
رنج خیال
گلچين
صلح دوست
منجي مهر
سوز عشق
كهنه سواران
ديوان عرب زاده
وكيل الرعايا
علي و دلنوشته ها
روزنامه نگار منتقد
مهر 8000
گنجينه دل
مناجات با خدا
شيدا عارف
ماه مهر
مترسك تنها
تلنگر
رد پا
تنها صداست كه مي ماند
فانوس مجنون
نسيم كوير
كتايون نوايي
سياه و سفيد
پيوندهاي روزانه
درج لینک ها به معنی تایید همه اخبار آنها نمی باشد و صرفا یک امر اطلاع رسانی می باشد و نویسنده وبلاگ هیچ ارتباطی با سایتهای خبری زیر ندارد
البرز نيوز
صنایع نیوز
بازنویس
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
لوح
سایت عصر ایران
با یک کلیک به نجف برویم
تابناک
شبکه های سیما
با یک کلیک به کربلا برویم
وبلاگ های دفاع مقدس
وب سایت های دفاع مقدس
ساجد
صدرا نیوز
رجا نیوز
بازنگار
آفتاب
واحد مرکزی خبر
ایرنا
ایسنا
مهر نیوز
فارس نیوز
فردا نیوز
الف
بولتن نیوز
جهان نیوز
عدالتخانه
انصار نیوز
موعود
حوزه نیوز
شیعه نیوز
روزنامه های ایران
اکران اينترنتي


مشاهده فيلم مستند فقر و فحشا

مشاهده فيلم مستند داستاني کدام استقلال کدام پيروزي
MODEM / 150 KB
ASDL / 350 / KB
CABLE / 520 / KB

 


كاربران حاضر: نفر


 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

DESIGNED BY

mirzameysam