تبليغاتX
مسعود ده نمکی
«اخراجي‌ها3» اولين فيلم سينماي ايران با مضمون طنز سياسي خواهد بود؟

همكاري طنزنويسان با مسعود ده‌نمكي در نوشتن ديالوگ‌هاي «اخراجي‌ها3»
 
http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-1228.html
 

سينماي ما- مسعود ده‌نمكي با اتمام طرح اوليه و با مشاورت نويسندگان طنز، نگارش ديالوگ‌هاي فيلمنامه «اخراجي‌ها3» را كه با مضمون طنز سياسي و با حضور چند بازيگر جديد ساخته مي‌شود، آغاز كرد. ده‌نمكي نگارش طرح اوليه فيلمنامه «اخراجي‌ها 3» را انجام داده است.
بنا بر اين گزارش وي اين طرح اوليه را در اختيار بعضي از نويسندگان كه در عرصه طنز فعاليت دارند گذاشته تا از نظرات آنها آگاه شوند تا پس از مشورت با اين افراد نوشتن نسخه نهايي فيلمنامه را خود برعهده بگيرد.
جلسات هفتگي با نويسندگان طنز براي نوشتن ديالوگ‌هاي فيلم آغاز شده است و پيش‌بيني مي‌شود نهايتا تا شهريور ماه نگارش فيلم‌نامه «اخراجي‌ها3» به پايان برسد. بنا بر اين گزارش «اخراجي‌ها3» در فضاي شهري و پس از جنگ اتفاق مي‌افتد و بازيگران آن هنوز مشخص نيستند اما احتمال دارد در كنار بازيگران قديمي، چند چهره جديد نيز براي «اخراجي‌ها3» حضور داشته باشند، ضمن اين كه هنوز تهيه‌كننده اين فيلم نيز مشخص نيست.
همچنين شنيده شده «اخراجي‌ها3» اولين فيلم سينمايي با مضمون طنز سياسي خواهد بود.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 23:41  توسط مسعود ده نمکی  | 

خدا امشب را به خیر کند!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 23:28  توسط مسعود ده نمکی  | 

همانطور که قبلا هم اعلام شد عده ای با هک کردن وبلاگ اقدام به درج مطالب کذب کرده بودند و اخیرا نیز با درج کامنت های جعلی به اسم این  وبلاگ در دیگر وبلاگها و همچنین در خارج از کشور با ارسال ایمیلهای به آدرس ایمیل قبلی اقدام به اخاذی و تشکیل کمپین های مالی  نموده اند.

masoud.dehnamaki@gmail.com

masoud_dehnamaki@yahoo.com

 

بدین وسیله  از همه مخاطبان درخواست می گردد متوجه بازی این

شیادان باشند

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 21:43  توسط مسعود ده نمکی  | 

همه تخم مرغ های عدالتخواهی  را در یک سبد نچینید!

 

انتساب این دولت به اصول گرائی و عدالتخواهی نیازمند نظارت جدی تر جنبش دانشجوئی آرمانگرا و مردم عدالتخواه است.طبیعت جریانات سیاسی حتی از نوع اصول گرایش زیر پاکشی و مچ گیری از دولت در عرصه رقابت سیاسی و زمینه سازی برای انتخابات های بعدی است .اما هویت مردمی جنبش دانشجوئی و عدم طمع ورزی آنها به مراکز قدرت گفتمان انتقادی صادقانه را از زبان آنها شیرین می سازد به شرط آنکه جناح های سیاسی بر روی آن موج سواری نکنند.

گرچه دولت با شعار مبارزه با فساد و بی عدالتی به پیروزی رسید اما باید تاکید کرد که این دولت همه عدالتخواهان و مبارزان علیه فساد نیست  و نباید  همه تخم مرغ ها را  در یک سبد چید و اساسا قدرت فساد آور است و تا نظارت نباشد فساد در هر دولتی ریشه خواهد دواند..

دوران رقابت دوران نقد دیگران بود و اینک کسانی که دیگران را نقد می کردند خود در معرض نقد قرار دارند.حمایت دوران رقابت رفع  مسئولیت از نقد دولتمردان کنونی را نمی کند.

به نظر من پتانسیل های تفکرات انحرافی در حوزه فرهنگ و سیاست و اقتصاد  که بنیاد های اجتهاد غلط و بی ریشه را یدک می کشند در این مجموعه زیاد و متاسفانه ناشناخته است.فضای ملتهب رقابت و تقابل دو اردوگاه اصولگرائی و اصلاح طلبی اجازه نقد و کشف این جریان را نداده است و بزودی مثل دمل های چرکین سر باز خواهد کرد و اگر چار اندیشی نشود هزینه زیادی حتی بیشتر از تجربیات تلخ قبلی در تاریخ سی ساله انتقلاب  خواهد داشت.

مطمئنا حضور چهل ملیونی مردم در انتخابات به خاطر فرد و یا افراد  رقیب نبوده بلکه مطالبات جدی مردم آنها را به صحنه کشاند و اگر کسی گمان کند خودش فی نفسه صاحب این حمایت بی قید و شرط است به بی راهه رفته و خواهد رفت.

دانشجویان عدالتخواه اجازه ندهند عده ای به اسم نقد دولت ثمره مبارزات عدالتخواهی آنها را به هجو بکشد و و خودشان نیز به اسم دفاع از دولت به خواب خرگوشی فرو نروند و با ذره بین نقد و شناسائی این ویروسهای انحراف که سربسته بگویم ریشه در تحجر دارد ولی با پوست اندازی و تغییر شکل و شعار به دنبال انتقام انقلاب و امام است همان  کسانی که به تعبیر امام مبارزه را حرام می دانستند حالا انقلابی تر از انقلابیون شده اند!! را شناسائی و رسوا نمایند و مانند دندان فاسد از مدیریت ها و کانون ها تصمیم گیری بیرون بکشند.

معلوم نیست این چهره های بی ریشه در اوج مبارزات علیه بی عدالتی و فساد و اشرافی گری و آقا زاده ها در کدام سوراخی خزیده بودند که امروز  در موضع هدایت و راهبری این جنبش هستند !!

اگر دولت نتواند و نخواهد  در چیدمان مهره های اصلی خود چهره های سالم و ریشه دار و جریانات پرچم دار عدالت  را در صف بندی خود قرار دهد به شدت آسیب پذیر خواهد شد و همچنین اگر از افراد با سوابق سو و یا فاقد سوابق مبارزاتی بهره گیرد در دام انحراف خواهد افتاد!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:28  توسط مسعود ده نمکی  | 

یک شنبه نامه/به نام ما و به کام شما نشود!

امام سجاد می فرماید:

بپرهیز از اینکه به نام ما به سروری برسی که خدا تو را پست خواهد کرد و بپرهیز از اینکه ما را وسیله نان خوردن خود سازی که خدا بر فقر تو خواهد افزود

الحیات جلد۲

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 15:59  توسط مسعود ده نمکی  | 

شنبه نامه/مواظب باشید چه کسی را می پرستید

تعبیر عجیب و پر معنایی از امام جواد است که:

هر کس به حرف و سخنرانی کسی گوش دهد (در حقیقت)او را پرستش کرده است.پس اگر او سخن از خدا بگوید خدا را پرستیده و اگر از زبان ابلیس سخن بگوید ابلیس را عبادت کرده است.

 

در دنیای امروز  و با وجود رسانه های جدید که در کنار منبر و سخنرانی جای تریبون های سنتی را گرفته اند  گوینده و شنونده مسئولیت مضاعفی پیدا می کنند .چرا که امروز تعداد مخاطب و عمق تاثیر کلام  رسانه داران مکتوب و شفاهی و تصویری بسیار بیشتر از قدیم است.

پس در انتخاب چیزی که می گوئیم و می شنویم بیاندیشیم و ببینیم چه کسی را می پرستیم!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:39  توسط مسعود ده نمکی  | 

جمعه نامه/هرکس از راه دین نان می خورد روباه است!

 

امید وارم به خاطر این جمله حضرات جوش نیاورند و دوباره با کامنت های پرشور از سر بی شعوری  همه چیز را سیاسی نکنند.چرا که این جمله تعبیر امام سجاد است که می فرماید :

مردم روزگار ما بر شش گونه اند...شیر و گرگ و روباه و سگ و خوک و گوسفند...

اما روباهان کسانی اند که از راه دین نان می خورند و آنچه که را در زبان توصیف می کنند در دلشان نیست..

الحیات جلد ۲ احمد آرام

 

پیدا کردن مصداق گوسفند هم  در بیان شریعتی از تعبیر استحمار توده ها آسان است و بقیه را هم بشما بیابید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 1:24  توسط مسعود ده نمکی  | 

 

چهارشنبه نامه/می دانید چرا مردم گریزانند؟!

امام علی می گوید:

 بیشتر مردم به این دلیل از طلب علم دامن فرومی چینند که می بینند عالمان کمتر به علم خود عمل می کنند

الحیات

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 0:4  توسط مسعود ده نمکی  | 

دولت دست اشراف حوزه فرهنگ‌وهنر را قطع كند

خبرگزاري فارس: مسعود ده‌نمكي گفت: سينماي امروز در چند وجه بايد مورد بازنگري قرار گيرد و دولت عدالت‌محور بايد عدالت را در سينما عملياتي كند به اين نحو كه دست اشراف فرهنگي همانند اشراف اقتصادي بايد از حوزه فرهنگ و هنر اين مملكت قطع بشود.

«مسعود ده‌نمكي» در گفتگو با خبرنگار سينمايي فارس، درباره احتمال تغيير در عرصه مديريت فرهنگي در دولت دهم، اظهار داشت: آن چيزي كه در عرصه فرهنگي، به عنوان معضل مطرح است، ساختارهاي ناكارآمد و فقدان استراتژي مدون و همچنين امكانات لجستيكي نامتوازن است كه متأسفانه با توقعاتي بيش از حدي كه از عرصه فرهنگ وجود دارد، تبديل به پاشنه آشيل حوزه فرهنگ شده است.
اين كارگردان سينماي ايران ادامه داد: تعبير مقام معظم رهبري در خصوص ناتوي فرهنگي نكته قابل تأملي است و فكر مي‌كنم براي اين تقابل در حوزه مديريت فرهنگي، بايد ژنرال‌هاي فرهنگي سر كار باشند و نه سرجوخه‌ها!
وي تأكيد كرد: منظور من از ژنرال‌ها افرادي در جايگاه نظامي و با تفكر نظامي نيستند بلكه ميزان اشراف آنها در مسائل فرهنگي مورد نظر است يعني آدم‌هاي كوتاه قد و كوتاه فكر روي چهارپايه منابع دولتي ايستاده‌اند تا قد خود را با استفاده از اين امكانات در حوزه فرهنگ بلند جلوه دهند، و به همين دليل نمي‌توانند هيچ تحول اساسي در حوزه فرهنگ ايجاد كنند و يا پاسدار حريم حوزه فرهنگي در برابر تهاجم ناتوي فرهنگي دشمن باشند.
كارگردان فيلم‌هاي مستند «فقر و فحشا» و «كدام استقلال كدام پرسپوليس» خاطرنشان كرد: اين موضوع به بحث مهندسي فرهنگي بازمي‌گردد و به هيچ عنوان نمي‌توان از اصحاب فرهنگ و هنر خرده گرفت و به آنها بدون هيچ گونه منطقي اتهام زد و حتما اگر كسي قائل باشد كه در مديريت بايد جابه‌جايي صورت گيرد، نبايد به خودش اجازه دهد ديگران را ولو به دليل سليقه متفاوت متهم كند.
ده نمكي تصريح كرد: در همين انتخابات اخير شاهد بوديم هنرمندان در تهييج مردم براي شركت در انتخابات حداكثري نقشي مؤثر داشتند و اين عين بي‌تقوايي است كه همه سينما را متهم به فساد كنيم. در حالي كه بسياري از همين سينماگران و هنرمندان در بحبوحه جنگ و مسائل جنگ به كمك انقلاب و ايران اسلامي آمدند.
كارگردان «اخراجي‌ها» در ادامه اظهار داشت: ‌سينماي امروز در چند وجه بايد مورد بازنگري قرار گيرد و دولت عدالت‌محور بايد عدالت را در سينما عملياتي كند به اين نحو كه دست اشراف فرهنگي همانند اشراف اقتصادي بايد از حوزه فرهنگ و هنر اين مملكت قطع بشود به طوري كه بايد امكان استفاده برآورد از همه امكانات موجود در سينما براي همه يكسان باشد نه اينكه عده‌اي متمتع از رانت‌ها شوند و عده‌اي ديگر در كنج خانه‌هاي خود بيكار بمانند.
وي افزود: اين موضوعات عين مطالبه امام راحل از هنر متعهد است به همين دليل من فكر نمي‌كنم مجموعه كساني كه به مباني اعتقادي كشور و انقلاب اعتقاد نداشته باشد زياد باشد و نبايد برخي رفتارهاي سوء را به همه خانواده بزرگ سينما تأمين داد.
ده‌نمكي تأكيد كرد: از ابتداي انقلاب امام بنيانش در جذب افراد بود و نه در دفع آنها و هنر امام راحل ما همين بود كه همه افراد را با گرايش‌هاي مختلف و يا با حداقل اشتراكات جذب كرد و توانست در برابر استبداد در كنار هم قرار دهد.
اين كارگردان سينماي ايران در خاتمه اظهار داشت: به طور كلي فكر مي‌كنم در حوزه تغيير مديريت‌ها نيز بايد فارغ از تعلقات سياسي و جناحي حركت كرد.
ده نمكي در پايان خبر تاكيد كرد: مهم برنامه ها هستند و نه افراد و به همين دليل معتقدم بايد در زمينه فرهنگ ساختار سازي كرد . اگر چه اعتقاد دارم در مدت 4 سال فعاليت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در بسياري از حوزه ها كارهاي خوبي انجام شده است و به همين دليل بايد نقاط ضعف و نقاط مثبت را به يك چشم ديد.
انتهاي پيام/ا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 1:13  توسط مسعود ده نمکی  | 

یک شنبه نامه/می آی با هم بریم دزدی؟

 

قصه عقیل و حضرت علی را خیلی شنیده اید آنجا که عقیل با آن همه کمالات  و علم انساب که دارد از شدت فقر به سراغ حضرت می رود و زیاده خواهانه بیشتر از سهم خود و شاید زودتر از موعد می خواهد و  حضر ت آهن داغ به دست عقیل نزدیک می کند.

 اما شاید اینجایش تازه گی داشته باشد که حضرت  به عقیل می گوید اگر نمی خواهی دست در کیسه بیت المال کنم می توانی  شمشیرت را برداری با هم راهی محله حیره بشویم  .در آنجا تاجران ثروتمندی زندگی می کنند می توانیم به آنها شبیخون بزنیم!!

عقیل در جواب می گوید :مگر من برای دزدی آمده ام؟

حضرت در جوابش می گوید :اگر از یک نفر بدزدی بهتر از این است که از یک امت بدزدی!!

 

با این تعبیر چرا آفتابه دزدها را در شهر می چرخانند اما دزدان گردن کلفت باید نام و نشانشان  حاشیه امنیت داشته باشند ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 3:8  توسط مسعود ده نمکی  | 

قابل توجه کلیه دوستان مخاطب وبلاگ!

همانطور که مطلع هستید چندی پیش وبلگ هک شد و متاسفانه  هکرها کلیه اطلاعات وبلاگ در سرور را حذف کردند.در میان کلیه لینک ها و آرشیو مطالب نیز از بین رفت.قرار است به زودی سایتی طراحی شود تا کلیه اطلاعات آرشیوی فیلم ها و نشریات در اختیار همگان قرار گیرد.

اما فی الحال برای ادامه نگارش شبه خاطرات و برسی مطالب قبلی نیاز به همکاری مخاطبان ثابت وبلاگ است.

در صورتی که مطالب قبلی را سیو کرده اید آنها را برای ما ارسال کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 11:21  توسط مسعود ده نمکی  | 

شنبه نامه/با این جور عدالت همه رم می کنند!

دکتر شریعتی جمله ای از از جرج جرداق دارد که می گوید :علی کشته عدالتش شد.

راست گفته وقتی شمشیر عدالت بلند شود شکم های بهره مند شده از حرام کنار هم جمع می شوند و علی تنها می ماند!

امام علی برای یکی از کارگزارانش نوشت:

از خدا بترس و مالهای این مردمان را به ایشان بازگردان.اگر چنین نکنی و دستم به تو برسد تو را به عقوبتی خواهم رساند که نزد خدا عذر خواه کار تو باشدو با شمشیر خود تو را  به گونه ای خواهم زد که هیچ کس را با آن  نزده ام مگر آنکه داخل آتش شده است.

به خدا قسم که اگر حسن و حسینم هم کاری مثل تو کرده باشند در حق ایشان سستی روا نمی دارم و جانبداری از من نخواهند دید....

 

از این جملات حضرت چنین بر می آید که حتی در حکومت معصوم و کارگزار منتسب به امام معصوم هم احتمال خطا کردن وجود دارد و کسی نمی تواند خودش را پشت مقدسات پنهان کند.

و برخورد با حاکم فاسد باید به این شدت باشد

از آقا زاده های مسئولین هم باید حساب کشید و کسی نباید توقع دفاع از خود و حاشیه  امنیت داشته باشد...

با این حساب رنجیده ها ی از شمشیر عدالت حق دارند که از قطع مواجب باد آورده هار شوند و پاچه ملت را بگیرند

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 1:50  توسط مسعود ده نمکی  | 

پنجشنبه نامه/خوب به دریا نگاه کنید

 

من که نشنیده بودم نگاه کردن به دریا ثواب داشته باشد.و حتی بالاترعبادت محسوب شود.

حبیب خدا فرموده نگاه به سه چیز عبادت است.نگاه به کتاب خدا نگاه به صورت پدر و مادر و نگاه به دریا

دو مورد اول به خوبی قابل درک است اما درمورد سومی شما نظر بدهید چرا؟ا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 12:55  توسط مسعود ده نمکی  | 

یک شنبه نامه/گرحکم شود که مست گیرند ..

چند روز پیش یکی از حضرات مدعی اسلام و مسلمانی به اسم دفاع از دولت همه  هم صنفان خود در حوزه هنر را از دم تیغ اتهام به فساد  گذرانده بود.در این چند شنبه نامه ها یک بار باهم خواندیم که معمولا کسی که دیگران را متهم به امری می کند خودش در خفا همان می کند و برای فرار از اتهام چنین سخن می گوید! اما در دیگر کلام مولا  در نفی چنین حکم صادر کردن درباره دیگران خواندم که:

...به آن کس که به شما سلام می کند دیگر مگوئید تو مومن نیستی....

الحیات جلد۲

وقتی یک سلام  اینقدر حق برای آدمها در قبال هم ایجاد می کند من نمی فهمم این مدعی دیانت چگونه به خود اجازه می دهد حکم کلی در باره آدمها صادر کند و حال اینکه گرحکم شود که مست گیرند در شهر هر آنچه هست گیرند...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 1:35  توسط مسعود ده نمکی  | 

نسبت آوینی و مخملباف یکی از بهترین عبرت های روزگار ماست که می تواند دستمایه داستان و یا حتی فیلم نامه خوبی قرار بگیرد.

اولین نسبتی که به ذهن من رسید عوض شدن آدمهاست ولی این کجا و آن کجا؟

آوینی خود می گوید من از یک راه طی شده با شما سخن می گویم و این راه طی شده از دغدغه های جوانی گرفته تا افه های روشنفکر بازی است اما در نهایت از او سید شهیدان اهل قلم ساخته می شود.شنیده ام پگاه آهنگرانی از دوران جوانی او مستندی ساخته که یه او گفته اند غیر قابل پخش است اما مگر می توان حر را بدون  قبل از ظهر و بعد از ظهر عاشورا شناخت

اما مخملباف هم سلوک کرده امروز که اور را بر مونیتور رسانه های خارجی می بینم یاد حرفهای یوسف می افتم که خودش به من می گفت مخملباف ترک موتور می نشست و......به جان مردم می افتاد و این روشنفکر امروز زمانی می خواست نارنجک به دور کمر ببندد و مهرجوئی را منفجر کند و اما امروز زمانه  از مخملباف چه ساخته و آوینی کجاست !

 

در پست های بعدی می خواهم تاریخ را با هم بیشتر مرور کنیم و از دیدگاههای این دو بیشتر بنویسم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 1:19  توسط مسعود ده نمکی  | 

جمعه نامه/تو هم می میری!

نمی دانم در کنار مفهوم به لحن این جمله هم فکر کرده اید؟

خدا خطاب به حبیب خود پیامبر هم اینگونه سخن گفته!

انک میت و انهم میتون

تو می  میری و آنها نیز خواهند مرد

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 11:32  توسط مسعود ده نمکی  | 

 
 
گزارش تحليلي مجله نيوزويك از موفقيت «اخراجي‌ها2»

خبرگزاري فارس: مجله هفتگي آمريكايي «نيوزويك» در شماره جديد خود، در گزارشي تحليلي به «اخراجي‌ها2» و «مسعود ده‌نمكي» پرداخت.

به گزارش خبرگزاري فارس، در اين گزارش كه با عنوان «افراطي خندان پرده نقره‌اي»(The Laughing Radical of the Silver Screen) منتشر شده، آمده است: به سختي مي‌توان مسعود ده‌نمكي ريشه‌دار و اخمو را، كارگردان يك فيلم كمدي بسيار پرفروش تصور كرد. او سه سال در جبهه‌هاي جنگ ايران عراق بوده است. ده‌نمكي پس از بازگشت از جبهه به يك گروه شبه نظامي اسلامي پيوست... «اخراجي‌ها 2» فيلم جديد او كه شبيه «قهرمانان هوگان به سبك ايراني» است، ركورد فروش را در كشور شكسته و تا هفته پيش بيش از 1/6 ميليون دلار فروش كرده است.
او با لحني آرام در حالي كه بلندگوي كارگرداني را در يك سو و خمپاره‌اندازي را در سوي ديگر به عنوان اثاثيه صحنه فيلم قرار دارند، مي‌گويد: بايد به فيلمسازي مي‌پرداختم چون واقعيت‌هايي را از جنگ مي‌دانستم كه نمايش داده نمي شد. به همين دليل آستين‌ها را بالا زدم تا از نسل خود براي نسل امروز بگويم.
اين يك پيام نيست كه جوان ايراني از طريق كانال‌هاي ماهواره‌‌هاي غيرقانوني زير بمباران ويديوهاي بوتيني و گروه بلك آيدپيز بوده و تمايل به شنيدن آنها داشته باشد؛ بلكه ده‌نمكي به شيوه‌اي روان و حرفه‌اي و سكانس‌هاي آكشن به سبك هاليوود برگرفته از اليور استون و تاثيرات "نجات سرباز رايان " و حجم زيادي شوخي هايي كه برخي از آنها مستقيماً به برخي سران كشور اشاره دارد، مخاطبان را جذب كرده است.
يك جوان بيست ساله مو سيخ سيخي پس از ديدن فيلم مي‌گويد: از خنده مُردم. شوخي‌هايي در اين فيلم بود كه در جامعه آنها به گوش نمي‌رسند.
مهم‌تر اينكه، شايد، ده‌نمكي با نمايش ايرانياني با ديدگاه‌هاي متفاوت سياسي كه اختلافاتي دارند و در ستيزند، ولي در نهايت در فيلم براي وحدت ملي با هم همكاري مي‌كنند، يك تاثير ملي عميق در دل مخاطبانش بر جا گذاشته باشد. در آخرين صحنه فيلم «اخراجي‌‌ها2» زندانيان جنگي ايران به صف شده و در حالي كه نگهبانان عراقي آنها را تحت نظر دارند، گروه موسيقي شروع به نواختن سرود «اي ايران» مي‌كنند. در نمايش اخير فيلم در تهران، گروهي از طيف‌هاي مختلف تماشاگران به هنگامي كه زندانيان جنگي سرود اي ايران را مي‌خوانند، به نشانه اداي احترام به پا خواستند. از آغاز اكران فيلم در 21 مارس، تشكيل صف‌هاي طولاني، سالن‌ها انباشته از تماشاگران و استفاده از صندلي‌هاي تاشو مابين رديف‌ها براي نشاندن تماشاگران بيشتر، به امري عادي بدل گشت.
در اين گزارش نوشته شده است: در ميدان مشهوري در جنوب تهران، سه سينماي رو به روي هم، همزمان اين فيلم را نمايش مي‌دهند و همه آنها نيز بليط تمام مي‌كنند. ده‌نمكي با لبخند مي‌گويد: اول بايد مخاطب را جذب سينما كرد و بعد مي‌توان راجع به مسائل جدي با آنها صحبت كرد. تركيب موضوعات كاملاً ايراني و سبك غربي توسط ده‌نمكي فقط در سالن‌هاي سينما در معرض ديد نيست. در سال‌هاي اخير، آثار هنرمندان جوان ايراني انباشته از مضامين داخلي است و روز به روز اين امبر بيشتر نمود مي‌يابد. اخيراً در گالري آران در بخش شمال شهر تهران نمايشگاه نقاشي‌هاي ديجيتال آرش حنايي برپاست كه نشانگر صحنه‌هايي از مراسم عاشورا در كنار آرامگاه شهداي جنگ است. تأثير آن تكان‌دهنده است يك بخش آن، بازسازي نقاشي ديواري عظيم شهيدي از يكي از خيابان‌هاي مشهور تهران است، كه به سبك گرافيكي كار شده، درست مثل صفحه‌اي از يك كتاب مصّور. در يك بعدازظهر معمولي اين روزها، گروهي از جوانان امروزي علاقمند به گالري با لباس‌هاي جين تنگ بر تن و روسري‌هاي گل و گشاد، در حال مزه مزه كردن چايي و نگاه اجمالي به آثار هنري هستند، آثاري كه برخي از آنها چندين بار تجديد چاپ شده و به فروش رفته‌اند. چند تن از موسيقيدان‌ها نيز به سبك تربت‌جام روي آورده‌اند كه آموزش سازهاي كلاسيك محلي مثل دو تار و سه‌تار ديده‌اند.
در بخش ديگري از اين گزارش آمده است: ده‌نمكي، اين مرد لاغراندام با رفتاري آرام و موقر، تجربيات شخصي خود را از سنگرهاي جنگ ايران و عراق در اخراجي هاي 1 و 2 به تصوير مي‌كشد. او هرگز به طور رسمي آموزش فيلمسازي نديده و اين امر منتقدان فيلم را در تهران آزار مي‌دهد، آنها معمولاً نقاط ضعف فني فيلم‌هايش را در مصاحبه‌هاي مطبوعاتي و تلويزيوني به رخ مي‌كشند و سابقه ده‌نمكي كه بسيار دور از كارهاي هنري است فاصله‌اي كه قابل تصّور نيست در 16 سالگي از خانه گريخت تا به نيروهاي نظامي بپيوندد و در دوران جنگ، سه سال در خطوط مقدم جبهه بود و در معرض گاز خردل قرار گرفت و آتش خمپاره او را مجروح كرد. پس از طي دوران نقاهت در بيمارستاني در تهران در سال 1986، ده‌نمكي دوباره به خطوط مقدم جبهه بازگشت. دو سال بعد، واحدي كه او را در آنجا خدمت مي‌كرد، يكي از نخستين گروه‌هايي بود كه از مرز عراق گذشت و وارد حلبچه شد، اندكي پس از آنكه ارتش صدام آن شهرستان را با گاز شيميايي مورد حمله قرار داده بود. ده‌نمكي سري تكان داده مي‌گويد: فاجعه بود آنجا يك شهر عادي بود همه چيز طبيعي به نظر مي‌رسيد. ديگ‌هاي غذا روي آتش بودند، ولي كسي نفس نمي‌كشيد. پرندگان مرده بودند، حيوانات مرده بودند، مردم مرده بودند. اين يكي از تلخ‌ترين خاطرات من است. اين تجربه تلخ به ده‌نمكي كمك كرد تا حس صميمانه عميقي بين سربازان هم‌قطارش ايجاد كند. دوستي‌هاي آن دوران به گونه‌اي بود كه انگار صد سال است كه همديگر را مي‌شناسند. غيرقابل توصيف است. 21 سال از پايان جنگ مي‌گذرد ولي هنوز، اغلب با هم هستيم. برخي از دوستان پاهاي مصنوعي، دست يا بازوان مصنوعي و چشم شيشه‌اي دارند. ولي مسأله جالب اينست كه وقتي دور هم جمع مي‌شويم، فقط مي‌خنديم.
فيلم‌هاي «اخراجي‌ها»، ماجراهاي گروهي آدم‌هاي ناجور متلك‌گو را دنبال مي‌كند كه سروكارشان به خطوط مقدم جبهه مي‌رسد. بين آنها، يك معتاد، يك جيب‌بر و چند خلاف‌كار خرده‌پا وجود دارد. به نظر مي‌رسد كه يك روحاني خوش‌قلب تنها آدم منطقي اين دو فيلم است كه آوازهاي مبتذل و شوخي‌هاي مستهجن اين گروه را با صبوري تحمل مي‌كند.
نيوزويك نوشته است: در هر دو فيلم نيش و كناياتي به روحانيون و دولت ديده مي‌شود، ولي بخش عمده آن شوخي‌هاي بي‌حد است و صحنه‌هايي كه تحوّل شخصيت‌ها را نشان مي‌دهد و حس ملي‌گرايي در آن است، فيلم را به سوي ملودرام مي‌كشاند. در فيلم نخست، مجيد سوزوكي راهي جنگ مي‌شود كه معشوق خود را تحت تأثير قرار دهد و رفقاي نزديكش فرمانبردارانه به‌دنبال او راهي مي‌شوند.
در سال 2007، اين فيلم ركورد فروش را شكست، تا وقتي كه دي‌وي‌دي قاچاق فيلم وارد بازار شد و سود هنگفتي نصيب قاچاقچيان آن كرد. آغاز فيلم دوم درست از همانجايي است كه فيلم اول به پايان مي‌رسد. سربازان عراقي اين گروه را دستگير كرده و به اردوگاه زندانيان جنگي مي‌فرستند. زماني كه آنها در اردوگاه هستند، گروهي از زندانيان جنگي گروه ديگر را لو مي‌دهند و به نظر مي‌رسد كه بين ايرانيان همانقدر خصومت است كه نسبت به نگهبانان عراقي خصومت دارند.
در اين گزارش نوشته شده است: سال‌ها، دولت ايران سبكي از فيلم‌ها را به‌نام فيلم‌هاي دفاع مقدس پايه‌گذاري كرده كه در اين فيلم‌ها سربازان ايراني به صورت رزمندگان مقدس بي‌عيب و نقص و تمام عيار نمايش داده مي‌شوند. در دو فيلم اخراجي‌ها، ده‌نمكي اين اسطوره را درهم مي‌شكند و سربازان را آدم‌هايي معمولي نشان مي‌دهد كه ممكن است داراي نقاط ضعفي هم باشند. او مي‌گويد: من جنگ را از زاغه‌هاي مهمات و پناهگاه‌هاي زيرزميني آن مي‌شناسم و در كنار چنين آدم‌هايي بوده‌ام. پس ديدگاه من شبيه ديدگاه فرمانده‌هان نيست.
اين تصوير به‌وضوح مخاطبان را به لرزه درآورده است. در محله‌هاي كارگرنشين جنوب تهران مخاطبان بارها و بارها به ديدن فيلم مي‌آيند تا از مسخره‌بازي‌هاي سربازان بخندند و درخواندن سرود پاياني فيلم همراهي كنند. تحليل‌گران در تهران معتقدند كه حداقل بخشي از محبوبيت فيلم به‌خاطر كشش گسترده به نوعي اصول اخلاقي پوپوليست طبقه كارگر است كه رئيس‌جمهور احمدي‌نژاد از آن دفاع مي‌كند، اصول اخلاقي كه ده‌نمكي در هر دو فيلم از آنها پشتيباني مي‌كند.
نيوزويك نوشته است: سوابق احمدي‌نژاد و ده‌نمكي مشابه هم هستند: هر دو در نارمك بزرگ شده‌اند، محله كارگرنشين در جنوب شرقي تهران و هر دو در سنين نوجواني راهي جبهه شدند. احتمالاً قابل پيش‌ بيني بود كه موفقيت خبرساز ده‌نمكي با فيلم «اخراجي‌ها2»، فقط بر فهرست منتقدانش افزوده است. برخي از آنها سربازان قديمي هستند كه اين تصوير غيرتحسين‌آميز از جنگ توسط او را دوست ندارند.
ابوطالب مشاور مجلس كه در جنگ همراه با ده‌نمكي خدمت مي‌كرده و در حمله براي تسخير شهر بصره در عراق در سال 1987 با او همراه بوده، مي‌گويد: وقتي قسمت اول «اخراجي‌ها» اكران شد، به همراه ده‌نمكي به ديدن فيلم رفتم در حال تماشاي فيلم عصباني شده، به طرف او برگشتم و به او فحش و لعنت دادم. گفتم: مسخره اين چيه ساختي؟ رفاقت آن دو پابرجاست، ولي ابوطالب از ديدن «اخراجي‌ها2» امتناع كرد. حتي با اين كه سينمايي در نزديكي منزلش آن را نمايش مي‌دهد. او مي‌گويد: به نظر من اين فيلم اهانت نسبت به سرباز قديمي است. اين فيلم اهانت به فيلم‌هاي دفاع مقدس نيز هست.
نيوزويك نوشته است: در طي دهه 1990، ده‌نمكي براي روزنامه‌هاي افراطي كه برخي از آنها متهم به ايجاد خشونت عليه فعالان سياسي بودند، كار مي‌كرد. او مايل است اشاره كند كه يكي از روزنامه‌ها به‌نام «شلمچه» توسط سياستمداران اصلاح‌طلب تعطيل شد و ديگري به نام «جبهه» توسط محافظه‌كاران تعطيل گرديد. هنوز، براي آنهايي كه او را در دهه 1990 مي‌شناختند، خاطرات ناخوشايند در اذهان مانده است. ده‌نمكي مي‌گويد كه از گذشته‌اش احساس پشيماني نمي‌كند. او مي‌گويد: از هر كاري كه كرده‌ام دفاع مي‌كنم. و هر دروغي را رد مي‌كنم. او درباره دو مسأله تاكيد دارد: عدالت و ستيز با فساد كه نيروي محركه او در دوران فعاليت حرفه‌اي‌اش بودند. حس عدالت‌خواهي او را به سمت ساخت نخستين فيلمش، فقر و فحشا سوق داد، يك مستند بحث‌انگيز حاوي مصاحبه‌هايي با چند فاحشه. فيلم توقيف شد ولي كپي‌هاي غيرمجاز آن در سرتاسر كشور پخش شد. هنوز، منتقدان مي‌گويند كه اگر پيشينه ده‌نمكي نبود، او هرگز موفق نمي‌شد چنين مستندي را بسازد يا به چالش خط قرمزهاي جنگ ايران و عراق در دو فيلم اخراجي‌ها بپردازد. ده‌نمكي انتقادات را به راحتي مي‌پذيرد.
او با لبخند مي‌گويد: نمي‌توانند بپذيرند كه يك تازه‌وارد موفق شده ركوردهاي تاريخ سينماي ايران را بشكند، آن هم بدون تحصيل رشته سينما.
ده‌نمكي يك گام سبك شناختي از ايام نظامي خود دور شده، ولي حتي اين گام به گفته ابوطالب، حرف‌هايي دارد: كسي كه با فرياد پيامش را منتشر مي‌كرد، حالا به چيزي با فرهنگ روي آورده است. حالا از هنر براي بيان آنها استفاده مي‌كند. اين خيلي مهم است. ميليون‌ها جوان ايراني با ديدن كشش داخلي فيلم‌ها، جلب مي‌شوند.
انتهاي پيام/ا

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 17:12  توسط مسعود ده نمکی  | 

یکشنبه نامه/اگر همه عالم هم گفتند خوبی خوشحال نشو!

 

شیعه ما نیستی اگر همه مردم شهر گفتند تو آدم بدی هستی و تو غمگین شوی و اگر همه آنها بگویند آدم خوبی هستی  خوشحال شوی.بلکه خودت را به کتاب خداعرضه کن.....

الحیات/امام صادق(ع)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 2:12  توسط مسعود ده نمکی  | 

 

 اخراجی ها و دیدار با نویسندگان نشریات مجلات همشهری

چهارشنبه گذشته مهمان گروهی از نویسندگان و سردبیران نشریات همشهری بودم. دیدار ۳ ساعته ای که به دعوت دوستان صورت پذیرفت تا با گفتگویی رو در رو به یک درک متقابل برسد.

گرچه روند نشریات و روزنامه همشهری در قبال فیلم اخراجی ها نگاهی به شدت انتقادی و حتی در بسیاری از موارد گزنده بود  اما فکر کردم شاید در دیدار رو در رو و پرسش و پاسخی شفاف شبهات جوانان خوش سلیقه پاسخ داده شود. مدیر نشریات همشهری قبل از این دیدار می گفت: ما فکر می کنیم علی رغم همه انتقاداتی که همکاران ما به این فیلم دارند ولی باید این واقعیت را قبول کنیم که اخراجی ها یک پدیده ناشناخته برای ماست و برای اینکه بفهمیم چگونه اخراجی ها به این اوج رسید باید رو در رو و شفاف به پای صحبت های سازنده آن بنشینیم.

گرچه آقای مدیرمسئول معتقد بود هیچ کدام از مطالب شان اهانت آمیز نبوده ولی من فکر می کنم نگاه دوستان با مقداری تعصب و عصبانیت همراه بوده است اما این عصبانیت را در چهره دوستان مجلات همشهری به خصوص در این دیدار ندیدم.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 12:40  توسط مسعود ده نمکی  | 

 

این وبلاگ توسط دوستان طرفدار آزادی بیان هک شد! 

تمام متن هایی که در طی دیروز(88/4/1) در این وبلاگ نگاشته شد جعلی بوده و به منظور اخاذی و فشار سیاسی صورت پذیرفتهاست.

ارسال  هر گونه ایمیلی از آدرس های قبلی نیز  جعلی می باشد

بعد از بازسازی آرشیو مطالب و طراحی قالب جدید دوباره در خدمت شما خواهم بود.

این نیز بگذرد!

 

مسعود ده نمکی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 10:4  توسط مسعود ده نمکی  |