![]() |
|
شبه خاطرات(۶۰) دوران بخور و بخواب بین فرشته ها
قطار که به اندیمشک رسید با تویوتاهای گذری خودمو به دوکوهه رسوندم و یه راست رفتم سراغ عباس تو ساختمان گردان سلمان.اما حاج فرزانه خو گفت عباس از گردان تسویه گرفته و رفته لشگر ده .باورم نمی شد آخه عباس روی گردان سلمان تعصب داشت حالا چطور دلش اومده بود بدون خداحافظی بره؟ شایدم از اینکه داشت زمستون و ایام عملیات نزدیک می شد دلش گرفته بود و خودشو برای شهادتی که خبرشو داشت آماده می کرد! یه بار دیگه عباس رو تو کرخه و محوطه گردان حمزه دیدم که اومده بود برای خداحافظی .ایندفعه هم کلی خندیدیم و پیراهن چینی چهار جیبمو ازم غنیمت!! گرفت که اگه ندی یه روز پشیمون می شی! کل نیروهای قدیمی گروهان یک جمع شده بودند تو چادر دسته یک. همون دسته معروفی که به دسته مقربین معروف بود.دسته ای که اینقدر مسئول و نیروهاش نور بالا می زدند که از صورتهای نورانی اونا می شد فهمید که همشون مسافر بهشت اند.. تو جبهه کارهای خدماتی مثل شستن ظرفها و رفت و روب چادر و جمع های بچه ها نوبتی و چرخشی بود و به این افراد می گفتند شهردار! لاما تو بعضی گردانها که بچه ها فاز بالاتر بودند به این شهردارها می گفتند خادم الحسین چون خدمت به زائران امام حسین را عین خدمت به امام می دانستند و اسم شهردار را خوب نمی دانستند. اما تو این دسته بچه ها معتقد بودند این خدمت به رزمنده ها ثواب داره و یه جور ایثاره و به خاطر همین نباید نوبتی و اجباری باشه ! موقع غذا خیلی ها بلند می شدند و کمک می کردند و کارهای دیگران رو انجام می دادند تا جایی که سر جارو زدن و شست و شور یه وقت هایی رقابت و دعوا بود.. از این بالاتر این بود که امثال مهدی پور مسئول این دسته و گلستانی و حاج باقر و شهبازی و زندیه و برزی و....اعتقاد داشتند که حالا اگر کسی این خدمت و ایثار روانجام می ده نباید کسی بفهمه چون ریا می شه. شب که می خوابیدی صبح که پا می شدی می دیدی همه کفشها واکس خورده.اگه لباسهات رو تو تشت دم منبع آب می گذاشتی تا سر فرصت بشوری برات می شستن بدون اینکه بفهمی چه کسی این کار رو انجام داده! من و محسن شیرازی و برنا سه تایی رفتیم تو این دسته و خودمونو به مهدی پور معرفی کردیم و دوران خوشگذرونی و بخورو بخواب ما شروع شد!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 8:8 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
حرکت شنیع هیفده روزنامه آلمانی در چاپ مجدد کارکاتور های اهانت آمیز به ساحت پیامبر اکرم (ص) در ایام صدور حکم اعدام سلمان رشدی در اعلام همبستگی با کاریکاتوریست دانمارکی نشان از عمق کینه و دشمنی غربی ها با اسلام و ارزشهای آن دارد... از این حرکت دشمنان جالبتر بی غیرتی مدعیانی است که به خاطر دعواهای جناحی حاضرند حنجره همدیگر را بدرند و دغل بازانی است که به خاطر توهمات خود و برداشت های سطحی از دین وانقلاب فریاد وا اسلاما سر می دهند اما امروز خفقان گرفته اند... در ضمن تا این لحضه هیچ دلسوخته ای خودش را برای این اهانت بی شرمانه آتش نزده و بسیج عمومی برای اعتراض تشکیل نداده...
گرامی باد یاد شهید اجرای حکم اعدام سلمان رشدی شهید مصطفی مازح |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 0:50 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
با قطعي شدن حضور حبيب ا... كاسه ساز براي تهيهكنندگي فيلم <اخراجيها 2> درخواست پروانه ساخت اين فيلم، اين هفته به اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد اسلامي ارسال ميشود. به گزارش <بانيفيلم> با پايان يافتن نگارش فيلمنامه توسط مسعود ده نمكي در حاليكه تهيهكنندگان زيادي براي تهيه <اخراجيها> (2) با اين كارگردان مذاكره كرده بودند اين حبيب ا... كاسه ساز بود كه در نهايت موفق شد دومين همكارياش بعد از <اخراجيها> را با ده نمكي رقم بزند. اين تهيهكننده روزگذشته به <بانيفيلم> گفت: وقتي صحبت از ساخت <اخراجيها> (2) به ميان آمد من هم تمايل خود را براي تهيهكنندگي آن اعلام كردم. به هر حال همكاري قبلي با مسعود دهنمكي رضايت بخش بود. اگر پروژه ديگري به غير از <اخراجيها>( 2 )هم در ميان بود من با مسعود ده نمكي همكاري ميكردم. ظاهراً همكاران ديگري هم تمايل داشتند اين فيلم را تهيهكنند، حتي مذاكراتي هم با ده نمكي انجام داده بودند اما در نهايت من توانستم شرايطي را مهيا كنم تا ساخت اين پروژه شكل بگيرد.>كاسه ساز درباره شرايط توليد <اخراجيها> 2 گفت: اين پروژه دو ويژگي دارد. يكي اينكه با توجه به موفقيت فيلم قبلي انتظارت مردم نسبت به <اخراجيها>(2) بيشتر شده و ديگر اينكه پروداكشن عظيمي دارد. اين عوامل باعث شده كه براي توليد اين فيلم حساب شدهتر عمل كنيم.> او درباره عوامل و بازيگران <اخراجيها> 2 گفت: <محمدرضا شريفي نيا انتخاب بازيگران اين پروژه را برعهده دارد. به غير از او حضور هيچ يك از عوامل قطعي نشده است. در مورد بازيگران فيلم هم بايد بگويم، تعدادي از بازيگران اخراجيها در اين پروژه هم حضور دارند. در كنار اين بازيگران چهار، پنج بازيگر جديد هم به فيلم اضافه خواهند داشت. البته اين بازيگران حرفهاي و در حد بازيگران پروژه قبلي خواهند بود.>كاسه ساز با اشاره به اين نكته كه در <اخراجيها>(2) به ارتش نگاه ويژهاي داريم در پايان گفت: <چون بيشتر صحنههاي اين فيلم در يك اردوگاه نظامي اتفاق ميافتد در صددهستيم اردوگاهي را در شهرك سينمايي دفاع مقدس بسازيم. البته تعدادي از سكانسهاي <اخراجيها> (2) نيز در يك خانه ميگذرد.>در صورت صدور پروانه ساخت، كاسه ساز و دهنمكي پيشتوليد اين فيلم را اواخر امسال آغاز ميكنند تا با مهيا شدن شرايط <اخراجيها>(2) اوايل سال جديد جلوي دوربين برود. فيلم با بمباران يك بهداري توسط هواپيماهاي عراقي آغاز ميشود تا با ورود اسراي ايراني به يك ارودگاه داستان<اخراجيها> (2) آغاز شود.ده نمكي براي نگارش فيلمنامه اين فيلم حدود 15 سال تحقيقات ويژهاي انجام دادتا با استفاده از خاطرات واقعي اسراي ايراني <اخراجيها> (2) شكل بگيرد. |
||
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 19:13 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
برای عدالت خانه و تعطیلی اش!! اظهارات مسعود ده نمکی در خصوص شکایت از عدالتخانه؛ حذف رسانه هاي مستقل، وجه المصالحه سياست بازان شايد بتوان گفت به نوعي همان برخوردي كه بانشريات شلمچه و جبهه ميشد نيز همين طور بود. وقتي ميخواهند به گمان خودشان فضاي سياسي راتعديل كنند سراغ رسانهاي ميآيند كه وابسته به جناحهاي سياسي نيست. برخورد با اين گروه ها هزينه كمتري دارد!
مسعود ده نمكي در پاسخ به این پرسش که هدف از شكايت موسویان چيست و چرا ایشان به جاي شكايت از مقامات رسمي كه موضوع را مطرح كردهاند و شكايت از رسانهها و خبرگزاريهاي رسمي كه مرجع نقل خبر در موارد اتهامي ايشان بودند، از چند پايگاه خبري مستقل اينترنتي كه هيچ پشتوانه جناحي و مالي متكي به اصحاب قدرت هم ندارند شكايت كرده است، با ذكر اين مطلب كه به عنوان يك مطبوعاتي وقتي در مورد كسي مطلبي مينويسد اين حق را هم براي او محفوظ مي داند كه جواب بدهد يا شكايت كند، اشاره كرد: البته بنده هم اگر جاي آقاي موسويان بودم همين كار را ميكردم و سعي ميكردم با آسيب پذيرترين قشر رسانهها درگير شوم.
درگيري با آسيب پذيرترين قشر رسانهها اين فعال سياسي در گفتگو با "روزنامه سیاست روز" افزود: همه ميدانند كه بالاخره رسانههاي مابه طور معمول چه رسانههاي مكتوب و چه مجازي، عقبه جناحي دارند و تريبون يك جريان سياسي هستند مگر برخي رسانهها كه به صورت آرماني و خودجوش و اعتقادي كار ميكنند كه برخي از اين رسانهها عقبه جناحي ندارند و شايد بتوان گفت به نوعي همان برخوردي كه بانشريات شلمچه و جبهه ميشد نيز همين طور بود سياسي راتعديل كنند سراغ رسانهاي ميآيند كه وابسته به جناحهاي سياسي نيست. برخورد با اين گروه ها هزينه كمتري دارد!
وجه المصالحه زد و بندهاي پشت پرده وي در پاسخ به این سوال که چرا همين مقامات رسمي و اصحاب رسانهاي كه اتفاقا از پشتوانههاي جناحي و رسمي هم برخوردارند و مصرانه پيگير پرونده اتهامي موسويان بودند، در حمايت از پايگاه هاي مستقل سكوت كرده و يا حداكثر جهت رفع تكليف، خيلي كم رنگ و در حاشيه به آن پرداختند با بيان اين نكته كه به هر حال دوستاني كه رسانهاي و مستقل هستند به نوعي وجه المصالحه زد و بندهاي پشت پرده قرار مي گيرند ادامه داد: اين سكوت هم كه شما ميگوييد نشان از يك زد و بند پشت پرده دارد و به نظر من حتي رسانههايي كه متعلق به جناحها و جريانات رسمي هستند نيز از وجود رسانهها و پايگاه هاي اطلاع رساني مستقل به عنوان يك رقيب ميترسند، چون به هر حال اين رسانههاي مستقل ملاحظات محافظه كارانه كمتري دارند. هزينه هاي آرمان گرايي ده نمكي با بيان اين كه اين برخوردها برايش مسبوق به سابقه است گفت: شما ميبينيد كه نشريات شلمچه و جبهه پرمخاطب ترين هفتهنامه ايران بودند و همه كساني هم كه در آن مي نوشتند از بچه هاي ايثارگر بودند. اما وقتي نشريه جبهه تعطيل مي شود حتي انجمن صنفي روزنامه نگاران مسلمان حاضر نمي شود يك زنگ بزند و ببيند اين همه بچه مسلمان كه از كار بي كار شده اند آيا كار دارند؟ و حتي در نوع حمايت رسانه اي هم اصلا از آنها دفاع نمي كنند. اين افراد در رسانه هاي مستقل از سر درد آرمان گرايي مي نويسند اما در رسانه هاي عمومي، آرمان گرايي در درجه دوم است، چون تريبون رسمي جريان هاي سياسي هستند. به نظر من كساني كه وارد كار مطبوعاتي و رسانه اي مي شوند بايد بدانند اين آرمان گرايي هزينه دارد و نبايد به اميد كسي باشند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 14:32 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
سید حسن معصوم نیست اما.... ورود اعضای بیت امام به مباحث مناقشه آمیز در سالهای اخیر باعث واکنش های متفاوت شده است که در روزهای اخیر به اوج خود رسیده است. شاید توقع از اعضای بیت حضرت امام وانتساب به ایشان ایجاد توقع نموده که این واکنش ها اگر در همان راستا نیت لا اقل در تقابل با آنها قرار نگیرد و این توقع دلسوزان را بعضا وادار به نگارش مطالبی کرده که البته با ادبیات احترام آمیز همراه بوده و باعث سوئ برداشت نشده بود. اما برخی مطالب موهن اخیر چه در نگارش و چه در گویش برخی افراد نشان از بی تقوایی دارد که بنده آن را هم متاثر از ادبیات سیاسی سیاستمدارانی میدانم که رقابت در عرصه قدرت خود را با ادبیات جنگ قدرت دنبال می کنند و نتیجه اش در سطح و توده ها و سمپاد ها برخورد قهری و یا فحاشی می شود... سالها پیش در نشریه اینجانب با توجه به سخنان سید حسن در روزنامه همشهری مبنی بر حفظ نظام ولو با از دست دادن بسیاری از ارزشهای دینی آن نقدی نوشته شد که باعث کدورت دفتر امام ره گردید .با برقراری جلسه ای حضوری یکی از اعضای دفتر گفت شما حرمت نوه امام را نگه نداشتید !!! من در پاسخ گفتم نوه اما با یک واسطه به امام منتسب هستند نسل جنگ و انقلاب که ما باشیم بدون واسطه بچه های امام هستیم و حرمت نوه امام و امام و بیت ایشان را یکی میدانیم و نسبت به آن غیرت داریم.. ایشان هم با سعه صدر نظرات انتقادی ما را شنید و نقطه نظرات خود را گفت و ادامه دادکه اصلا ناراحت نشده... اما دوستان این باعث نمی شود که برخی جانب اعتدال و ادب را نگه ندارند .نمی دانم خیلی ها که در دوره اهانت به امام سکوت کرده بودند امروز چگونه طرفدار حرمت خانواده امام شده اند و کسانی که امروز اینگونه قلم می فرسایند تا دیروز کجا بودند که امروز دایه مهربانتر از مادر شده اند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 1:50 توسط مسعود ده نمکی |
|
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران مسعود دهنمكي گفت: در حال حاضر نوعي زد و خورد داخلي بين نيروهاي اصيل انقلاب باعث چندپارگي آن ها شده كه آنها را دچار اضمحلال ميكند. اين فعال مطبوعاتي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: اگر مثلث موتور هر انقلابي را رهبري، تودهها و نخبگان معرفي كنيم و به اين امر، باور داشته باشيم، خواهيم ديد كه هر گاه در اين اضلاع مشكلي بهوجود آيد انقلاب يا به نتيجه نميرسد و يا اينكه در مسير خود به انحراف كشيده ميشود. وي با بيان اينكه حد واسط بين تودهها و رهبري، جريانهاي سياسي، احزاب و يا طيفهاي انقلاب هستند، خاطرنشان كرد: در انقلاب ما، احزاب سياسي و در كنار آنها، روحانيت و جريان روشنفكري به عنوان حد وسطي كه از آن صحبت شد، عمل ميكردند. دهنمكي تاكيد كرد: بايد با بررسي مواضع و مطالبات طيفهاي انقلاب، پيرو اينكه چقدر در همراهي با انقلاب و رسيدن به وضع موجود صادق بودند و با موج انقلاب، حركت كرده بودند، درباره اصيلبودن آنها نتيجه گرفت. اين فعال مطبوعاتي گفت: برخي معتقدند انقلابيوني كه به قدرت دست مييابند به نوعي از آرمانگرايي به واقعگرايي ميرسند و روحيات انقلابي خود را از دست ميدهند. وي در ادامهي اين گفتوگو تصريح كرد: در نتيجه، يك جريان انقلابي جرياني است كه هم در به ثمر رسيدن انقلاب، به دور از وابستگيهاي خارج و موجسواري گام برداشته و هم با يك باور دروني همواره با انقلاب حركت كند. دهنمكي ادامه داد: لازم است چنين جرياني چه به ساختار قدرت نزديك شده باشد و چه نشده باشد، باورهاي اصيل انقلاب را درون خود حفظ كند و در كنار شعار به عمل هم بپردازد. همچنين لازم است تا اين نوع جريان علاوه بر به روز بودن، مطالبات فوق را براي داشتن يك انقلاب پويا و زنده متناسب با اقتضائات زمان ترسيم و تكميل كند. وي درباره نقش چنين جرياني در حفظ و نگهداري انقلاب اسلامي از ابتدا تا امروز با بيان اينكه توجه به اسلامي بودن انقلاب، ضروري است، اظهار كرد: با بررسي جنبشهاي يكصد سالهي اخير ميتوان شاهد باشيم كه طيفهاي سياسي و بعضا روشنفكري هيچگاه نتوانستهاند تودههاي مردم را رهبري و منسجم كنند؛ چراكه اين طيفها هر كجا از مردم فاصله گرفتهاند رهبري نهضتشان با شكست مواجه شده است. اين فعال مطبوعاتي اظهار كرد: با توجه به اينكه كشور ما نيز يك كشور اسلامي است، طيف نيروهاي مذهبي، هر جا با نام دين، مطالبات مردمي را با مطالبات انقلابي همراه كردند، ضربهي سختي به پيكرهي استعمار، استكبار و استبداد وارد شد و شايد بهخاطر همين موضوع است كه طيف روشنفكري به سمت مشابهسازي ميرود؛ چرا كه در اين راستا نيروهاي ملي هم به سمت جريانهاي ملي مذهبي رفتند و به نوعي با برخي چهرههاي روحاني چون مرحوم طالقاني همگرايي پيدا كردند، در نهايت هر چقدر اين طيفها به باورهاي ديني مردم نزديك شدند، اصالتشان نيز بيشتر حفظ شد. دهنمكي در عين حال با ابراز تاسف از اينكه به اعتقاد وي بسياري از جريانهاي اصيل انقلابي امروز دچار نوعي روزمرگي شدهاند، فاصله گرفتن نيروهاي انقلابي- كه به ساختار قدرت نزديك شده و يا به آن رسيدهاند - از آرمانگرايي را آفت و آسيبي دانست كه اين نيروها را تهديد ميكند. وي تصريح كرد: عكس اين مسير را ميتوان در رهبري انقلاب و حضرت امام ببينيم تا آنجا كه امام (ره) در سالهاي آخر عمرشان انقلابيترين استراتژيها را اتخاذ ميكنند و اصليترين چهرهي مديريت سياسي كشور از نگاه آرمانگرايانهي خود دست برنميدارد. ده نمكي گفت: متاسفانه در حال حاضر نوعي زد و خوردهاي داخلي بين نيروهاي اصيل انقلاب باعث چند پارگي آنها شده كه آنها را دچار اضمحلال ميكند. وي همچنين درباره ميزان وفاداري گروهها و احزاب سياسي موجود به آرمانها و ارزشهاي انقلاب تاكيد كرد: ما به جريانها و گروههاي سياسي تنها در شعار دادن و حضور در راهپيماييها نياز نداريم ، از آن جا كه متاسفانه در حال حاضر در عرصهي تحقق بخشيدن شعارها شاهد تناقض هستيم، بايد گفت كه چنين عملكردي، باعث شد كه رهبري طي يك سخنراني، بحث عوام و خواص را مطرح كنند. اين فعال مطبوعاتي با بيان اينكه "دنيا گرايي" باعث شده است اين طيفها لطمات بسياري را تحمل كنند، گفت: البته بايد توجه داشت اين جريانها همواره با ريزش و رويش همراه بودهاند و در حال حاضر نيز نيروهاي جوان در حال بيان سقف مطالبات هستند و بسياري از نيروهاي اصيل به كف مطالبات انقلاب راضي شدهاند. انتهاي پيام http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1079197&Lang=P |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 22:25 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
شبه خاطرات (۵۹) من منافقم یا تو
شب قبل از حرکت به سمت اندیمشک یه سر رفتم مسجد محل. خیلی دلم گرفته بود شاید از اینکه فکر می کردم ممکنه این مسجد رو دیگه نبینم دلم گرفته بود. آخه حاج امینی فرمانده گردانمون قبل از مرخصی اومودن گفته بود اینبار یه عملیات سخت پیش پاتونه حسابی باید خودتونو آماده کنید... این آمادگی فقط تمرین نظامی و آموزش نبود. جنگ نود درصدش پا رو من گذاشتن بود ده درصدش پا رو مین گذاشتن.. بچه ها یه مثل داشتن می گفتن" هر کس پشت سیم خاردارهای نفس گیر کند نمی تواند از سیم خاردارهای دشمن بگذرد. " راست بود ترسهای زیادی شب عملیات نتیجه گناههای طول سال بود واسه خاطر همین بچه ها روزها تو کوه و کمر ریاضت و سختی می کشیدند تا روز عملیات نفس کم نیارن و شبها م تو کوه و کمر مناجات می کردند تا شب عملیات کم نیارن.. مسجد خلوت شده بود و تقریبا همه رفته بودند اما یه صدای مناجات و گریه خفیفی به گوشم می خورد خوب دورو برو نیگاه کردم اااااا این بابا رو می شناسم از اون نیروهای دو آتیشه سازمان مجاهیدین خلق بود که تو دوره مدرسه با هم صد بار دعوامون شده بود از اون میلیشیایی ها بود و محکم پای کار نشریه منافقین وایستاده بود ... از یکی از بچه های مسجد پرسیدم این بابا اینجا چیکار می کنه ؟؟ گفت مگه میشناسیش؟ گفتم از دوره مدرسه...خواستم بگم منافق بوده گفت از بچه های مسجده از اون موقع که تو رفتی اومده مسجد ما الان هم مسئول عقیدتیه پایگاهه فردام داره می ره جبهه!! با خودم گفتم حتما نفوذیه. ناکس چه نقششو خوب بازی می کنه. گفتم الان می رم در گوشی بدون اینکه کسی بفهمه بهش می گم جول و پلاسشو جمع کنه و بره تا لو نرفته و آبروش نرفته .. اما هرچی وایستادم دیدم این سوز و گداز مال فیلم و نقش نیست از ته دله .اما خدایا اگه نفوذی باشه تکلیف من چیه این بابا و جبهه؟؟ سرش رو از سجده برداشت نیگاش تو نیگاه من گره خورد و خجالت کشید دو سه دقیقه فقط همدیگه رو نیگاه کردیم شاید دوره مدرسه رو تو ذهن خودمون مرور می کردیم و دعواهامون و بحث های گنده تر از دهنمون و پر ایسم و ... شاید فکر می کرد همین الان یه گزارش براش می نویسم و مانع جبهه رفتنش می شم. نگرانی تو چشماش معلوم بو د .سرمو انداختم پایین واز مسجد او مدم بیرون... حالا که تو قطار منو می دید دیگه فهمیده بود که چشمهام رو بستم و گذشته اش رو ندید گرفتم و سکوت کردم باز هم با هم حرفی نزدیم فقط تو نیگاه آخرش یه لبخد تحویلم داد... لبخندی که سه ماه بعد از کربلای پنج که برگشتیم جلو در همون مسجد رو لبش دیدم یه لبخند دوست داشتنی کنار عکسش نوشته بود شهید ......محل شهادت شلمچه *درج نکردن نام شهید برای این بود که کسی خودشو... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:22 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
آفرین به همت نسل جدید اولین شماره نشریه گزارش جامعه به همت با صفا ترین و خالص ترین بچه های اهل قلم و رسانه منتشر شد.وقتی نشریه را روی کیوسک دیدم از اینکه دست اندکاران این نشریه زمانی هم سنگر و همکار ما در نشریات شلمچه و جبهه بودند به خودم افتخار کردم راستش حالا اگر ننویسم هم دیگر خیلی نگران نیستم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 21:54 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
خدا حافط شلمچه و خدا حافظ بورقاني ديروز وقتي براي تشيع جنازه مرحوم بورقاني رفته بودم با ديدن برخي از چهره ها خاطرات زيادي برايم زنده شد. يادر روزي افتادم كه خانم قاضي از خبرنگاران روزنامه زن متعلق به فائزه هاشمي با تلفن همراهم تماس گرفت.در ابتدا گمان كردم طبق معمول نظر خواهي و مصاحبه معمولي است اما خبر توقيف نشريه شلمچه توسط هيئت نظارت را به من داد. اينكه روزنامه زن چطور به اين زودي و قبل از خشك شدن جوهر قلم آقاي مهاجراني از توقيف نشريه با خبر شده خود يك معما است.. پرسیدم حالا اين راي قطعي است ؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 13:28 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 14:14 توسط مسعود ده نمکی |
|
بابک خان برزویه به عنوان عکاس اخراجی ها کاندید دریافت سیمرغ بلورین شد. به ایشان بابت این موفقیت تبریک می گویم
البته ایشان غیر از عکاسی کارهای جانبی دیگری هم انجام می داد که.....
ولی خدا وکیلی این عکس بابک خان از مجید سوزوکی عالیست
جناب آقای حیدر رضایی هم بابت طراحی این پوستر نامزد دریافت سیمرغ شده است به ایشان هم تبریک می گویم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 23:44 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
شعری از محمود صارمی
دلم گرفته... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 20:34 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
شبه خاطرات(۵۸) کربلا را رها می کردند تا به هیئت بروند!!
رفتم خودم رو به فرمانده گروهان معرفی کردم .ایشون هم منو به دسته یک معرفی کرد.گردان هنوز نیرو نگرفته بود و منتظر بود تا نیرو بگیره.دوران عجیبی شده بود از خیلی ها توقع بود که جنگ و جبهه رو جدی تر بگیرند اما اینطوری نبود... دم محرم که می شد خیلی از بچه های قدیمی برا ی هیئت رفتن پای منبر فلان حاجی! می رفتن تهران و حال همه گرفته می شد چون برا ی بعضی ها جنگ اولویت اول رو نداشت... امام می گفت جنگ در راس تمام امور است اما خیلی از بیست میلیون جوون پاشون به جبهه ها باز نشد... خیلی هاهم ترجیح می دادند دم مسجد چراغ قوه بزنند و ایست بازرسی وایستن اما جبهه نیان و یا اگر هم میان وسط معرکه عاشورا هوس عزاداری پای منبر فلان کس به سرشون بزنه و گردان ها رو خالی کنن... خوبیش اینه که خیلی از این آدمها بعدها مدعی جبهه و جنگ شدند اما پاشون از دوکوهه جلوتر باز نشد.. حاج محمود امینی فرمانده گردان برای کادر گردان سخنرانی کرد و گفت برید تهران و تا می تونید بچه های مساجد و محل تون رو دعوت کنید که بیان جبهه و گردانها رو پر کنند.. تو مسجد ما از خیلی وقت پیش اختلاف افتاده بود و دو دستگی شده بود.شب رفتم مسجد و بعد از ایست بازرسی حرفهای حاجی رو برای همه تکرار کردم..اما متلک یکی از بچه ها دلم رو آتیش زد که اومدی منت بزاری و فخر بفروشی!! نا امید از مسجد بیرون اومدم برا خودم تو خیابون قدم زدم.این بنده خدایی که متلک انداخت پاش هیچوقت به جبهه باز نشد اما سالها بر ما حکومت کرد تو محافل فرهنگی ارزشی!!! صبح که شد رفتم در خونه علی رضا حیدری نژاد تا ازش خدا حافظی کنم دیدم یه دوربین برداشت و اومد دنبالم که این عکس آخره که ازت می گیرم بای بای کن عکس حجله ایت خوب در بیاد.حاج نصرت بابای علی رضا هم می خندید و کیف می کرد.بعدم در گوشم گفت تا برسی کرخه من و ابراهیم هم خودمونو رسوندیم... اما بنده خدا نمی دونست این عکاسه که تا چند روزه دیگه تو کوزه می افته و بادمجون بم آفت نداره!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 20:43 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
به قلم -محمود صارمی من خدای بزرگ را دوست دارم ولی از نا خدایان کوچک می ترسم
من محمد (ص) را دوست دارم ولی از گروه القاعده می ترسم! من علی (ع) رادوست دارم ولی از شریح قاضی می ترسم! من فاطمه (س) را دوست دارم ولی از زمین خواران سیرجان و فدک می ترسم! من حسن (ع) را دوست دارم ولی از جنگ قدرت می ترسم! من حسین (ع) را دوست دارم ولی از اصلاح طلبان اصولگرا می ترسم! من سجاد (ع) را دوست دارم ولی از عامل بی علم می ترسم! من باقر (ع) را دوست دارم ولی از عالم بی عمل می ترسم! من جعفر صادق (ع) را دوست دارم ولی از شیعه با شور وبدون شعور می ترسم! من موسی کاظم (ع) را دوست دارم ولی از قرآن مجالس ختم می ترسم! من رضا (ع) را دوست دارم ولی از نتیجه انتخابات مجلس هشتم می ترسم! من محمد تقی (ع) را دوست دارم ولی از تقواداران متحجر می ترسم! من هادی (ع) را دوست دارم ولی از بازیگران سیاست می ترسم! من حسن عسکری (ع) را دوست دارم ولی از زندانبان بی منطق می ترسم! من مهدی (عج) را دوست دارم ولی از انجمن حجتیه می ترسم! من زینب (س) را دوست دارم ولی از لبریز شدن صبر محرومان می ترسم! من ابالفضل (ع) را دوست دارم ولی از جناح راست و چپ می ترسم! من علی اکبر (ع) را دوست دارم ولی از ازدواج و بیکاری می ترسم! من حقیقت را دوست دارم ولی از فیلتر شدن می ترسم! می ترسم....! |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 20:54 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
شب خاطرات (57) فاصله طبقاتی در جبهه!
گردان حمزه حال و هوای دیگهای داشت، که خودش حکایتها داره! یعنی همه گردانهای لشگر با هم فرق میکردن و اگه راستشو بگم تو هر گردان، گروهان با گروهان و دسته با دسته و حتی نفر به نفر با هم فرق میکردند به خاطر همین جنگ و آدماش و قصههاش از نیگاه هر کس یه جوره. بچههای گردان حبیب ابن مظاهر و یا گردان انصارالرسول خیلیهاشون طلبه بودن، گردان میثمیها و لوطی و داشمشی بودن و جای چفیه دستمال یزدی مد بود. گردان حمزهایهایه تیپ دیگه بودن شوخ بودن و معنوی. بعضی ازگردان عماریها کلاه کوچولوی مشگی سرشون میگذاشتن و رزمندههای بقیه گردانها تیپ و رفتار خاص خودشونو داشتن. تو لشگر هر گردان با ارتباطاتی که تو تهران داشت به فکر درست کردن جا و امکانات درست و حسابی برای نیروهاش افتاده بود. یکی از گردانهای لشگر حتی با کاشی "مینا" دستشویی تو اردوگاه کرخه درست کرده بود و یه حسینیه شیک و استخوان دار!!یکی از گردانها که ارکانش (فرماندههان گردان را تو جنگ ارکان گردان میگفتند) ارتباطات خوبی داشت یه حسینیه زیرزمین ساخته بودند. این بساز بسازیهای حتی به دو کوههکشیده بود یه گردان داده بود تمام اتاقهای ساختمان پادگان را شیک درست کرده بودند و شیشه زده بودند. حتی بعضی از گردانها کولر هم خریده بودند! خلاصه فاصله طبقاتی!! به جبهههام داش میکشید یاد یه کار زینالدین فرمانده لشگر 17 افتادم شنیده بودم یه بار با ماشین تویوتاش که داشته میرفته قرارگاه تو راه چند تا بسیجی رو سوار ماشین میکنه و اونام از خنکی کولر کیف میکنن. یکی از اونا به شهید زینالدین میگه برادر! عجب ماشین خنکی داریها! وقتی به قرارگاه میرسند شهید زینالدین دستور میده کولر ماشینها رو باز کنن و یا دیگه روشن نکنن تا وقتی که همه تو جبهه امکان استفاده ازش رو داشته باشند. "سوری" فرمانده گردان سلمان هم یه جوری اخلاقش عین زین الدین بود. یه بار "حاجی فرزانه خو" یکی دو تا کامیون کمکهای مردمی ویژه برای گردان سلمان جذب کرده بود. وقتی "سوری" به عنوان فرمانده گردان این رو فهمیده دستور داد کامیونها را به تدارکات لشگر برگردونن و اون اجناس رو بین همه گردانها تقسیم کنن. به خاطر همین اخلاقش، کار با "سوری" خیلی سخت بود! و هر کسی پیش اون طاقت نمیآورد. گردان حمزه هم از قافله بازسازی عقب نموند و همه بچههای کادر گردان اینبار به جای دستور دادن به عملگی گمارده شدن. خودمون بلوک میدادیم و بنایی میزدیم تا حسینیه گردان رو بسازیم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 15:46 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 22:25 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را @من سخنگوی هیچ گروه و دسته ای نیستم و این وبلاگ شخصی است. @صرفا کامنت هایی در این وبلاگ تایید می شود که دارای هویت و فاقد اهانت به هرکسی باشد. @با توجه به این که دوستان زیادی از سر محبت و بزرگواری به این وبلاگ لینک داده اند امکان لینک متقابل و جبران محبت برای همه این دوستان میسر نیست قبلا عذر می خواهم. @اگر نظر مفصل تری دارید با آدرس تهران صندوق پستی 3699- 16765 مکاتبه نمائید |