![]() |
|
یا خودسوزی یا شکایت! تنها راه همین است!
آقای نویسنده ای که برای نقد یک فیلم تهدید به خودسوزی کرده بود وقتی پاسخ خود را در روزنامه خواند به جای پاسخگویی به شبهات و استدلالها اقدام به شکایت کرد. دوستی که در یک مطلب خود با چندین اهانت و اتهام به جای نقد شمشیر در دست گرفته بود و در سایت ها و نامه های خود مدعی رعایت قواعد بازی در عرصه نقد و نقدپذیری بود با رجوع به شعبه ۱۲ دادسرای تهران (ویژه سایت ها و وبلاگ ها) شکایت نامه تنظیم کرد. همین روشها نشان از میزان صداقت ایشان در ادعاهای خود دارد و به نظرم پادرمیانی آقای داوودآبادی برای پاسخ ندادن به جنجال های وبلاگی و رسانه ای باعث توهم این برادر شده البته بعد از دادگاه در مورد آگاه سازی های! این دوست مان بیشتر خواهید دانست. کاش اسم من هم داریوش بود!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 14:59 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
مگر دیوانه شدی مسعود؟!
چیکار می کنی؟ چرا این قدر افتادی به نامه نگاری و پاسخگویی؟ عزیز من، مگه بهت نگفتم وقتی..... آن برادر بزرگوار جبهه رفته، برای اینکه تو و فیلمت را بکوبد، با تمسخر گفت: "کجای جنگ ما عراقی ها با تانک بسیجی ها را له کردند؟ کجای جنگ با تانک به پست امداد حمله کردند؟" خیلی احساس خطر کردم. ترسیدم بدتر از سه راه مرگ شلمچه! اصلا تو مرض داری مسعود. خواستی فیلمی برای جوان ها بسازی که با دفاع مقدس آشناشون کنی، حالا باید دم به دقیقه جواب بعضی جبهه رفته ها را که شده اند مدافع "برادران خوب و ناز عراقی"! بدهی. اصلا ببینم، کی گفته 40 تن از بچه های تیپ 8 نجف اشرف به فرماندهی سردار شهید احمد کاظمی، اول خرداد 1361 در میدان مین خرمشهر، پیشمرگ شدند و راه را برای بقیه باز کردند؟ حتما برای تکذیب این حماسه، زنده ماندن احمد کاظمی کافی است!!! خب شاید راست بگن که چرا فرمانده تیپ خودش توی میدون مین نرفت تا چند هزار رزمنده رو ویلون و سیلون وسط بیابون آواره کنه!!! خیلی اگه بخوای پافشاری کنی، حضرات صفحات 42 تا 47 کتاب یاد یاران منم تکذیب می کنند. چه می دانی اگر فردا نوشتند و جار زدند که خاطرات داودآبادی که سال 1374 چاپ شده، توی یاد ایام صفحات 101 تا 105 دروغه و اصلا هیچکس توی میدون مین شهید نشده و بچه ها با سلام و صلوات از میدون مین رد می شدند، تعجب نکن. پدر آمرزیده! حداقل برای این که خاطرات و حماسه های اون روزها را تکذیب نکنند، دندان به جگر پاره پاره بگیر و خاموش شو وگرنه مجبوری برای لحظه لحظه دیده ها و خاطرات جنگت، شاهد بیاوری! راحتت کنم: تو شده ای بهانه برای تکذیب حماسه ها. چون با تو لج هستند، اگر آیه قرآن هم تلاوت کنی، تکذیب می کنند. پس خاموش شو و دم برنیاور. فقط برای آن که حماسه ها تحریف نشوند. بس کن دیگه ...
حمید داوود آبادی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:22 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
کجای دنیا اینگونه است؟ «مسعود دهنمكي» افراطيگري را معلول برخي گفتمانهاي غالب جناحهاي سياسي موجود در كشور دانست و گفت: اين افراطيون به جاي ادبيات رقابت، ادبيات دشمني دارند. وي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) خاطرنشان كرد: اين نوع ادبيات دشمني به سطح و جريانهاي سمپات تعميم پيدا ميكند و در ميدان عمل به منازعه كشيده ميشود. اين فعال مطبوعاتي تاكيد كرد: متاسفانه برخي جريانهاي سياسي موجود هنوز از مرحلهي دوران انقلاب عبور نكرده و به دوران تثبيت نرسيدهاند و هر كدام به يكديگر به چشم يك نظام سياسي كه بايد ريشهكن شود و نه يك نظام سياسي كه بايد در آن همكاري و رقابت شود، نگاه ميكنند. ده نمكي تصريح كرد: چنين فضايي باعث ايجاد سوءتفاهمهايي در عرصههاي مختلف و در نتيجه قرباني شدن منافع ملي در برابر منافع جناحي ميشود. دهنمكي افزود: ما در همهي عرصهها شاهديم كه تريبونهاي جناحهاي سياسي براي زيرپاكشي دولتهاي منسوب به جريان سياسي مخالف خود، حتي حاضرند منافع ملي و مصالح اجتماعي را زير سوال برند و به چالش بكشند؛ در صورتي كه در هيچ كجاي دنيا چنين رويكردي وجود ندارد؛ چنانكه در حال حاضر در آمريكا و يا در اروپا بحث دو و چند قطبي جريانهاي سياسي كاملا ديده ميشود؛ ولي آستانه رقابت آنها جايي است كه منافع ملي تعريف ميشود. وي اظهار كرد: آنچه به افراطيون تعبير ميشود، زاييده عملكرد خود نيروهاي معتدلي است كه شايد به نسل قبلي جريانهاي سياسي برميگردند و مقاومتشان در برابر زايش نيروهاي جديد باعث شده كه مطالبات سطحيتري به ميان بيايد و در اين راستا مطالبات ساختارشكن هم رخ نمايد. ده نمكي تاكيد كرد: آسيبشناسي رفتار سياسي جناحهاي موجود ميتواند در شناخت افراطيون و بررسي تاثيرعملكرد آنها اثرگذار باشد. اين فعال مطبوعاتي همچنين با انتقاد از اين كه برخي طرح مطالبات مردم و آرمانگرايي را در صف افراطيگري قلمداد ميكنند و هر كه پرسشي مطرح ميكند به او افراطي ميگويند، گفت: اين نوعي محافظهكاري است و در اين مواقع چه در چپ و چه در راست، پاككردن صورتمساله رخ ميدهد. ده نمكي همچنين اظهار كرد: هر شخص يا جرياني كه خارج از چارچوب قانون اساسي و مطالبات قانوني عمل ميكند، به گونهاي مطالبات افراط گرايانه دارد. وي در عين حال تاكيد كرد: از آنجا كه در حال حاضر حاشيه بر متن غلبه دارد و در مواردي برخي كوتولههاي سياسي، توانستهاند جريانها و نيروهاي اصلي را به حاشيه برانند، تقابل نسلهاي سياسي يكي از مشكلات موجود است و مقاومت اين نسلها در برابر يكديگر باعث رشد افراطيگري ميشود. دهنمكي اظهار كرد: در حالي كه تجربهي نسل اول ميتواند در كنار پتانسيل نسل دوم و سوم به شكوفايي فضاي سياسي و توسعهي كشور كمك كند. وي همچنين در ادامه گفتوگو با ايسنا درباره گروههاي مستقل خارج از ائتلافها و ميزان تاثيرگذاريشان تصريح كرد: نمود چنين امري در انتخابات رياستجمهوري نهم، كاملا به چشم خورد؛ جرياني خارج از جناحهاي موسوم سياسي فعاليت كرد و حتي مشابهسازي كه جريانهاي سياسي داشتند، جواب نداد و گفتمان عدالتخواهي خارج از گفتمان چپ و راست بوده است. وي گفت: اين جريان، جرياني غيررسمي ثبت شده بود كه اگر چه دولت را در دست گرفت، ولي تنها عيبش اين بود كه ساختارسازي نداشت و به تعبير رهبري كه فرمودند دولت نهم محصول عدالتخواهي خاموش بود كه در اين چندسال مبارزه ميكرد، اين جريان، جريان سومي است كه عنوان، ساختار و تشكيلات ندارد. ده نمكي در پايان گفت: اگر اين جريان به سمت تشكيلاتيشدن برود و ساختاري براي خود ايجاد كند، در نتيجه انتخابها ميتواند تاثيرگذار باشد. انتهاي پيام |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 1:4 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
شبه خاطرات(۳۱) تورو خدا ما رو هم ملاقات کنید! بابام نگذاشت که منو برای قطع کردن پام به اطاق عمل ببرند و اصرار کرد که به بیمارستان ژاندارمری تهران منتقل کنند. از چند روز قبل هم که می گفتند فردا نوبت عمل داری و باید ناشتا باشی من کلک می زدم و می گفتم چیزی خوردم و عمل هم منتفی می شد. بابام رفت تا از ژاندارمری اصفهان آمبولانس بگیره و سرگرم کارهای انتقالم به تهران شد. هر روز کلی مردم به ملاقات زخمی ها می اومدند و از همون اول می رفتن سراغ مجروحهای بدحال و بیشتر گل و کمپوتها نسیب اونا می شد. بعدش هم که مردم میرفتن بچه ها ی بد حال می خندیدند و می گفتند که چشتون کور می خواست شما م دوتا پاتون قطع بشه تا مردم برا شما کمپوت گیلاس بیارن. آدم از روحیه این بچه ها شگفت زده می شد و زخم خودش از یادش می رفت اما از قدیم گفتن زخم شمشیر خوب می شه اما زخم کمپوت خوب نمی شه!! فرداش دو تا کمپوت زرد آلو و گیلاس رو سوراخ کردم و دو تا شیلنگ سروم از تو اونا رد کردم و گذاشتم گوشه های لبم و بعد هم با چسب چسبوندم و ملحفه رو کشیدم روشون.. مردم ملاقاتی وارد اتاق شدند و با دیدن حال بد من که از یک طرف مایع قرمز خون مانند وارد دهانم می شد و ... دلشان به حالم سوخت کلی گریه کردند و کمپوت برام گذاشتند این دفعه برعکس شد و چیزی واسه بقیه نموند مردم هرچی گریه می کردند بچه هایی که از شدت خنده خودشونو زیر پتو قایم کرده بودند بیشتر تکون می خوردند مردم که رفتن همه با هم تا شب می خندیدیدم ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 0:52 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
این آخرین مطلبی است که در مورد اخراجی ها می نویسم . مطلب زیر در پاسخ به روزنامه جمهوری اسلامی و اعتراض به نمایش آن در سیما نگاشته شده است امید وارم دوستانی که خواستار پاسخ گوئی به شبهات بودند با خواندن این نامه پاسخ خود را بگیرند البته بزودی کتابی را انتشارات توفیق آفرین در مورد اخراجی ها و ده فیلم سینمایی جنگی منتشر خواهد ساخت که با یک دی وی دی ضمیمه وارد بازار می شود..
گویا برخی دنبال حاشیه های جدید برای فیلم هستند که خودشان را بیشتر مطرح کنند که در آن صورت باید پاسخگویی رفتار خود باشند...
کاش به جای اخراجی ها عقده ای ها را می ساختم
به دنبال انتشار مطلبی در روزنامه جمهوری اسلامی در جهت جلوگیری از پخش فیلم سینمایی "اخراجی ها" از سیمای جمهوری اسلامی که قرار بود آخرین روزهای ماه رمضان پخش شود که نشد، و ادعای نویسنده مقاله مبنی بر این که در صورت پخش آن فیلم از تلویزیون، خود را به آتش خواهد کشید، کارگردان فیلم اخراجی ها، در دفاع از فیلم و در پاسخ ادعاهای نویسنده، جوابیه مفصلی در روزنامه جمهوری اسلامی 25 مهر ماه منتشر کرد: پیرو چاپ مطلبی با عنوان "فیلم اخراجی ها را از تلویزیون پخش نکنید" در صفحات 2 و 14 روز سه شنبه 3 مهر و با توجه به متضمن بودن اهانت "خیانت به شهدا و رزمندگان" و تحریف فیلم و وارونه جلوه دادن حقایق و "تشویش اذهان عمومی" که احیانا از سر غفلت! صورت پذیرفته وگرنه شان روزنامه منتسب به نظام و روحانیت اجل از این رفتار است که در ماه مبارک رمضان به اسم نقد و تحلیل، با بی تقوایی چنین مطلبی سراسر کذب و اهانت را منتشر نماید، جوابیه زیر جهت درج در همان صفحات طبق حق شرعی و قانونی تقدیم می گردد. در بند یک این مقاله در خصوص "نحوه حضور طلاب و روحانیون در جبهه های جنگ" ادعا شده که طلاب و روحانیون در جبهه هیچ گاه لباس رسمی نمی پوشیدند و صرفا به عمامه اکتفا می کردند و نشان دادن روحانیت با لباس رسمی به قصد اهانت و یا تحقیر روحانیت و به منظور نشان دادن حضور ویترینی آنها در جنگ می باشد! در بند دوم این مطلب در خصوص "نقش لقمه حلال و تاثیر فضای معنوی جبهه بر روی افراد" از منظر نگارنده مقاله، فضای معنوی در بلندگو و صدای نوحه خلاصه می شود ولی در آموزه های دینی ما، فضای معنوی ناشی از عمل خالص و مومنانه و ایثارگرانه است نه فقط صدای بلندگوها! در بند سه و چهار مقاله، نویسنده مدعی است که همه رزمندگانی که شهید می شدند در لحظه شهادت براساس تصورات وی، با سناریو و دیالوگ خاص ایشان باید ذکر بگویند و آخ نگویند و داد نزنند و فقط شهادتین بگویند.... در بند پنجم، در مورد سکانس میدان مین افاضاتی دارند که "چرا رزمنده های عادی روی مین می روند و فرمانده فقط هدایت می کند" ! نویسنده محترم که چند جلد کتاب در مورد جنگ نوشته، خود را مدعی العموم فرهنگ جهاد و شهادت و رزمنده ها می داند، حتما به من حق می دهد که اینجانب با نگارش ده ها جلد کتاب "خاکریز پنهان" که در همین روزنامه جمهوری اسلامی مطالب و عکس های بدون درج نام بارها استفاده شده و مجموعه 50 جلدی "فرهنگ نامه اسارت و آزادگان" هم محق به تعریف این وقایع باشیم . با این تعبیر، استفاده از زبان طنز نه تنها مذموم نیست، بلکه سفارش رهبری می باشد اگر برای شما حجت باشد! آقای نویسنده! اگر تمایل به خودسوزی در مقابل مسجد بلال را دارید، سفارش می کنم این تعصب را در زمان اهانت به رسول اکرم (ص) که در برخی جراید صورت گرفت، به خرج می دادید تا خلوص ایمان تان جلی تر گردد. در مورد اصل وجود چنین اتفاقاتی و شبیه چنین شخصیت هایی، به جای تحریف حقیقت به نزد فرمانده گردان سلمان لشکر 27 بروید و یا مصاحبه ایشان در روزنامه جوان را بخوانید تا بدانید اصل وجود "مجیدها" با رنگ پاک نمی شود و طبق فرمایش رهبری، خاطره و تبدیل آن به فیلمنامه، اقتضائاتی دارد که هر نویسنده مبتدی آن را درک می کند. راستی چه چیزی بود که جوان های ما را از عشرتکده ها به جنگ کشاند؟! این که جبهه ها کارخانه آدم سازی است را چه کار می کنید! فرشته ها که آدم نمی شوند! شما حاضرید به خاطر تخریب من، حقیقت را سانسور کنید، کاش به جای اخراجی ها، عقده ای ها را می ساختم که این گونه آماج حملات کج اندیشان برخی مدعیان ارزش ها تا معاندین اصلی انقلاب، نگردد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 13:7 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
قابل توجه دوستانی که به نمایندگی از تشکل ها ی مختلف متقاضی حضور در دانشگاه و نماش و نقد و برسی هستند
با توجه به کثرت دعوت ها مشغولیت های زیاد حقیر حضور در همه این دعوت ها عملا غیر ممکن بوده و مانع از فعالیت های جدید می شود لذا از این پس صرفا هفته ای یک بار در یکی از شهرها میهمان شما عزیزان خواهیم بود دانشگاه خرمشهر دانشگاه سیستان و بلوچستان دانشگاه علامه تهران دانشگاه هرمزگان دانشگاه ورامین به ترتیب برای این جلسات نقد و برسی به دعوت بسیج دانشجوئی و انجمن اسلامی و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری برای آبان ماه در نظر گرفته شده اند و اسامی سایر دانشگاههای دعوت کننده در اواخر ماه اعلام خواهد شد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 23:2 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
بازهم کدام استقلال کدام پیروزی به دنبال لقمه ای روزی
http://www.etemaad.com/Released/86-07-22/284.htm
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 20:23 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
رهبر معظم
انقلاب چند روز پیش در دیدار با دانشجویان سخنان بسیار مهمی داشتند که پاسخ بسیاری مناقشات سیاسی و کلامی است که با برداشتهای سلیقه ای جناحها و روزنامه ها و بسیاری تا حد ارتداد و ضد انقلاب نامیده شدن و عده ای به غلط مدافع تمام عیار برخی شعارها و رفتارها پیش برده شده اند.. مرز انتقاد از نظام و حتی مسئولین اگر بیانات ایشان را از سر تعارف تاویل نکنند بسیار شفاف می شود و اساس بسیاری مرزبندی ها متزلزل می شود.. ای کاش به جای دعواهای سیاسی چهره های فکری نظام با استفاده از این فرصت ابعاد این سخنان را تبیین کنند... بخشی از سخنان ایشان هم در باره دولت بود و اینکه دولت فعلی محصول زحمات عدالتخواهان و مبارزه و فشارهای انها ست. نکته ای که در همان روز اول پیروزی دکتر احمدی نژاد برایشان نوشتم و خیلی ها را خوش نیامد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 16:43 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
شبه خاطرات(۳۰) کلاهبردای عاطفی چند روزی تو این اطاق شلوغ و پر از زخمی سر کردم.یکی از پرستارا که دلش به حال من سوخته بود می اومد بالاسرم و دلداریم می داد. این اولین باری بود که با یک نفر خانم غریبه هم صحبتم می شدم... همه بچه ها زیر چشمی منو نگاه می کردند و می خندیدند . بنده خدا دیده بود من غریبم و ملاقاتی ندارم و همین امروز و فرداست که پامو قطع کنند داش بهم دلداری می داد.. اینهو این سریال پرستاران.. تلفن خونمونو گرفت و بعدا فهمیدم که زنگ زده به بابام که بیاد اصفهان و پسرش رو ببینه. نگو همش نقشه بوده و این همه احوالپرسی و سلام علیک حساب شده بود .این اولین کلاهبرداری عاطفی از من بود!!!!... بابام چند سالی بود که به خاطر بسیجی شدنم با من حرف نمی زد دیدنش تو این حال سخت بود..بنده خدا با عموم خودشو شبانه رسونده بود اصفهان . صحنه عجیبی شده بود پدر و پسری بعد از سالها قرار بود با هم سلام علیک کنند همه متوجه ما شده بودند بیچاره بابام غرور ش اجازه نمی داد گریه کنه اما من تو این حال و روز یهو بغض ام ترکید در ست مثل فیلمهای هندی...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 23:0 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 2:3 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
امشب افطاری میهمان هزار بچه یتیم در سالن طلا ئیه بودم.عجب صفائی داشت.چهره هایی معصوم و دوست داشتنی از سر و کول هم بالا می رفتند و بیچاره تواشیح خوانان و بعد هم من!
آقا محسن رضایی هم وارد مجلس شد آقای مظفر و حاج احمد توکلی هم بودند اصلا سر میز چند تا یتیم یکی نشسته بود مسئولینی که اینجا بی تکلف و به دور از پرستیژ های حکومتی ساده و صمیمی یتیم نوازی می کردند... سخن گفتن در این مجلس چقدر سخت بود اما همینکه همه با شنیدن اسم اخراجی ها لذت بردند گفتم همینکه شما لذت برده باشید مرا بس بی خیال عقده ای ها! حاج محسن می گفت بعضی ها هم به گفته اند چرا اینقدر بی محابا از فیلم دفاع کردی؟ گفتم پشیمانید؟ گفت نه |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 2:28 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
اختلاف مالی سازمان صدا و سیما با تهیه کننده بر سر پروژه در چشم باد و شیخ بهایی مانع از پخش اخراجی هاست.
اقای ضرغامی گفت من خودم از طرفداران اخراجی ها هستم و این را ثابت کرده و به خودتان هم گفته ام و انعقاد قرارداد پخش ان از شبکه سه هم به دستور خودم بوده.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 23:45 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
سعید ابو طالب از رزمندگان قدیمی اطلاعات عملیات لشگر ۲۷ و مستند ساز و نماینده تهران در مجلس و از اعضای کمیسیون فرهنگی از اخراجی ها دفاع کرد
جنگرفتهها وقايع فيلم «اخراجيها» را تاييد كردهاند
خبرگزاري فارس: سعيد ابوطالب با اشاره به اين كه كميسيون فرهنگي مجلس هيچ موضع منفي راجع به فيلم اخراجيها ندارد، گفت: افرادي كه جنگ را ديدهاند اين فيلم و وقايع آن را تاييد كردهاند.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس در گفت و گو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: سينما در تمام دنيا و در همه ژانرها، عموما دو نوع مخاطب خاص و عام را در برميگيرد كه اين موضوع در واقع به ذات سينما برميگردد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 20:59 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
«اخراجيها» تاوان كليشهشكنياش را ميدهد
خبرگزاري فارس: «مسعود دهنمكي» با اشاره به موضعگيريهاي شخصي اخير در مورد فيلم «اخراجيها» گفت: جرياني كه برعليه اخراجيها به وجود آمد، در واقع تاوان كليشه شكني اين فيلم است. كارگردان «اخراجيها» در گفت و گو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد اظهارات يك نماينده مجلس در مورد فيلم «اخراجيها» گفت: برخورد از روي غرض عدهاي با فيلم «اخراجيها»، به قدري آزاردهنده بود كه ميشود آن را تبديل به يك فيلم كرد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 16:31 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
حضور نایب رئیس مجلس شورای اسلامی حجه الاسلام ابوترابی اخوی مرحوم ابوترابی سید آزادگان در دفتر تدوین فرهنگنامه اسارت وآزادگان فرصت مغتنمی بود تا تجدید خاطره شود از عنایت ویژه حاج آقا ابوترابی به کارهای ما در راه اندازی نشریه شلمچه و تاکید ایشان به اینجانب برای نگارش این فرهنگنامه که مبتنی بر۵۰۰۰ ساعت مصاحبه با آزادگان و رزمندگان قدیمی جنگ است.
کاش ایشان زنده بود و می دید که حمایت های ایشان و سردار رشید اسلام حاج حمید طایفه نوروز فرمانده سپاه همدان و آزاده قهرمان و از رهبران اردوگاههای موصل و رمادی و تکریت ۵ اینک در حال نتیجه دادن است و بزودی عظیم ترین فرهنگنامه جنگ در دنیا به چاپ می رسد مجموعه ای ۵۰ جلدی در ۵۰۰۰۰ صفحه و بیش از چهل محقق و ده سال تلاش. چندی پیش رهبر معظم انقلاب در توشیح جلد پنجم این مجموعه آن را کارجالبی خواندند که زینت بخش این مجموعه شد. صدام در طول دو سال بعد از آزادی اسرا چندین جلد کتاب با عنوان شهدا بلاکفن در مورد بعثی های اسیر منتشر و به چندین زبان زنده دنیا منتشر کرد .رهبری با دیدن این کتابها دستور تشکیل کمیته ای در ستاد فرماندهی کل قوا را صادر کردند که کار مرجعی برای تدوین این بخش از تاریخ دفاع مقدس اختصاص دهد.همکاری تنگاتنگی بین نهادها می تواند در جامه عمل رسیدن این دستور رهبری موثر باشد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 0:22 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
لات هم لاتهای قدیم که وقتی نان ونمک همدیگر را می خوردند حد اقل حرمت آن را در هر شرایطی حفظ می کردند. آدم وقتی به مناسبات عصر جدید و آدمها خوب نگاه می کند می بیند تنها چیزی که نمانده حرمت است! به قول مرحوم میرزا اسماعیل دولابی حضرت جبرائیل ده بار از زمین ده نعمت را برد که آخرین آنها حیا بود.. همینطوری یاد یه شعر افتادم که پشت کامیون خونده بودم دوستی با هر که کردم خصم مادر زاد شد آشیان هرجا گزیدم خانه صیاد شد آن رفیقی را که با خون جگر پروردمش حکم قتلم که رسید بی معرفت جلاد شد *** خدایا عاقب همه ما را ختم به خیر بفرما |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 0:48 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
حاجی من ریش نمی گذارم!
قبل از هر کلام سلام
سلامی به گرمی خونی که در رگان شما جاری است در بدنی که خدایش از همان رگ های خونی به من وشما نزدیک تر است
می خواهم خودم را معرفی کنم اما نمی دانم شما مرا به یاد می آورید من نوجوانی هستم که در حدود 9سال پیش در اردوگاه شهریار با در کنار شما برنج وعدس خوردم و شما بعد از نهار به هرکدام از ما بسته هایی را دادید که در آنها عکس شهدا بود از جمله چند عکس زیبا از شهید آوینی من جز بچه های اهواز بودم که با شما دیدار کردم ساعتی که به من گفتند که سردبیر روزنامه شلمچه می خواهد به اینجا بیاید در پوست خود نمی گنجیدم آن موقع با اینکه سنی نداشتم و درکی از موضعات اطرافم نداشتم اما این را با تمام وجود در نشریه شما می دیدم که حقیقت را می گویید نشریه ای که بوی بی خدایی نمی داد بوی تند روی نمی داد زمانی برایم افتخار بود که بگویم که این جهت فکری من است اما حاجی دل همه را سوزانده اند دیگر کسی به شهدا فکر نمی کند چه برسد بخواهد با عکس شهدا زندگی کند
حاجی من ریش نمی زارم چون می ترسم کاری بکنم و بیشتر از این آبروی اسلام برود
من چفیه را در هزار توی دل خونم پنهان کردم تا اینکه ان را بر سر زنی فاحشه در خیابان نبیند
من در برابر ناسزاهایی که به شهدا می دهند سکوت کنم دیگر چیزی ندارم بگویم هرطور که نگاه کنم می بینم
ان ریش داران بی ریشه همه چیز های ما از ما گرفته اند
هروقت به یاد حرف های شهید باکری می افتم که می گفت که بعد از جنگ افراد سه دسته می شوند اتش می گیرم
حتی بچه های وزارت اطلاعات هم به ستوه امده اند از این همه فسادی که در لوای دین انجام می گیرد
حاجی شاید چهره من را به یاد نداشته باشید اما من هنوز با طمانینه غذا خوردن شما را به یاد دارم چون آنموقع برایم الگو بدید در نوشتن در طرز فکر آری حتی در طرز فکر خیلی به خودم فشار آوردم تا به شما ایمیل بزنم چرا که راهم را گم کرده ام
دوست دارم برای مردم کار کنم
در حزبی فعالیت کنم
قرآن به من می گوید هیچ حزی بالاتر از حزب الله نیست
اما خودمانیم این حزبی که نام خدا را در ایران بروی خود نهاده مصداق خیر الامور اوسطها می شود می دانم آدمی هستی منصف
ای کاش در لبنان بودم درکنار حزب اللهی های واقعی آنجا کار کردن در حزب خدا ارزش دارد نه در اینجا که با یک ریش زند ملحد و زندیق ات می کنند
این امیل را نزدم که که اینها را بگویم
این امیل را نزده ام که بگویم که من در پستوی هزاران ناسزایی که به مقدسات و ائمه می هند پنهان شده ام
نه
این امیل از خاطر بود که بنیم هنوز هم آنگونه که باید منصف هستید
من در زیر پوست شهر مکاشفات زیادی داشته ام
با هر قشری که بگویید دردل کرده ام و سوژه برای کار کردن زاید دارم از شما می خواهم که با شما در صورت امکان همکاری کنم و سوژه هایی را که دارم به مستند تبدیل کنم آنهم با همفکری شما من الان دانشجو هستم در جایی که پر از سوژه است درس می خوانم راستی من الان 21 ساله هستم
آقای دهنمکی نمی دانم امیل مرا می خوانید یا نه یا اصلا من را به خاطر می آورید یا جواب مرا می دهید
اما هرکجا که هستید منصف باشید
قربان شما
میر محمدرضا صمدی |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 17:50 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
امشب میهمانی افطار دهها تن ار آزادگان قدیمی و رهبران و چهره های شاخص اردوگاهها در مسجد دانشگاه تهران برگزار شد.
از اینجانب هم دعوت کرده بودند که میهمانشان باشم. به قول جوکار آزاده ده ساله شما محرم آزاده ها هستی. کیانی هم از رهبران موصل دو می گفت ده نمکی بدون اینکه اسیر شده باشد همه اردوگاهها را سیر کرده! من هم در پاسخ به سوال یکی از اسرا گفتم من اردو گاه چیز بودم شما کدام اردوگاه بودی؟ آقای ابو ترابی نایب رئیس مجلس شورای اسلامی هم سخنرانی کردند و در پایان هم گپ مفصلی زدیم.ایشان می گفت من از دیدن اخراجی ها خیلی لذت بردم واقعا عالی بود نمی دانم چرا برخی اینقدر بی خودی دنبال بهانه جویی و عیب گذاری هستند آنها اگر جو اردوگاهها را می دیدند چه می گفتند؟ به قول یکی از بچه ها اردوگاهها نمونه کوچکتر آدمهای جنگ است از نماینده امام تا ووزیر و فرمانده سپاه استان و سرهنگ و سرباز و بسیجی و مردم عادی در آنجا بودند.. من عرض کردم اخراجی ها نمود برخود حاج آقا ابوترابی با رزمنده ها در برابر نوع نگاه حاج صالح ها ست. کسانی از فیلم بدشان آمده که خود را در نقش حاج صالح ها دیده اند وگرنه عموم رزمنده ها برخوردشان جذبی بود و نه دفعی و صدها مجید سوزوکی در جبهه ها بوده اند و شهید شده اند .اینها از اینکه دستشان در تحریف جنگ ومنش رزمنده ها روشده ناراحتند.. یکی دیگر از آزاده ها می گفت برایم جالب بود روزنامه ای که دشمن خونی شهید آوینی بود خود را مدافع تفکر رزمنده ها می نامد اگر آقا بالای سر جنازه شهید آوینی نیامده بود معلو م نبود اصلا اینها بگذارند شهید آوینی را جزو شهدا محسوب کنند هرچه با خودم کلنجار رفتم نتوانستم تصور کنم این گیرینف ها اگر در اسارت و اردو گاه بودند جزو کدام دسته بودند؟؟؟ امشب به خوبی می شد جای خالی مرحوم ابوترابی را حس کرد او که هم در کار نشریه و هم کار نگارش فرهنگنامه اسارت وازادگان مشوق اصلی من بود |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 22:4 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
مستند ساز طرح مصائب مردم می کند
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8607130061
خبرگزاري فارس: كارگردان «اخراجيها» و «فقر و فحشا» گفت: دغدغه من طرح مصائب مردم و جامعه است اما اينكه از فيلمساز توقع داشته باشيم كه ضمن طرح مسئله، به ارائه راهحل هم بپردازد، تصوري نادرست است. به گزارش خبرگزاري فارس يه نقل از روابط عمومي نخستين جشنواره بينالمللي فيلم مستند ايران: سينما حقيقت، مسعود دهنمكي مستندساز و كارگردان گفت:سينماي مستند ايران، به مراتب پتانسيل بيشتري نسبت به سينماي داستاني دارد و با رويكرد جدي مديران فرهنگي كشور به اين گونهي خاص و مهم سينمايي، به تدريج سينماي مستند هم به جايگاه اصلي خود رهنمون خواهد شد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 15:16 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
شبه خاطرات (۲۹)
برای سلامتی همه شهیدا صلوات
صبح که شد دیگه اثر مورفین تموم شد و درد دو باره به سراغم اومد .آه و نالم داشت شروع می شد که با یه تخت چرخدار سراغم اومدند.با خودم گفتم خدا پدر مسئولین رو بیامرزه که بالاخره برای زخمی های که تو راهروهای بیمارستان خوابونده بودند جا ردیف کردند. بردنم تو یه اتاق شونزده تخته .همه غصه دار بودند و با چشمهای خیس به من نگاه می کردند .یک از بچه ها تازه شهید شده بود و اونو از رو تخت برداشتن و من رو جای اون خوابوندند! یکی از بچه ها براتی اینکه روحیه همه عوض بشه و من هم نترسم بلند گفت برای سلامتی همه شهیدا صلوات . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 16:21 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
امروز تصمیم داشتم جوابیه روزنامه جمهوری را ارسال کنم .داشتم دقایقی پیش متن آن را ویرایش کردم که دوست خوبمان آقای حمید داوود آبادی تماس گرفتند که :
خواهش می کنم به خاطر من این مطالب را از روی وب بردار و جواب نده. من عرض کردم من که هنوز جواب ندادم فقط مطلب آنهارا در وب منتشر کردم و از مخاطبان خواستم که با مطالعه آن پاسخ بدهند که این همگرایی بین این دوستان از سر چیست؟(روزنامه جمهوری -سایت آفتاب-روزنامه توسعه) وگرنه من اصلا نگارنده نامه را نمی شناسم .روزنامه جمهوری به عنوان یک رسانه اتهام خیانت و غیره را با تحریف فیلم منتشر کرده و قانونا می بایست جوابیه را چاپ کند وگرنه شخص حقیقی آقای درخشنده مثل سایرین می تواند هر دیدگاهی داشته باشد... وقتی در روزنامه می نویسند لباس روحانیت در فیلم چنین و چنان شده در حالی که به شهادت صدها عکس طلاب هم با لباس روحانیت و هم لباس خاکی در جبهه ها بوده اند و در فیلم هم با دو نوع لباس نشان داده شده و روحانی فیلم هم در خط مقدم با لباس خاکی زخمی می شود چیزی جز تحریف واقعیت است؟ تجلیل از اخراجی ها با حضور صدها طلبه رزمنده در مدرسه معصومیه قم را در مطبوعات نخوانده اند.. تجلیل سرداران محسن رضایی و احمدی مقدم و همدانی و امینی و سوری و....را در رسانه ها ندیدند؟ اینها نماینده کدام قشر از رزمنده ها هستند.. دلشان از چه چیزی سوخته ؟؟ از اینکه در سال وحدت ملی این همه اقشار مردم رزمنده ها را از جنس خود دیده اند؟ به هر حال کسانی که مستند علیه اخراجی ها راساختند الان دیگر در ادامه تحقیقات خود به آن چیزهایی رسیده اند که من نمی خواستم بگویم... آقای درخشنده اگر دلشان به حال این جنگ می سوزد مثل یک محقق عمل می کرد و پیش خود شما می آمد تا آدرس شاهدان زنده واقعی بودن مجیدها را بدهید همین حالا هم حاضرم ایشان همین قصه اخراجی ها در گردان سلمان در لشگر ۲۷ را سوژه داستان خود کند و حقیقت را مرد و مردانه کشف کند و بنویسد.. من ترجیح می دادم در یک مجلس عمومی این بحثها به مناظره گذاشته شود و یا اینکه به یک مناظره قلمی مکتوب تبدیل شود اما دوستان با اتهام زدن و خائن خواندن در روزنامه قصد آشکار شدن حقیقت را ندارند.. مشکل در نفسانیات است وگرنه دوستانی مثل ایشان تا نزد عالی ترین مقاقامات این کشور علیه این فیلم رفتند و جواب نگرفتند! این بحث را در وبلاگ ادامه نمی دهم به خاطر احترامی که برای آقای داود آبادی قائلم و اصل پاسخ را به ایشان می دهم تا در صورت لزوم به دوستشان بدهند..
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 19:29 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
بچه های هیئت بلاگ مراسمی گرفته بودند که در نوع خود کم نظیر بود.آنها به جای خاله زنک بازی مثل برخی وبلاگ نویسان که سر در آخور سرمایه داری مدرن دارند و نان باغداران پسته سیاسی را می خورند و دم از جنگ و شهدا می زنند یک بار با حضور صدها وبلاگ نویس جلسه نقد و بررسی فیلم را برگزار کردند و حرفهایشان را مردانه و رودر رو زدند در مراسم دومشان هم که در فرهنگسرای رسانه برگزار کردند
از حقر برای خاطره گویی دعوت کرده بودند من در آنجا عرض کردم که امروز اسیب شناسی زبان های تبلیغ و ترویج خاطرات دفاع مقدس مهمتر از بیان خاطره است. نه اینکه این کار بد باشد اما شان شما ایجاب می کند که عمیق تر عمل کنید. ولی باز احسنت به همت این جوانان وبلاگ نویس که محیط وبلاگستان را فرهنگی تر کرده اند |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:58 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
صبح منتشر می شود
در آستانه دهمین سالروز تعطیلی نشریه شلمچه
صبح با رویکردی فرهنگی و اجتماعی و آرمان گرایانه فارغ از تعلقات جناحی و مناقشات خطی منتشر می شود کلیه علاقمندان به همکاری اعتقادی و نه مادی می توانند با انتخاب ستونی خاص خود و نامگذاری این ستون با نام خود ضمن اعلام پیشنهاد نوع همکاری و نوع مطلب(طنز-فرهنگی -سیاسی -اجتماعی-عکس-کاریکاتور-و....) شماره تلفن همراه-ایمیل-آدرس وبلاگ و یا وب سایت را به صورت خصوصی در این پست اعلام نمایند. لازم به توضیح است که کانت های این پست برای نمایش تایید نمی گردد. پیشنهادات خود را برای تنوع مطالب این نشریه نیز می توانید در این پست بنویسید |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 23:23 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
دیشب میهمان مردم و بسیجیان ورامین بودم. دهها نوجوان محله های مستضعف نشین ورامین با قیافه های محبوب فقیرانه سرهای تراشیده و دمپایی های لاستیکی که منو یاد بچه گی هام می انداخت رو موکت های رنگ و رو رفته نشسته بودند تا روی یک پارچه چروک سفید که به احتمال زیاد ملحفه های رختخواب بوده و به هم دوخته شده بودند تا مثلا روی یک داربست پرده سینمای اونها را درست کرده باشه به مناسبت هفته جنگ اخراجی ها رو نگاه می کردند. پدر و مادر های شهدا هم روی صندی های پلاستیکی مثلا لوژ نشسته بودند. صحبتهای من که تموم شد همه بچه ها ایول ایول می فتند .صحبتشونو قطع کردم و گفتم ایول برای شماست و شما پدر و مادرای شهدا .ایول برای این خاکه که در اون اسدالله پازوکی و بهروز پازوکی ها و نورالله پازوکی ها و فریدون تاجیک ها و دهها دلاور دیگه پرورونده. اسدالله پازوکی شما خودش معلم دهها مجید سوزوکی بوده و ما هم در رکاب اونها. من فقط یه چشمه از مرام بچه های واقعی جنگ رو نشون دادم تا گول کسانی رو که به اسم جنگ به دنبال نون اون بودند رو نخورید.به قول شهید خرازی جنگ رو درشت می نویسند نه درست.جنگ رو اونجوری نشون می دن که دوست دارن نه اونطوری که بوده پس ایول ایول اسدالله رو ایول!
یکشنبه هم در مشهد میهمان شما مشهدی هاییم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 15:22 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
دیشب مراسم تجلیلاز اخراجی ها و اکران و نقد وبرسی فیلم در دانشگاه تبریز با حضور صدها تن از دانشجویان روزه دار برگزار شد.
در این مراسم فرمانده بیسیج دانشجویی استان زنجان با اهدا تندیسی از از ساخت فیلم اخراجی ها تشکر کرد. در حین مراسم چند نفر از دانشجویان که متاثر از تبلیغات شبکه آمریکایی ترکی زبان بر علیه اخراجی ها بودند با سپر بلا قرار دادن شهید باکری سعی در تخریب اخراجی ها داشتند. به آنها گفتم والله همین شهید باکری هم به قول آقای محسن رضایی اخراجی همین تفکر بود و در گزینش رد شد و همین شهید باکری به شهادت عکاس رزمنده حاج بهزاد پروین قدس و قتی یک بدکاره مشهور تبریز از لشکر ۳۱ عاشورا اخراج شد را به رانندگی خود گماشت تا شهید شد. این سخنان با تشویق های مدام حضار همراه شد تعدادی از این جماعت سطحی نگر با مشاهده جوسالن مراسم را ترک کردند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 11:20 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
امروز روز نامه جمهوری مطلبی به قلم یک وبلاگ نویس که یک جلد کتاب هم برای جنگ نوشته! منتشر کرده و در آن آقای ضرغامی را تهدید کرده که در صورت پخش سریال اخراجی ها در مقابل صدا وسیما ومسجد بلال شکایت به شهدا می برد(نشنیده بگیرید لابد خودش را آتش می زند) جوابیه ای برای روزنامه جمهوری نوشتم که در صورت چاپ طبق قانون مطبوعات! در این صفحه بازتاب خواهم داد ولی دوست دارم نظر شما را در مورد این مقاله بشنوم. خدا را شکر وحدت ملی ما فرا ملی شد انصار و جمهموری اسلامی و اعتماد ملی و همشهری جوان پسر آقای حداد عادل و نسیم پس آقای محسن رفیق دوست و صدای آمریکا در مورد حمله به اخراجی ها به یک نتیجه رسیده اند.شما می دانید چرا؟
http://jomhourieslami.com/1386/13860703/index.html
رياست محترم سازمان صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران |