تبليغاتX
مسعود ده نمکی
نسبت آوینی و مخملباف یکی از بهترین عبرت های روزگار ماست که می تواند دستمایه داستان و یا حتی فیلم نامه خوبی قرار بگیرد.

اولین نسبتی که به ذهن من رسید عوض شدن آدمهاست ولی این کجا و آن کجا؟

آوینی خود می گوید من از یک راه طی شده با شما سخن می گویم و این راه طی شده از دغدغه های جوانی گرفته تا افه های روشنفکر بازی است اما در نهایت از او سید شهیدان اهل قلم ساخته می شود.شنیده ام پگاه آهنگرانی از دوران جوانی او مستندی ساخته که یه او گفته اند غیر قابل پخش است اما مگر می توان حر را بدون  قبل از ظهر و بعد از ظهر عاشورا شناخت

اما مخملباف هم سلوک کرده امروز که اور را بر مونیتور رسانه های خارجی می بینم یاد حرفهای یوسف می افتم که خودش به من می گفت مخملباف ترک موتور می نشست و......به جان مردم می افتاد و این روشنفکر امروز زمانی می خواست نارنجک به دور کمر ببندد و مهرجوئی را منفجر کند و اما امروز زمانه  از مخملباف چه ساخته و آوینی کجاست !

 

در پست های بعدی می خواهم تاریخ را با هم بیشتر مرور کنیم و از دیدگاههای این دو بیشتر بنویسم

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مسعود در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 1:19 |

جمعه نامه/تو هم می میری!

نمی دانم در کنار مفهوم به لحن این جمله هم فکر کرده اید؟

خدا خطاب به حبیب خود پیامبر هم اینگونه سخن گفته!

انک میت و انهم میتون

تو می  میری و آنها نیز خواهند مرد

+ نوشته شده توسط مسعود در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 11:32 |
 
 
گزارش تحليلي مجله نيوزويك از موفقيت «اخراجي‌ها2»

خبرگزاري فارس: مجله هفتگي آمريكايي «نيوزويك» در شماره جديد خود، در گزارشي تحليلي به «اخراجي‌ها2» و «مسعود ده‌نمكي» پرداخت.

به گزارش خبرگزاري فارس، در اين گزارش كه با عنوان «افراطي خندان پرده نقره‌اي»(The Laughing Radical of the Silver Screen) منتشر شده، آمده است: به سختي مي‌توان مسعود ده‌نمكي ريشه‌دار و اخمو را، كارگردان يك فيلم كمدي بسيار پرفروش تصور كرد. او سه سال در جبهه‌هاي جنگ ايران عراق بوده است. ده‌نمكي پس از بازگشت از جبهه به يك گروه شبه نظامي اسلامي پيوست... «اخراجي‌ها 2» فيلم جديد او كه شبيه «قهرمانان هوگان به سبك ايراني» است، ركورد فروش را در كشور شكسته و تا هفته پيش بيش از 1/6 ميليون دلار فروش كرده است.
او با لحني آرام در حالي كه بلندگوي كارگرداني را در يك سو و خمپاره‌اندازي را در سوي ديگر به عنوان اثاثيه صحنه فيلم قرار دارند، مي‌گويد: بايد به فيلمسازي مي‌پرداختم چون واقعيت‌هايي را از جنگ مي‌دانستم كه نمايش داده نمي شد. به همين دليل آستين‌ها را بالا زدم تا از نسل خود براي نسل امروز بگويم.
اين يك پيام نيست كه جوان ايراني از طريق كانال‌هاي ماهواره‌‌هاي غيرقانوني زير بمباران ويديوهاي بوتيني و گروه بلك آيدپيز بوده و تمايل به شنيدن آنها داشته باشد؛ بلكه ده‌نمكي به شيوه‌اي روان و حرفه‌اي و سكانس‌هاي آكشن به سبك هاليوود برگرفته از اليور استون و تاثيرات "نجات سرباز رايان " و حجم زيادي شوخي هايي كه برخي از آنها مستقيماً به برخي سران كشور اشاره دارد، مخاطبان را جذب كرده است.
يك جوان بيست ساله مو سيخ سيخي پس از ديدن فيلم مي‌گويد: از خنده مُردم. شوخي‌هايي در اين فيلم بود كه در جامعه آنها به گوش نمي‌رسند.
مهم‌تر اينكه، شايد، ده‌نمكي با نمايش ايرانياني با ديدگاه‌هاي متفاوت سياسي كه اختلافاتي دارند و در ستيزند، ولي در نهايت در فيلم براي وحدت ملي با هم همكاري مي‌كنند، يك تاثير ملي عميق در دل مخاطبانش بر جا گذاشته باشد. در آخرين صحنه فيلم «اخراجي‌‌ها2» زندانيان جنگي ايران به صف شده و در حالي كه نگهبانان عراقي آنها را تحت نظر دارند، گروه موسيقي شروع به نواختن سرود «اي ايران» مي‌كنند. در نمايش اخير فيلم در تهران، گروهي از طيف‌هاي مختلف تماشاگران به هنگامي كه زندانيان جنگي سرود اي ايران را مي‌خوانند، به نشانه اداي احترام به پا خواستند. از آغاز اكران فيلم در 21 مارس، تشكيل صف‌هاي طولاني، سالن‌ها انباشته از تماشاگران و استفاده از صندلي‌هاي تاشو مابين رديف‌ها براي نشاندن تماشاگران بيشتر، به امري عادي بدل گشت.
در اين گزارش نوشته شده است: در ميدان مشهوري در جنوب تهران، سه سينماي رو به روي هم، همزمان اين فيلم را نمايش مي‌دهند و همه آنها نيز بليط تمام مي‌كنند. ده‌نمكي با لبخند مي‌گويد: اول بايد مخاطب را جذب سينما كرد و بعد مي‌توان راجع به مسائل جدي با آنها صحبت كرد. تركيب موضوعات كاملاً ايراني و سبك غربي توسط ده‌نمكي فقط در سالن‌هاي سينما در معرض ديد نيست. در سال‌هاي اخير، آثار هنرمندان جوان ايراني انباشته از مضامين داخلي است و روز به روز اين امبر بيشتر نمود مي‌يابد. اخيراً در گالري آران در بخش شمال شهر تهران نمايشگاه نقاشي‌هاي ديجيتال آرش حنايي برپاست كه نشانگر صحنه‌هايي از مراسم عاشورا در كنار آرامگاه شهداي جنگ است. تأثير آن تكان‌دهنده است يك بخش آن، بازسازي نقاشي ديواري عظيم شهيدي از يكي از خيابان‌هاي مشهور تهران است، كه به سبك گرافيكي كار شده، درست مثل صفحه‌اي از يك كتاب مصّور. در يك بعدازظهر معمولي اين روزها، گروهي از جوانان امروزي علاقمند به گالري با لباس‌هاي جين تنگ بر تن و روسري‌هاي گل و گشاد، در حال مزه مزه كردن چايي و نگاه اجمالي به آثار هنري هستند، آثاري كه برخي از آنها چندين بار تجديد چاپ شده و به فروش رفته‌اند. چند تن از موسيقيدان‌ها نيز به سبك تربت‌جام روي آورده‌اند كه آموزش سازهاي كلاسيك محلي مثل دو تار و سه‌تار ديده‌اند.
در بخش ديگري از اين گزارش آمده است: ده‌نمكي، اين مرد لاغراندام با رفتاري آرام و موقر، تجربيات شخصي خود را از سنگرهاي جنگ ايران و عراق در اخراجي هاي 1 و 2 به تصوير مي‌كشد. او هرگز به طور رسمي آموزش فيلمسازي نديده و اين امر منتقدان فيلم را در تهران آزار مي‌دهد، آنها معمولاً نقاط ضعف فني فيلم‌هايش را در مصاحبه‌هاي مطبوعاتي و تلويزيوني به رخ مي‌كشند و سابقه ده‌نمكي كه بسيار دور از كارهاي هنري است فاصله‌اي كه قابل تصّور نيست در 16 سالگي از خانه گريخت تا به نيروهاي نظامي بپيوندد و در دوران جنگ، سه سال در خطوط مقدم جبهه بود و در معرض گاز خردل قرار گرفت و آتش خمپاره او را مجروح كرد. پس از طي دوران نقاهت در بيمارستاني در تهران در سال 1986، ده‌نمكي دوباره به خطوط مقدم جبهه بازگشت. دو سال بعد، واحدي كه او را در آنجا خدمت مي‌كرد، يكي از نخستين گروه‌هايي بود كه از مرز عراق گذشت و وارد حلبچه شد، اندكي پس از آنكه ارتش صدام آن شهرستان را با گاز شيميايي مورد حمله قرار داده بود. ده‌نمكي سري تكان داده مي‌گويد: فاجعه بود آنجا يك شهر عادي بود همه چيز طبيعي به نظر مي‌رسيد. ديگ‌هاي غذا روي آتش بودند، ولي كسي نفس نمي‌كشيد. پرندگان مرده بودند، حيوانات مرده بودند، مردم مرده بودند. اين يكي از تلخ‌ترين خاطرات من است. اين تجربه تلخ به ده‌نمكي كمك كرد تا حس صميمانه عميقي بين سربازان هم‌قطارش ايجاد كند. دوستي‌هاي آن دوران به گونه‌اي بود كه انگار صد سال است كه همديگر را مي‌شناسند. غيرقابل توصيف است. 21 سال از پايان جنگ مي‌گذرد ولي هنوز، اغلب با هم هستيم. برخي از دوستان پاهاي مصنوعي، دست يا بازوان مصنوعي و چشم شيشه‌اي دارند. ولي مسأله جالب اينست كه وقتي دور هم جمع مي‌شويم، فقط مي‌خنديم.
فيلم‌هاي «اخراجي‌ها»، ماجراهاي گروهي آدم‌هاي ناجور متلك‌گو را دنبال مي‌كند كه سروكارشان به خطوط مقدم جبهه مي‌رسد. بين آنها، يك معتاد، يك جيب‌بر و چند خلاف‌كار خرده‌پا وجود دارد. به نظر مي‌رسد كه يك روحاني خوش‌قلب تنها آدم منطقي اين دو فيلم است كه آوازهاي مبتذل و شوخي‌هاي مستهجن اين گروه را با صبوري تحمل مي‌كند.
نيوزويك نوشته است: در هر دو فيلم نيش و كناياتي به روحانيون و دولت ديده مي‌شود، ولي بخش عمده آن شوخي‌هاي بي‌حد است و صحنه‌هايي كه تحوّل شخصيت‌ها را نشان مي‌دهد و حس ملي‌گرايي در آن است، فيلم را به سوي ملودرام مي‌كشاند. در فيلم نخست، مجيد سوزوكي راهي جنگ مي‌شود كه معشوق خود را تحت تأثير قرار دهد و رفقاي نزديكش فرمانبردارانه به‌دنبال او راهي مي‌شوند.
در سال 2007، اين فيلم ركورد فروش را شكست، تا وقتي كه دي‌وي‌دي قاچاق فيلم وارد بازار شد و سود هنگفتي نصيب قاچاقچيان آن كرد. آغاز فيلم دوم درست از همانجايي است كه فيلم اول به پايان مي‌رسد. سربازان عراقي اين گروه را دستگير كرده و به اردوگاه زندانيان جنگي مي‌فرستند. زماني كه آنها در اردوگاه هستند، گروهي از زندانيان جنگي گروه ديگر را لو مي‌دهند و به نظر مي‌رسد كه بين ايرانيان همانقدر خصومت است كه نسبت به نگهبانان عراقي خصومت دارند.
در اين گزارش نوشته شده است: سال‌ها، دولت ايران سبكي از فيلم‌ها را به‌نام فيلم‌هاي دفاع مقدس پايه‌گذاري كرده كه در اين فيلم‌ها سربازان ايراني به صورت رزمندگان مقدس بي‌عيب و نقص و تمام عيار نمايش داده مي‌شوند. در دو فيلم اخراجي‌ها، ده‌نمكي اين اسطوره را درهم مي‌شكند و سربازان را آدم‌هايي معمولي نشان مي‌دهد كه ممكن است داراي نقاط ضعفي هم باشند. او مي‌گويد: من جنگ را از زاغه‌هاي مهمات و پناهگاه‌هاي زيرزميني آن مي‌شناسم و در كنار چنين آدم‌هايي بوده‌ام. پس ديدگاه من شبيه ديدگاه فرمانده‌هان نيست.
اين تصوير به‌وضوح مخاطبان را به لرزه درآورده است. در محله‌هاي كارگرنشين جنوب تهران مخاطبان بارها و بارها به ديدن فيلم مي‌آيند تا از مسخره‌بازي‌هاي سربازان بخندند و درخواندن سرود پاياني فيلم همراهي كنند. تحليل‌گران در تهران معتقدند كه حداقل بخشي از محبوبيت فيلم به‌خاطر كشش گسترده به نوعي اصول اخلاقي پوپوليست طبقه كارگر است كه رئيس‌جمهور احمدي‌نژاد از آن دفاع مي‌كند، اصول اخلاقي كه ده‌نمكي در هر دو فيلم از آنها پشتيباني مي‌كند.
نيوزويك نوشته است: سوابق احمدي‌نژاد و ده‌نمكي مشابه هم هستند: هر دو در نارمك بزرگ شده‌اند، محله كارگرنشين در جنوب شرقي تهران و هر دو در سنين نوجواني راهي جبهه شدند. احتمالاً قابل پيش‌ بيني بود كه موفقيت خبرساز ده‌نمكي با فيلم «اخراجي‌ها2»، فقط بر فهرست منتقدانش افزوده است. برخي از آنها سربازان قديمي هستند كه اين تصوير غيرتحسين‌آميز از جنگ توسط او را دوست ندارند.
ابوطالب مشاور مجلس كه در جنگ همراه با ده‌نمكي خدمت مي‌كرده و در حمله براي تسخير شهر بصره در عراق در سال 1987 با او همراه بوده، مي‌گويد: وقتي قسمت اول «اخراجي‌ها» اكران شد، به همراه ده‌نمكي به ديدن فيلم رفتم در حال تماشاي فيلم عصباني شده، به طرف او برگشتم و به او فحش و لعنت دادم. گفتم: مسخره اين چيه ساختي؟ رفاقت آن دو پابرجاست، ولي ابوطالب از ديدن «اخراجي‌ها2» امتناع كرد. حتي با اين كه سينمايي در نزديكي منزلش آن را نمايش مي‌دهد. او مي‌گويد: به نظر من اين فيلم اهانت نسبت به سرباز قديمي است. اين فيلم اهانت به فيلم‌هاي دفاع مقدس نيز هست.
نيوزويك نوشته است: در طي دهه 1990، ده‌نمكي براي روزنامه‌هاي افراطي كه برخي از آنها متهم به ايجاد خشونت عليه فعالان سياسي بودند، كار مي‌كرد. او مايل است اشاره كند كه يكي از روزنامه‌ها به‌نام «شلمچه» توسط سياستمداران اصلاح‌طلب تعطيل شد و ديگري به نام «جبهه» توسط محافظه‌كاران تعطيل گرديد. هنوز، براي آنهايي كه او را در دهه 1990 مي‌شناختند، خاطرات ناخوشايند در اذهان مانده است. ده‌نمكي مي‌گويد كه از گذشته‌اش احساس پشيماني نمي‌كند. او مي‌گويد: از هر كاري كه كرده‌ام دفاع مي‌كنم. و هر دروغي را رد مي‌كنم. او درباره دو مسأله تاكيد دارد: عدالت و ستيز با فساد كه نيروي محركه او در دوران فعاليت حرفه‌اي‌اش بودند. حس عدالت‌خواهي او را به سمت ساخت نخستين فيلمش، فقر و فحشا سوق داد، يك مستند بحث‌انگيز حاوي مصاحبه‌هايي با چند فاحشه. فيلم توقيف شد ولي كپي‌هاي غيرمجاز آن در سرتاسر كشور پخش شد. هنوز، منتقدان مي‌گويند كه اگر پيشينه ده‌نمكي نبود، او هرگز موفق نمي‌شد چنين مستندي را بسازد يا به چالش خط قرمزهاي جنگ ايران و عراق در دو فيلم اخراجي‌ها بپردازد. ده‌نمكي انتقادات را به راحتي مي‌پذيرد.
او با لبخند مي‌گويد: نمي‌توانند بپذيرند كه يك تازه‌وارد موفق شده ركوردهاي تاريخ سينماي ايران را بشكند، آن هم بدون تحصيل رشته سينما.
ده‌نمكي يك گام سبك شناختي از ايام نظامي خود دور شده، ولي حتي اين گام به گفته ابوطالب، حرف‌هايي دارد: كسي كه با فرياد پيامش را منتشر مي‌كرد، حالا به چيزي با فرهنگ روي آورده است. حالا از هنر براي بيان آنها استفاده مي‌كند. اين خيلي مهم است. ميليون‌ها جوان ايراني با ديدن كشش داخلي فيلم‌ها، جلب مي‌شوند.
انتهاي پيام/ا

+ نوشته شده توسط مسعود در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 17:12 |

یکشنبه نامه/اگر همه عالم هم گفتند خوبی خوشحال نشو!

 

شیعه ما نیستی اگر همه مردم شهر گفتند تو آدم بدی هستی و تو غمگین شوی و اگر همه آنها بگویند آدم خوبی هستی  خوشحال شوی.بلکه خودت را به کتاب خداعرضه کن.....

الحیات/امام صادق(ع)

+ نوشته شده توسط مسعود در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 2:12 |
 

 اخراجی ها و دیدار با نویسندگان نشریات مجلات همشهری

چهارشنبه گذشته مهمان گروهی از نویسندگان و سردبیران نشریات همشهری بودم. دیدار ۳ ساعته ای که به دعوت دوستان صورت پذیرفت تا با گفتگویی رو در رو به یک درک متقابل برسد.

گرچه روند نشریات و روزنامه همشهری در قبال فیلم اخراجی ها نگاهی به شدت انتقادی و حتی در بسیاری از موارد گزنده بود  اما فکر کردم شاید در دیدار رو در رو و پرسش و پاسخی شفاف شبهات جوانان خوش سلیقه پاسخ داده شود. مدیر نشریات همشهری قبل از این دیدار می گفت: ما فکر می کنیم علی رغم همه انتقاداتی که همکاران ما به این فیلم دارند ولی باید این واقعیت را قبول کنیم که اخراجی ها یک پدیده ناشناخته برای ماست و برای اینکه بفهمیم چگونه اخراجی ها به این اوج رسید باید رو در رو و شفاف به پای صحبت های سازنده آن بنشینیم.

گرچه آقای مدیرمسئول معتقد بود هیچ کدام از مطالب شان اهانت آمیز نبوده ولی من فکر می کنم نگاه دوستان با مقداری تعصب و عصبانیت همراه بوده است اما این عصبانیت را در چهره دوستان مجلات همشهری به خصوص در این دیدار ندیدم.

 

+ نوشته شده توسط مسعود در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 12:40 |
 

این وبلاگ توسط دوستان طرفدار آزادی بیان هک شد! 

تمام متن هایی که در طی دیروز(88/4/1) در این وبلاگ نگاشته شد جعلی بوده و به منظور اخاذی و فشار سیاسی صورت پذیرفتهاست.

ارسال  هر گونه ایمیلی از آدرس های قبلی نیز  جعلی می باشد

بعد از بازسازی آرشیو مطالب و طراحی قالب جدید دوباره در خدمت شما خواهم بود.

این نیز بگذرد!

 

مسعود ده نمکی

+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 10:4 |

ای کاش

 اخراجی های 3 را قبل از انتخابات

 می ساختم !

نگذارید سلطنت به کشور باز گردد!!

چند شبی است که در شهر بلوایی به راه افتاده  است.این فضا تداعی کننده مناقشات اول انقلاب است .گروههای مختلف کاروان های تبلیغاتی به راه انداخته و به طرفداری از نامزد مورد حمایت خود شعار می دهند.گروهی پارچه سبز به دست و سر بسته و گروهی پرچم ایران بر دوش انداخته اند .

از همه جالبتر درهم ریختگی گروه حامیان  دو طرف از نوع ظاهر و پوشش و طبقات فکری و اجتماعی است.در بین طرفداران دکتر احمدی نژاد علاوه بر بچه های مذهبی نسل دیگر و جوانان با پوشش های مختلف نیز دیده می شوند و در میان طرفداران مهندس موسوی هم همینگونه است.اما نکته مرتبط به تیتر این مطلب یعنی اخراجی ها و انتخابات دهم شعار مشترک هر دو گروه بر گرفته از فیلم اخراجی هاست که در تمام تجمعات به گوش می رسد و همه نامزد مورد حمایت خود را به سبک قهرمانان فیلم تشویق می کنند.

ای کاش فرصت می شد و اخراجی های سه را قبل از انتخابات می ساختم تا بیشتر این مخاطب متوجه عمق پیام فیلم می شد.  درد من از ساخت فیلم نه تنها ایجاد تعلق خاطر در نسل جدید به دفاع مقدس و ارزشهای آن بود که شکر خدا اینگونه شده  است بلکه پیام  دیگر آن کنار هم قرار دادن آنها برای یک آرمان مشترک است .گرچه  رنگ سبز سیدی میر حسینی ها با پرچم ایرانی گری  احمدی نژادی ها روی هم همان جمهوری اسلامی است اما می ترسم از این آب گل آلود دیگران ماهی بگیرند...

در حالی که کرباسچی از طرفدارن کروبی به اخراجی ها حمله می کند که افخمی و ابطحی چیز دیگری میگویند  و  طرفداران  آنها با زبان اخراجی ها شعار می دهند.در حالی  محمد علی نجفی به طرفداری از میر حسین می گوید به میر حسین رای دهید تا امثال اخراجی ها ساخته نشود که سید جواد هاشمی به نقل از خاتمی در مورد فیلم چیز دیگری می گوید و جمع کثیری از مردم با اخراجی ها زندگی کرده اند. و در حالی فرج الله سلحشور علیه اخراجی ها فحاشی می کند  و می گوید حاضر است جانش را به خاطر دکتر احمدی نژاد بدهد اما خیل کثیر هواداران دکتر از دوستداران اخراجی ها بودند و چندی پیش خود دکتر  به همراه برخی از اعضائ هیئت دولت به تماشای فیلم نشست...

دیشب من در میدان ولیعصر بودم و حسام نواب صفوی در میدان ونک و جالب توجه  ابراز احساسات  و لطف  مشابه مردم ار هر دو تفکر بود و این نشان می داد که همه ما چه نسل پیشین و امروز زبان مشترکی یافته ایم اما ای کاش خناسان بگذارند نان رانتخواران در دعای بین مردم است .وای به روزی که این سبز ها و این پرچم ها مشتشان را با هم به سوی غارتگران بیت المال و ریاکاران دین فروش گره شود!

ای کاش یکی از نامزد ها بیاید و بگوید در کنار گشت های  ارشاد مردم گشت هایی هم برای ارشاد این آقازاده ها راه بیاندازیم!

هموطنان!

 پیام اخراجی ها وحدت و همدلی همه ما بود و پیام دیگر آن اخراج ریاکاران و متظاهران بود نه خادمان و وفاداران به کشور و انقلاب.

اخراجی های واقعی نئو سلطنت طلبان اشرافی گری هستند که دستشان از بیت المال کوتاه شده است.

اخراجی های واقعی کسانی هستند که در دل خود نه به موسوی اعتقاد دارند و نه به احمدی نژاد اما مدعی همه انقلاب و کشور هستند...و مظلوم نمایی می کنند !

کسانی اخراجی واقعی هستند که شهید آوینی در وصف تفکرات آنها کتاب توسعه و تمدن غرب را نوشت!

بیدار باشید و نگذارید سلطنت به کشور باز گردد.

خاندان سلطنت عده ای بامجان دور قاب چین دارد  که خود را آویزان این فضا کرده اند آنها کسانی هستند که فقر و فحشا محصول ثروت اندوزی آنهاست.

کدام استقلال کدام پیروزی را ببینید تا بدانید برنده دعوای قرمز ها و آبی ها چه کسی است!

خدا چندی است که آنها را خوار کرده است و از اسب به زیر انداخته است  . اینها امام زاده ای هستند که کور می کنند اما شفا نمی دهند ای کاش برخی نامزدهای انتخاباتی به صراحت از آنها فاصله می گرفتند .برای آنهاخط قرمزی جز  دنیا و جیبشان  وجود ندارد.لازم باشد به هر کسی جام زهر می نوشانند....

 اما وعده خدا حق است و آینده زمین از آن مستضعفین است.دیر و زود دارد سوخت ولی سوز ندارد.

+ نوشته شده توسط مسعود در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 2:2 |


Powered By
BLOGFA.COM